آوار «سوءمدیریت» همچنان بر سر خانه‌های تاریخی خراب می‌شود

گفتگوی بابک مغازه ای با فردا نیوز درباره خانه های تاریخی در ۱۸ شهريور ۱۳۹۰

http://www.fardanews.com/fa/news/161139

از خانه‌های تاریخی فقط یک عکس باقی می‌ماند

آوار «سوءمدیریت» همچنان بر سر خانه‌های تاریخی خراب می‌شود

چرا هیچ یک از مالکان به جای شکایت برای خروج خانه‌هایشان، این شکایت را مطرح نمی‌کنند که سازمان میراث فرهنگی در مرمت آثاری از این دست به آن‌ها کمک نمی‌کند؟ آن‌ها می‌خواهند هر چه سریع‌تر در این اماکن برج یا پاساژ بسازند و خوب طبیعی است که برای دست‌یابی به سود بیشتر نه تنها اقدامی برای مرمت نکرده‌اند بلکه هر راهی از کندن در و پنجره تا بستن ناودان هنگام باران را برای تخریب هر چه سریع‌تر این خانه‌ها به کار می‌برند.
دوستداران سازمان میراث فرهنگی معتقدند این سازمان تلاش جدی برای جذب سرمایه جهت حفظ بناهای تاریخی انجام نداده است.

مریم اطیابی- گروه اجتماعی «فردا»، بحث خانه‌های تاریخی، خروج آن‌ها از ثبت امروزه به معضلی تبدیل شده که راه برون رفتی از آن نیست، از یک سو به مالکان این خانه‌ها اجازه فروش برای تغییر کاربری و ساخت و ساز یا مرمت جدید داده نمی‌شود و شرط فروش مستلزم عدم تغییر کاربری است و از سوی دیگر پاسخ سازمان میراث فرهنگی و شهرداری وقتی با گلایه مالکان مبنی بر اینکه اگر اجازه تغییر یا ساخت ساز نمی‌دهید، لااقل خود دست به خرید و مرمت بزنید، این است که بودجه نداریم و حالا این کلاف سر در گم، در پیچ و خم خلاء‌های قانونی برای صیانت از میراث ملی و دغدغه‌های مهم‌تر مسوولان در قوه مجریه، مجلس، قضاییه راه به جایی برده است که با حکم دیوان عدالت اداری گره‌اش برای همیشه گشوده شود. خانه‌های تاریخی، نماد هویت ملی، یکی پس از دیگری ویران ‌می‌شوند تا برج‌ها و پاساژ‌ها به عنوان نماد توسعه یافتگی و پیشرفت تکنولوژی، آب پاکی بریزند بر هر آنچه که از هزار توی سنت، فرهنگ، تاریخ و هنر این سرزمین تراوش می‌کند، تا نشان دهند اگر در همه شاخص‌های توسعه‌یافتگی کم آورده‌ایم در شاخص برج‌سازی، پاساژسازی و صد البته سدسازی گوی سبقت را از همگان ربوده‌ایم حتی اگر این برتری به قیمت ویران شدن تاریخمان تمام شود! در این بین این پرسش مطرح می‌شود که فارغ از اما و اگر‌های حقوقی، و انداختن توپ در زمین دیگری توسط مسوولان، چه کاری می‌توان برای این خانه‌ها انجام داد؟

دکتر شاهین سپنتا – کار‌شناس بناهای تاریخی در گفتگو با فردا- درباره وضعیت خانه‌های تاریخی می‌گوید: «مشکل این خانه‌ها، ریشه در سرمایه‌گذاری غیر هدفمند دارد. چرا معاونت سرمایه‌گذاری سازمان میراث فرهنگی سرمایه‌گذاران را در جهت صحیح هدایت نمی‌کند؟ به عنوان مثال در حالی‌که هتل‌های اصفهان خالی هستند، چرا باید در حریم آتشگاه هتلی دیگر ساخته شود؟! قطعاً نه تنها ساخت هتل در این حریم توجیه اقتصادی ندارد بلکه سرمایه را به هدر می‌دهد و به یک اثر ثبت ملی شده نیز آسیب وارد می‌کند.»

این فعال میراث فرهنگی معتقد است تا زمانی که مشکلی به نام ورود گردشگر به کشور حل نشود، ساخت هتل چند ستاره هیچ توجیهی ندارد زیرا ساخت هتل بخش بسیار کوچکی از این مشکل است، این در حالی است که با ۳/۱ (یک سوم) این هزینه می‌توان یک یا دو خانه تاریخی را خریداری و پس از مرمت و احیا به عنوان مه‌مان خانه سنتی مورد استفاده قرار داد.

به گفته این پژوهشگر فرهنگ و تاریخ، در این حالت سرمایه در مسیر درستی به کار گرفته شده، حفظ، احیا و مرمت خانه تاریخی توجیه داشته، از طرفی به توسعه زیرساخت‌های گردشگری کمک می‌شود چون یک گردشگر خارجی و حتی گردشگر داخلی ترجیح می‌دهد در یک مهمان‌خانه سنتی اقامت کند تا در یک هتل امروزی. به این ترتیب ضمن هدایت سرمایه به سمت حفظ میراث فرهنگی، بازگشت سرمایه و توجیه اقتصادی آن سرمایه گذار را تشویق به خرید بیشتر این خانه‌ها می‌نماید.

او به این موضوع اشاره دارد که شهرداری هزینه زیادی را صرف ساخت کتاب‌خانه و خانه فرهنگ جهت انجام فعالیت‌های هنری، فکری و فرهنگی می‌کند در صورتی‌که با صرف بودجه و هزینه کمتر می‌تواند این خانه‌ها را خریداری یا اجاره نماید. با این کار ضمن مرمت و نگهداری یک بنای تاریخی، آن را به یک محیط فرهنگی و کاربردی تبدیل می‌نماید، در عین حال در بودجه خود صرفه‌جویی می‌کند.

اما مجتبی گهستونی – کار‌شناس مسائل تاریخی – از اواخر دهه ۷۰ و اوایل دهه ۸۰ سخن به میان می‌آورد و به خبرنگار فردا می‌گوید: آن هنگام که اداره میراث فرهنگی خوزستان برای نجات بخشی برخی از خانه‌های تاریخی از وضعیت فلاکت بار، آن‌ها را بدون اطلاع مالک به ثبت ملی می‌رساند. بعد‌ها مالکین از این عدم اطلاع رسانی به دلیل صدماتی که از ثبت ملی خانه‌هایشان به آن‌ها می‌رسد (عدم تغییر کاربری یا ساخت و ساز) استفاده کرده و خانه‌ها را از ثبت خارج می‌کنند تا آنجا که به گفته این فعال میراث فرهنگی خانه «بالکان مهدیان» که در دهه ۷۰ محل نمایندگی چندین روزنامه در اهواز بوده و کمی عقب‌تر از آن خانه فروغ فرخزاد به این ترتیب از ثبت خارج می‌شود. این بنا که دیر زمانی پیش از آن نیز به دلیل دارا بودن اتاق‌های فراوان محل اسکان لهستانی‌ها بوده، قصه فراز و نشیبش را با تله خاک شدن برای همیشه به فراموشی می‌سپارد. بعد‌ها «سرای عجم» در دل بازار اهواز نیز به چنین سرنوشتی دچار می‌شود و پس از گرفتن حکم شبانه بخش‌هایی از آن تخریب می‌گردد.


گهستونی معتقد است دل نگرانی‌ها فقط متوجه آثار خارج شده از ثبت نیست بلکه هر روز در جای جای ایران باید شاهد تخریب عمدی و آگاهانه آثاری بود که همچنان در ثبت ملی و جهانی هستند اما در حریم و عرصه آن‌ها ساخت و ساز صورت می‌گیرد، یا با سدسازی زیر آب رفته و یا در آتش‌سوزی و عبور و مرور مترو از بین می‌روند، این درحالی است که سازمان میراث فرهنگی هیچ عکس‌العمل درخوری نشان نمی‌دهد.

او از رامهرمز، هندیجان، بهبهان، دزفول، اهواز، شوش‌تر و آبادان به عنوان ۷ شهر دارای بافت تاریخی خوزستان یاد می‌کند و می‌گوید: «واقعاً دولت چقدر در بافت‌های تاریخی برای جذب گردشگر، حفظ خانه‌های تاریخی، ایجاد امنیت و اشتغال سرمایه گذاری کرده است؟ زمانی که مردم با خانه‌های مخروبه که محل اجتماع معتادین شده مواجه می‌شوند هر چقدر هم آن خانه یا بافت ارزش تاریخی داشته باشد، ترجیح می‌دهند زود‌تر تخریب شود و جای آن‌ها پاساژ یا خانه جدید ساخته شود زیرا این بافت و خانه‌ها نه تنها برای آن‌ها سودی نداشته بلکه امنیت آن‌ها را نیز زیر سوال برده تا آنجا که حتی بعضی افراد زندگی در این محل‌ها را مایه خجالت خود می‌دانند. آیا به مردم در بافت‌های تاریخی ایتالیا، فرانسه، ترکیه، اسپانیا و... از زندگی در خانه یا بافت تاریخی چنین حسی منتقل می‌شود!»

از سوی دیگر امین طباطبایی کار‌شناس مسائل تاریخی این پرسش را مطرح می‌کند که آیا ما می‌توانیم یک نسخه خطی نفیس را صرفاً چون مالکش هستیم بسوزانیم یا پاره کنیم؟! حال چگونه است که مالک خصوصی خانه‌های تاریخی چنین اجازه‌ای را به خود می‌دهد؟ پاسخ واضح است چون از نظر افکار عمومی این عمل تقبیح نشده، اگر مردم به‌‌ همان اندازه که حق تخریب را به مالک یک کوزه، فرش یا نسخه خطی نمی‌دهند، تخریب خانه‌های تاریخی را نیز زشت و غیر قابل جبران بدانند، مالکین این خانه‌ها هرگز به خود اجازه چنین کاری را نخواهند داد، چرا که خود را در برابر افکار عمومی مسوول و پاسخگو می‌بینند.

این فعال میراث فرهنگی معتقد است خانه‌های تاریخی نیز بخشی از حافظه تاریخی یک کشور هستند با این تفاوت که اشیاء و نسخ بیشتر شناخته شده هستند، لیکن بنا‌ها به خاطر قرار گرفتن در شهرهای مختلف غیر بومی هستند و به صورت مستقیم شناخته نمی‌شوند. اما آنچه مهم است ماهیت کل این آثار است که همه آن‌ها کنار هم هویت ملی یک کشور را تشکیل می‌دهند و از این رو به هیچ وجه تخریب آن‌ها توجیه پذیر نیست.

او می‌گوید: «چرا هیچ یک از مالکان به جای شکایت برای خروج خانه‌هایشان، این شکایت را مطرح نمی‌کنند که سازمان میراث فرهنگی در مرمت آثاری از این دست به آن‌ها کمک نمی‌کند؟ آن‌ها می‌خواهند هر چه سریع‌تر در این اماکن برج یا پاساژ بسازند و خوب طبیعی است که برای دست‌یابی به سود بیشتر نه تنها اقدامی برای مرمت نکرده‌اند بلکه هر راهی از کندن در و پنجره تا بستن ناودان هنگام باران را برای تخریب هر چه سریع‌تر این خانه‌ها به کار می‌برند.»

طباطبایی پیشنهاد می‌کند تا شهرداری‌‌ همان طور که بودجه‌ای را برای نوسازی بافت‌های فرسوده اختصاص می‌دهد، بودجه‌ای را نیز برای تعمیر و مرمت بناهای تاریخی درون شهری اختصاص دهد تا ضمن حفظ این بنا‌ها کاربری مناسبی نیز از سوی شهرداری برای آن‌ها ایجاد شود، زیرا شهرداری قدرت جذب سرمایه‌ را دارد و می‌تواند سرمایه‌گذار را برای تغییر کاربری فرهنگی این بنا‌ها و بازگشت سرمایه و سودآوری توجیه کند.

بابک مغازه‌ای – کار‌شناس ابنیه تاریخی- نیز حفظ خانه‌های تاریخی را در قالب حفظ بافت تاریخی میسر می‌داند چرا که اگر بافت تاریخی نباشد امکان شناخت و بهره‌وری علمی و فرهنگی بنا‌ها کاهش پیدا می‌یابد و تأثیر معنوی آن‌ها کم می‌شود. بنابراین باید ارتباطات این بنا‌ها و تأثیرات متقابل آن‌ها ضمن حفظ، مرمت و احیاءیشان بررسی و امکان ایجاد و تعریف کاربری‌های مختلف اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی آن‌ها فراهم آید.

این فعال میراث فرهنگی معتقد است باید برای تک تک خانه‌های تاریخی کاربری‌های امروزین تعریف شود تا ساکنان این خانه‌ها خودشان در جهت حفظ برآیند چرا که هرکدام از اشکال تاریخی از جمله خانه‌ها اگر برای مردم توجیه نداشته باشد عموماً تلاشی در جهت حفظ آن نخواهند کرد.

صنایع دستی، میراثی فراموش‌شده

یادداشت بابک مغازه ای با روزنامه شرق درباره ی صنایع دستی درتاریخ 1 شهریور 1390

http://sharghnewspaper.ir/News/90/06/01/9087.html

  • صنایع دستی، میراثی فراموش‌شده


بابك مغازه‌اي

هنوز دير زماني از روزگاري نگذشته است كه با گذر از پستوها و كاروانسراهاي هر يك از بازارهاي قديمي گوشه‌گوشه اين سرزمين به سادگي مي‌توانستيم شاهد حضور دست ساخته‌هايي باشيم كه حاصل به هم بافته شدن تاروپود عشق و هنر مردان و زنان هر ديار بود و با بندبند زندگي، حيات و فرهنگ مردمان ايران زمين گره خورده بود. سال‌ها گذشت تا در عصر ورود ماشين‌هاي صنعتي به اين نمادهاي والاي تمدن كه چندين هزاره حيات را پشت سر نهاده بودند، صنايع‌دستي نام نهند تا به مرور حضورش از متن به حاشيه زندگي رانده شود و كم‌كم حضوري كم رنگ و تزييني داشته باشد.
در اين راه بجاست كه سياست‌هاي حمايتي از صنايع‌دستي شكل بهتري پيدا كند و در كنار حمايت‌هاي محدود مالي از هنرآموزان بهتر است كه در فرآيند توليد تا فروش اين يادگارهاي درخشان هنر ملي برنامه‌ريزي بهينه‌اي صورت گيرد، براي مثال مي‌توان روند تهيه مواد اوليه كه بخش عمده‌اي از هزينه توليد هر محصولي را در بر مي‌گيرد را با سياست‌هاي درست كاهش داد و از سوي ديگر مي‌توان بخشي از هزينه‌هاي مربوط به استخدام نيروي انساني براي كار در كارگاه توليدي صنايع‌دستي با پرداخت سهمي از بيمه و مزاياي آنها كاهش يابد و در كل تلاش كرد تا در مجموع هزينه‌هاي توليد را كاهش داده و توان رقابتي صنايع‌دستي داخلي را در مقابل محصولات گاه بي‌كيفيت خارجي افزايش يابد چرا كه يكي از نقاط ضعف اوليه محصولات ما قيمت نسبتا بالاي آن براي مصرف‌كنندگان به ويژه خريداران داخلي است در صورتي كه مشابه‌سازي‌هاي خارجي با كيفيتي پايين‌تر اما قيمتي ظاهرا مقرون به صرفه‌تر بازار صنايع‌دستي ما را به جولانگاهي براي خود بدل كرده‌اند.
از سوي ديگر، مي‌توان با ايجاد ارتباطي سازنده مابين بخش‌هاي تخصصي و دانشگاهي با استادكاران عموما تجربي اين حرفه‌ها زمينه ايجاد تغييرات مثبت به ويژه در زمينه طراحي و استفاده از نقش‌ها و طرح‌هاي زيبا و مناسب با نيازهاي مخاطبان را فراهم كرد.
ديگر اينكه بايد توجه خاصي را به حمايت از فروشندگان و عرضه‌كنندگان نهايي اين صنعت معطوف كرد، چرا كه تنها زماني مي‌توان به آينده صنايع‌دستي كشور اميدوار بود كه عرضه اين محصول از جايگاهي درخور در ميان فعالان اقتصادي بازار برخوردار باشد و بخشي از اين كشش علاوه بر طراحي به قيمت مناسب و به صرفه براي خريداران مربوط مي‌شود كه نيازمند سياست‌هاي حمايتي همچون معافيت‌هاي مالياتي براي فروشندگان اين محصولات است.
علاوه بر موارد اشاره شده اهميت بسته‌بندي زيبا و در عين حال محكم و با دوام را نيز نبايد از نظر دور داشت؛ چرا كه بسته‌بندي ضمن اينكه نقش عمده‌اي در جلب نظر اوليه مشتريان دارد، در صورت وجود استاندارد‌هاي لازم به ويژه از جهت استحكام و جلوگيري از آسيب ديدن محصول مي‌تواند نقش مهمي در اطمينان مشتري به ويژه گردشگران در سالم رسيدن اين محصولات كه عموما به دليل ظرافت از شكنندگي و درجه آسيب‌پذيري بالايي نيز برخوردارند، ايجاد كند.
جلوگيري از ورود محصولات خارجي مشابه يكي ديگر از مواردي است كه امروزه و با توجه به گسترش عرضه آنها در كشور مي‌تواند بسيار مهم باشد، البته ذكر اين نكته ضروري است كه ورود صنايع‌دستي اختصاصي كشورهاي ديگر هيچ ضرري را براي بازار داخلي ما ندارد و آن چيزي كه مي‌تواند خطرناك باشد عرضه مشابه‌سازي محصولات ايراني همچون فرش، سفال، مصنوعات چوبي، قلم زني و... است كه با كيفيتي پايين‌تر اما با جذابيت ظاهري بيشتر و قيمتي كمتر در بازار داخلي عرضه مي‌شود و لطمات جبران‌ناپذيري را به بقای صنايع‌دستي ارزشمند كشور وارد مي‌كند.صدور و بازاريابي بين‌المللي براي صنايع‌دستي كشور به ويژه در مورد محصولاتي كه در مناطق محلي و روستاها و با توجه به خصوصيات خاص فرهنگي تهيه مي‌شوند از جايگاه مهمي برخوردار است كه انجام آن نيازمند تغييرات بنيادين در راهكارهاي تبليغاتي و شركت گسترده‌تر در فعاليت‌هاي ميداني در آن كشورها همچون حضور در فستيوال‌ها و نمايشگاه‌ها و ارتباط و دعوت از تجار و موسسات خارجي است.
يكي از مهم‌ترين اقدامات موثر در جهت حمايت از صنايع‌دستي به ويژه در مناطق محلي همانا گسترش گردشگري و به ويژه گردشگري محلي و روستايي است كه به سبب آن گردشگران مي‌توانند محصولات نهايي را بي‌واسطه و از خود روستاييان و فروشندگان بگيرند و همزمان با روش‌هاي ساخت و توليدكنندگان اين محصولات نيز آشنا شوند كه اين خود مي‌تواند موجب افزايش كشش آنان به خريد اين محصولات شود.
در كل براي بقا و تداوم توليد و فروش صنايع‌دستي بايد ضمن طبقه‌بندي اين محصولات به انواع فاخر و عمومي، زمينه توليد و عرضه را به صورتي برنامه‌ريزي كرد كه توليد آنها به صرفه بوده، فروش آن داراي كشش لازم براي بازار باشد. بازارهاي خارجي به عنوان يكي از مهم‌ترين بازارهاي هدف مورد بررسي قرار گيرد، با روش‌هاي مختلف اطلاع‌رساني عموم مردم را هرچه بيشتر به استفاده از اين محصولات ترغيب كرد. با گسترش گردشگري محلي زمينه عرضه و تقاضاي مستقيم اين محصولات را فراهم و از ورود مشابه سازي‌هاي خارجي به بازار داخلي جلوگيري كرد. طراحي محصولات به ياري تخصص و دانش موجود در مراكز علمي و با ياري گرفتن از ارزش‌هاي اصيل ملي روز‌آمد شده و مناسب سليقه مصرف‌كنندگان باشد. بسته‌بندي محصولات زيبا و بادوام و آشنايي با ارزش حقيقي صنايع‌دستي از دوران كودكي دنبال شود و با بسياري روش‌هاي ديگر اين يادگارهاي كهن به متن زندگي نوين باز گردد.

هگمتانه، در پناه ما یا آنها؟

گزارش مصور تهیه شده توسط آقای حمید رضا حسینی در تارنمای جدید آنلاین همراه با مصاحبه و صدای بابک مغازه ای دبیر انجمن ایران شناسی کهن دژدر مورد وضعیت تپه تاریخی هگمتانه 

هگمتانه، در پناه ما یا آنها؟



در اسفندماه سال ۱۳۸۷ گزارشی با عنوان "شوش در دامن لوور" در جدیدآنلاین منتشر شد که داستان کاوش فرانسویان در محوطه‌های باستانی شهر شوش و بردن صدها اثر تاریخی به فرانسه را بازمی‌گفت. این آثار اکنون در موزۀ لوور پاریس به نمایش درآمده‌اند.

آن گزارش با افسوس بینندگان روبرو شد. یکی از کاربران نوشته بود: "دردناک‌ترین داستان یا بهتر بگویم واقعیتی بود که شنیدم. افسوس و صد افسوس که جز آن چیز دیگری نمی‌شود گفت". فرد دیگری ماجرا را "عصبانی‌کننده" و "باعث تحقیر" دانسته بود.

در سایر نظرها، سلسلۀ قاجاریه که چنین امتیازاتی را به بیگانگان می‌داد، "ننگ تاریخ ایران" و "منفور ملت" قلمداد و موزۀ لوور "بزرگ‌ترین انبار اموال مسروقۀ جهان" معرفی شده بود.

هرچند که یکی از کاربران، ایدۀ برگرداندن آثار ایرانی از فرانسه را مطرح کرده بود، اما در اظهار نظری متفاوت آمده بود: "آفرین به فرانسوی‌ها که این چیزها را برای ما – شرقی‌های جهان سومی - حفظ کردند و الا خودمان عرضه نداریم".

آن آثار را دیگر نمی‌توان به ایران بازگرداند. آنها طبق  قرادادهای رسمی با دولت ایران به فرانسه منتقل شدند و اگر فریب و تقلبی هم در کار بود، سازوکار حقوقی مشخص و مورد اجماعی برای بازگرداندن‌شان وجود ندارد، زیرا کنوانسیون ۱۹۷۰ یونسکو مبنی بر "جلوگیری از ورود و صدور و انتقال مالکیت غیرقانونی اموال فرهنگی" مثل هر قانون دیگری عطف به ماسبق نمی‌شود.

خوب یا بد، گذشته‌ها گذشته. بیایید لحظه‌ای چشم برهم گذاریم و خیال کنیم که فرانسویان آثار شوش را نبرده بودند. این آثار در دست ما ایرانیان چه حال و روزی داشتند؟ آیا بهتر نیست پیش از آن که برای آثار به‌یغمارفته افسوس بخوریم، کارنامۀ خویش را در نگهداری آن چه مانده است، مرور کنیم؟

 

در همان گزارش، دو تصویر وجود داشت که یکی‌شان سرستون کاخ آپادانای شوش را با شکوه و جلال فراوان زیر سقف موزۀ لوور نشان می‌داد و دیگری مشابه آن را در جای اصلی، یعنی کاخ آپادانا به تصویر می‌کشید: شکسته و ترک‌برداشته، در گزند باد و باران و در حصار سیم‌های خاردار. (مقایسه دیگری بین این دو اثر را در عکس پیوست همین صفحه ببینید.)

در نمونه‌ای دیگر، در اسفندماه سال ۱۳۸۸ رئیس تازۀ موزۀ ملی ایران که دانش‌آموختۀ رشتۀ میکروب‌شناسی است (و به همین سبب، انتصاب او اعتراض رسانه‌ها را برانگیخت) انبار موزۀ ملی را به روی خبرنگاران گشود تا به کنایه، نتیجۀ هفتاد سال مدیریت باستان‌شناسان بر این موزه را نشان دهد. توصیف یکی از خبرنگاران چنین بود:

"هزاران شیء تاریخی باقی‌مانده از [دوران] پارینه‌سنگی تا زمان معاصر در انبارهای نمور موزۀ ملی ایران روی هم تلمبار شده‌است... کارتن‌های تلمبارشدۀ مواد شوینده، شیرینی و دستمال کاغذی چشم‌نوازی می‌کند، فضای نمناک و نیمه‌تاریک. اشیائی ظاهراً سفالی که خرده‌های آنها زیر پای خبرنگاران خردتر و خردتر می‌شود." (خبرگزاری فارس، ۱۰/۱۲/۸۸)

در نمونۀ تازه‌تر، اخیراً عکس‌هایی در رسانه‌‌های ایران منتشر شده که آب‌گرفتگی تخت جمشید در باران‌های بهاری و تخریب کتیبه‌ها و سنگ‌نگاره‌های آن بر اثر مرمت‌ نادرست را نشان می‌دهد. (جام جم آنلاین، ۲۵/۱۲/۸۹) کمی پیش‌تر نیز، خبر بستن چهار کاخ هخامنشی به روی بازدیدکنندگان تخت جمشید منتشر شده بود. این اقدام  ناشی از یادگاری‌نویسی‌های گسترده و مداومی بوده که مدیریت مجموعه خود را در مهار آن ناتوان یافته‌است. (خبرگزاری میراث فرهنگی، ۱۹/۱۱/۸۹)

گویا سوء مدیریت دولتی و ضعف فرهنگ عمومی دست به دست هم داده‌اند تا سرنوشت غم‌انگیزی را برای میراث فرهنگی ایران رقم بزنند.

برآورد شده که ایران دارای حدود یک میلیون و دویست اثر و محوطۀ تاریخی است.* یعنی در هر ۴/۱ کیلومتر مربع از مساحت کشور یک اثر تاریخی غیرمنقول جای گرفته‌است. با چه تعداد نیروی انسانی متخصص، با چه حجمی از ابزار فنی، با کدام نظام حقوقی، با چه الگوی سازمانی و با صرف چه میزان بودجه می‌توان از عهده حفاظت این آثار برآمد؟

با این حال، نگرانی فوری کارشناسان و دوستداران میراث فرهنگی وضع نامناسب آثار بسیار شاخص مانند پاسارگاد و تخت جمشید یا بافت تاریخی شهر اصفهان است که بزرگ‌ترین نمادهای تمدن ایران به شمار می‌آیند و تعدادشان از چند ده اثر فراتر نمی‌رود

یکی از این آثار که در سال‌های اخیر با رهاشدگی و گاه اقدامات تخریبی روبرو بوده، تپۀ هگمتانه در قلب شهر همدان است که گمان می‌رود جایگاه پایتخت سلسلۀ ماد باشد. این تپه نخستین بار در سدۀ نوزدهم و اوایل سدۀ بیستم میلادی توسط فرانسوی‌ها مورد کاوش قرار گرفت. اطلاع چندانی از نتایج این کاوش‌ها و آثار مکشوفه در دست نیست و از آن‌ جا که صرفاً برای به دست آوردن آثار تاریخی گران‌بها صورت گرفته‌اند، کاوش شبه باستان‌شناختی خوانده شده‌اند

در دورۀ پهلوی، آزادسازی عرصه و حریم تپۀ هگمتانه در دستور کار قرار گرفت. بناهای موجود بر روی تپه خریداری و ویران شدند و باستان‌شناسان ایرانی و خارجی، کاوش‌ علمی در هگمتانه را آغاز کردند. در این کاوش‌ها آثار ارزشمندی به ویژه از دوره هخامنشی کشف شد.

پس از انقلاب، آزادسازی تپۀ هگمتانه کمابیش ادامه یافت و در فاصلۀ سال‌های ۱۳۶۲ تا ۱۳۷۹ یک گروه باستان‌شناسی به سرپرستی دکتر محمدرحیم صراف، طی ۱۱ فصل کاوش، موفق به کشف فضاهای معماری گسترده‌ در این تپه شد. ( اثبات این که فضاهای مکشوفه به دورۀ ماد تعلق دارند یا دورۀ هخامنشی به بررسی‌های بیش‌تر موکول شده‌است.) کاوش‌های دکتر صراف، واپسین کاوش گسترده با دستاوردهای چشمگیر در تپۀ هگمتانه بود و از آن پس، کاوش در این تپه به صورت پراکنده و نامنظم دنبال شده‌است.

گزارش مصور این صفحه که با توضیحات آقای بابک مغازه‌ای از فعالان میراث فرهنگی استان همدان و دبیر انجمن ایران‌شناسی کهن‌دژ همراهی می‌شود، آخرین وضعیت تپۀ هگمتانه در اردیبهشت‌ماه ۱۳۹۰ را نشان می‌دهد.

*این آمار در نیمه دوم دهۀ ۱۳۷۰ و در زمان ریاست سید محمد بهشتی بر سازمان میراث فرهنگی ارائه شد. هرچند که سازمان مزبور هیچ گاه مبنا و روش دستیابی به رقم یک میلیون و دویست هزار اثر و محوطۀ تاریخی را اعلام نکرد، اما به عنوان یک آمار رسمی مورد پذیرش قرار گرفت.


برای نصب نرم افزار فلش اینجا را کلیک کنيد.

نقش و جایگاه راستین سازمانهای غیر دولتی

یادداشت بابک مغازه ای دبیر انجمن ایران شناسی کهن دژ در هنر نیوز درباره ی نقش و جایگاه راستین سازمانهای غیر دولتی 31 اردیبهشت  1390

http://www.honarnews.com/index.aspx?siteid=1&pageid=281&newsview=27026

نقش و جایگاه راستین سازمانهای غیر دولتی

سازمانهای غیردولتی به عنوان بازوی دوم حرکت هر جامعه بسوی داشتن کشوری توسعه یافته با حفظ معیارهایی پایدار و هدفمند از نقش اساسی و منحصر به فردی برخوردار هستند.
به گزارش هنرنیوز، چهارمین روز از هفته میراث فرهنگی مصادف با شنبه (31 اردیبهشت ماه ) ،از سوی سازمان میراث فرهنگی «میراث و مشارکت های مردمی »نامیده شد . قرار بود در این روز ضمن برگزاری همایش تشکل های غیردولتی حامی میراث فرهنگی (به پیشنهاد اداره کل ثبت آثار) ، کارگاه ثبت آثار معنوی و ایستگاه پرسش و پاسخ نیز برگزار شود که کل این برنامه در دقایق پایانی پنج شنبه شب از سوی سازمان میراث فرهنگی کنسل شد.هرچند نهادهای مدنی همواره به عنوان عنصر تاثیر گذار بر روند رشد و تعالی جامعه برای دستیابی به حقوق خود در زمینه های مختلف مورد توجه ارگانهای دولتی بوده اند اما به نظر می رسد سازمان میراث فرهنگی چندان اهمیتی به این جایگاه نمی دهد .متن زیر یادداشتی است درباره نقش و جایگاه سازمانهای غیر دولتی میراث فرهنگی .

سازمانهای غیردولتی به عنوان بازوی دوم حرکت هر جامعه بسوی داشتن کشوری توسعه یافته با حفظ معیارهایی پایدار و هدفمند از نقش اساسی و منحصر به فردی برخوردار هستند که این جایگاه ناشی از:
- ارتباط همه جانبه فعالین این سازمانها با گروه های مختلف اجتماعی و جوامع محلی شهری و روستایی
- دارابودن تخصص ها و تجربیات مختلف اعضا در کنار یکدیگر و در نتیجه توان بالا در توانمند سازی نیروهای اجتماعی واجرایی , با کمترین امکانات
- امکان ارتباط و استفاده بهینه از نظرات کارشناسان دانشگاهی و تجربی حوزه های مختلف آنهم بدور از مراحل دسته و پا گیر اداری و بیشترین امکان تاثیر گذاری در تصمیم سازی ها به دلیل بهره جستن از نظرات تخصصی و عمومی
- موقعیت منحصر به فرد در بیان نظرات عموم مردم , که در قالب اعضا و یا مخاطبین با این سازمانها در ارتباط هستند که این خصوصیت سازمان های مردم نهاد را به عنوان نماینگان وجدان اجتماعی معرفی می نماید.
- استفاده از نیروهای داوطلب علاقه مند که با تمام توان و حداقل امکانات فعالیت می نمایند.
- امکان استفاده از حمایت مالی , فکری و انسانی عموم جامعه
- امکان ارتباط سریع , راحت و موثر با تمامی لایه های اجتماعی و درجه تاثیر گزاری بالا
- توانایی ظرفیت سازی , آموزش اجتماعی و توانمد سازی همزمان , بخشهای دولتی , خصوصی , اجتماعی و جوامع محلی
- ارتباط گسترده و آسان با رسانه های جمعی , سازمانهای غیردولتی دیگر , نهادهای تخصصی و عموم مردم , جمع آوری و ارائه نتایج فعالیتهای انجام شده در اجتماع , بررسی تاثیرات آنها و دریافت برون داد لازم توسط مجری , با کمترین هزینه و بیشترین بازدهی
- امکان عملی برای حضور در فرایند اجرای برنامه ها که البته نمی باید به صورتی باشد که این سازمانها را به پیمانکاران پروژه های دیگر بخش ها بدل سازد.

موارد اشاره شده و بسیاری مزیتهای دیگر که بیان تک تک آنها در این یادداشت نمی گنجد به خوبی مشخص می سازد که حضور سازمانهای غیردولتی در بخشهای مختلف فرایند انجام فعالیتهای مختلف تا چه میزان دارای ارزش و اهمیت است و چرایی حضور همه جانبه این مجموعه ها در سطحی بالا و هم سنگ با سازمانهای دولتی و فراتر از آن در سطح سازمانهای بین المللی را در کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه جهان مشخص می سازد.
به همین دلیل در کشور ما نیز که توسعه پایدار با حفظ ذخایر زیستی نیازی مبرم و غیر قابل انکار می باشد و توجه به بقا و بهره گیری درست از میراث فرهنگی و محیط زیست کشور به عنوان ذخایری بی نظیر و غیر قابل تجدید مسئله ای پر اهمیت بوده و نیازمند یک عزم ملی است شایسته است تا جایگاهی در خور برای حضور کامل و قدرتمند سازمانهای غیر دولتی ایجاد شده و از نیروی این مجموعه ها به درستی سود برده شود.

اما نکته مهم این جا است , تا زمانی که فرایند اجرای یک برنامه کوچک یا بزرگ تنها محدود به دو گام تصمیم گیری و اجرا باشد و بنا بر قاعده موجود تصمیم گیری نیز در اختیار بخشهای دولتی و یا خصوصی قرار گیرد , سازمانهای غیر دولتی در بهترین شرایط نیز فقط در فرایند اجرا که اتفاقا کمترین توان را به جهت داوطلب بودن اعضا و کمبود توان مالی در آن دارند دخیل می شوند و بخش عمده ای از توان آنان نادیده گرفته خواهد شد و متاسفانه به پیمانکارانی تبدیل می شوند که بدلیل پایین بودن هزینه ها به کار گرفته می شوند
اما در صورتی که فرایند انجام کارها به صورتی علمی و گسترده وبا داشتن مراحل مختلف و چند گانه مورد توجه قرار گیرد آن گاه جایگاه اصلی سازمان های مردم نهاد مشخص خواهد شد.
به صورتی که این فرایند را به اختصار باید در مراحل زیر دید
گام اول تصمیم سازی : کاملا مشخص است که تصمیم گیری در رابطه با هر موضوعی و حتی به صورت دسته جمعی و با نظر اکثریت , بدون توجه به طی مراحل تصمیم سازی و بررسی های لازم پیش از اخذ تصمیم نمی تواند فرایند درستی قلمداد شده و تصمیم حاصل از آن لزوما نتایج مورد نظر را به دنبال داشته باشد و اولین نقش سازمانهای غیر دولتی نیز به دلیل بسیاری از مطالب ارائه شده همچون دریافت و اطلاع گسترده از نظرات و دل مشغولی های لایه های مختلف اجتماع , ارتباط با متخصصین و.... در همین گام تصمیم سازی است تا با حضور و نقش آفرینی این مجموعه ها کار پژوهشی گسترده تری صورت گرفته و توجه بیشتری به نظرات عمومی داده شود در گام بعدی بخشهای دولتی و یا مجریان خصوصی تصمیمات بهتری را با توجه به نظرات عمومی و کارشناسی داشته باشند
در ادامه باید توجه داشت که پس از تصمیم گیری نیز به یک باره نمی باید فرایند اجرای هر پروژه ای را آغاز نمود چراکه پیش و همزمان با اجرا نیاز به انجام دو گام اساسی ظرفیت سازی و توانمند سازی هستیم که با توجه به تمامی خصوصیات و تواناییهای سازمان های غیر دولتی آنها می توانند نقشی اساسی در ظرفیت سازی عمومی و آماده نمودن شرایط لازم برای اجرای محیطی برنامه را به شرط حضور و نقش آفرینی قبلی در تصمیم سازی داشته باشند و در زمینه توامند سازی نیز امکانات گسترده ای را در اختیار دارند که اگر به درستی از آن سود جسته شود می تواند زمینه افزایش بهره وری نیروهای درگیر در بخشهای مختلف کار و یا افرادی را که در آینده می خواهند از نتایج انجام پروژه ها استفاده نمایند را فراهم سازد
در زمان اجرا نیز سازمانهای مردم نهاد می توانند در حد امکانات خود گاه وارد عمل شوند اما بهتر است که این حضور بیشتر در بخشهای توانمند سازی نیروها باشد تا خود اجرای پروژه چرا که یکی از وظایف مهم و اساسی این سازمانها که گام پایانی هر کاری است , نظارت و گزارش دهی عمومی بوده و انجام آن مستلزم درگیر نشدن این فعالان مدنی در انجام عملی پروژه ها است.
در گام نهایی همانطور که اشاره شد سازمان های غیر دولتی می باید بکوشند تا نتایج حاصل از انجام پروژه را بررسی کرده و از سوی دیگر نظرات بخشهای اجتماعی مرتبط با آن را نیز در اختیار نهادهای مجری قرار دهند و این خود یکی از خصوصیات منحصر به فرد این مجموعه ها به جهت حضور در نقطه تلاقی مجریان و مخاطبین پروژه ها است.
با توجه به تمامی این موارد سازمانهای غیر دولتی فعال در زمینه میراث فرهنگی نیز می توانند در بخشهای مختلف فرایند تصمیم سازی تا بررسی نهایی فعالیتهای این حوزه حضور یافته و اثرات ارزشمندی را بر پایایی و پویایی نمادهای درخشان تاریخ این سرزمین داشته باشند و ضمن توجه به جایگاه حقیقی خود نسبت به افزایش توان کیفی و توانمد سازی هر چه بیشتر اعضا بکوشند و مسئولین مربوطه نیز می توانند از این ظرفیت حداکثر بهره را ببرند.

بابک مغازه ای
دبیر انجمن ایران شناسی کهن دژ

نهادهای مدنی و پیگیری مطالباتی چندین ساله در حوزه میراث فرهنگی

یادداشت بابک مغازه ای دبیر انجمن ایران شناسی کهن دژ در روزنامه روزگار درباره ی نهادهای مدنی درتاریخ 29 اردیبهشت  1390

http://roozegardaily.com/pdf/90-02-29/06.pdf

نهادهای مدنی و پیگیری مطالباتی چندین ساله در حوزه میراث فرهنگی

بابک مغازه ای

دبیر انجمن ایران شناسی کهن دژ

باز هم هفته میراث فرهنگی با کوله باری از انتظارات , پیشنهادات و رویکرد هایی برای آینده و روزهایی که هر یک مناسبت و عنوانی همچون پیوند ملل و اقوام , خانواده و میراث فرهنگی , مشارکتهای مردمی , قانون و میراث فرهنگی و........ را نمایندگی می کنند فرا رسید

یکی از این عنوانها میراث و مشارکتهای مردمی است که به رابطه نهادهای مدنی و فعالان فرهنگی با کارگزاران میراث فرهنگی اختصاص دارد و می باید بیانگر تعامل نهادهای دولتی و غیردولتی میراث فرهنگی کشور باشد

نهادهای مدنی میراث فرهنگی که در طول سالیان گذشته افت و خیزهای بسیاری را پشت سر نهاده اند در سال گذشته نیز در کنار بسیاری از فعالیتهای همیشگی خود در زمینه شناخت و معرفی هر چه بیشتر فرهنگ و تمدن ایران زمین همچنان پی گیر مطالبات عمومی به منظور پاسداری از میراث فرهنگی در خطر بودند و گامهای نسبتا موفقی را به منظور همراهی هر چه بیشتر با یکدیگر در زمینه فعالیتها و موضع گیری های مشترک با یکدیگر برداشتند که در این راه در آخرین روزهای تابستان 89 به همت تشکل های استان یزد بار دیگر همچون تلاشهای ما بین سالهای 80 تا 84 گرد هم آمدند و گامی نو را در تداوم تلاشهای انجام گرفته در سالهای گذشته برداشتند و در ادامه آن در قدم دوم نیمه اسفند ماه را هم میهمان شیرازی ها بودند تا یک گام دیگر به تشکیل شورای تشکل های میراث فرهنگی نزدیکتر شوند این دو گام با تمامی سختی هایی که پیش روی برگزار کنند گانش بود و محدودیت زمانی که شرکت کنند گان را از پرداختن به تمامی انتظاراتشان از این نشست ها ناتوان می ساخت و اختلاف سلیقه هایی که پدیدار شدنش در قدمهای نخست هر حرکت اجتماعی اجتناب ناپذیر است اما باز هم حرکتی در خورو شایسته سپاس از برگزار کنند گانش بود که نتایج مثبت آن  در آینده به بار خواهد نشست

علاوه بر این حرکت فعالین این عرصه  در طول سالی که گذشت و اندکی پیش از آن گامهای دیگری نیز هم چون صدور ده ها بیانیه مشترک در جهت دفاع از میراث فرهنگی و جلوگیری از تخریب هر چه بیشتر آن همچون موضوع کتابخانه یزد , مخالفت با آبگیری سد کلان ملایر , مخالفت با تخریب بافت تاریخی شیراز و ...........منتشر نمودند

 تلاش برای همراهی با دیگر نهادها به منظور بازپس گیری الواح هخامنشی و یا ادامه حضور منشور کورش در ایران و ده ها تلاش مشترک و یا منفرد این سازمانهای مردم نهاد گامهایی بود که شاید در چند خط بتوان فهرست وار به آنها اشاره نمود اما انجام هر یک از آنها نیازمند تلاشی است که برای مجموعه ای از نیروهای داوطلب که امکانات اندکی نیز در اختیار دارند کارنامه پر باری است

در سالی که گذشت همراهی هر چه بیشتری ما بین روزنامه نگاران و خبرنگاران حوزه میراث با یکدیگر شکل گرفته  و تلاشها مشترک آنان در این راه که تدوین و ارسال  نامه مشترکی در خصوص بافت تاریخی اصفهان به امضا بیش از یک صد روزنامه نگار به رئیس دفتر منطقه ای سازمان یونسکو در تهران برای برگزاری کنفرانس خبری در این خصوص که در نوع خود کم نظیر بود نمونه ای بارز و مثال زدنی از همراهی مثبت فعالان مدنی بود , همچنان ادامه یافته و در طول سال پیش و با وجود منع برخی از کارشناسان به ویژه صاحب نظران دولتی از اظهار نظر و گفتگو با رسانه ها سبب ساز همکاری و  همگامی هر چه بیشتر آنان با فعالان مدنی این عرصه به ویژه در سازمانهای غیر دولتی گردید به صورتی که امروزه یکی از مهمترین منابع خبرنگاران این حوضه در جهت انتشار گزارشات دست اول در زمینه میراث در خطر نماینگان و سخنگویان سازمانهای مردم نهاد هستند که به عنوان نیروهای داوطلب و نماینگان وجدان اجتماعی بیان کننده خواست و مطالبات عموم جامعه می باشند و این ارتباط و همکاری مشترک در کنار همراهی برخی از کارشناسان دانشگاهی و باستان شناسان  ترکیبی را ایجاد نمود که سالی پر تکاپو و سازنده را برای اطلاع رسانی در حوزه میراث فرهنگی و معنوی رغم زد که نقشی اساسی و سازنده در جلب نظر عموم مردم به اهمیت و حفاظت از میراث فرهنگی داشته و خواهد داشت

و با رویکردی به آینده می توان انتظار داشت که این مجموعه در سال پیش رو در کنار انجام وظیفه نگاه بانی و دیده بانی میراث کهن خاک خویش پای در راه ارائه پیشنهادات و بررسی برنامه هایی برای بهبود هر چه بیشتر میراث فرهنگی ایران داشته باشند و فضایی را برای گفتمانی سازنده در این خصوص فراهم سازند البته انتظار می رود مدیریت دولتی میراث فرهنگی کشور نیز با رویکردی مثبت به این تلاشهای داوطلبانه و دلسوزانه حداکثر استفاده از این حرکت را نموده و بجای منع آنان از اظهار نظر به ویژه در سطوح مدیریتی شهرستانها , زمینه همکاری هر چه بیشتر با این نهادهای مدنی را در جهت جلوگیری از تخریب ها و سود جستن از نظرات و پیشنهادات آنان فراهم سازند.

فروش آثار تاريخی بلامانع اعلام شد!

فروش آثار تاريخی بلامانع اعلام شد!

22 دی 1389 ساعت 11:20

 

به گزارش آخرین نیوز، تهران امروز نوشت:

معاون حفظ و احياي سازمان ميراث فرهنگي اعلام كرده كه فروش هر اثر تاريخي ايران از نظر سازمان ميراث فرهنگي ممانعتي ندارد.

اين سخنان در حالي بيان مي شود كه هنوز نگراني ها بر سر خارج شدن آثار ملي از ثبت به قوت خود باقي است. با توجه با اين اظهارات به نظر مي‌رسد كه سازمان ميراث فرهنگي وارد مسير تازه اي در بحث خريد و فروش آثار تاريخي شده است چراكه تا پيش از اين بسياري از مالك هاي آثار ميراث فرهنگي همچون محوطه‌هاي تاريخي و خانه مشاهير اميدوار بودند كه ميراث‌شان از سوي تنها سازمان متولي آثار تاريخي خريداري و از آنها صيانت شود چنانچه در اساسنامه سازمان ميراث فرهنگي سال 66 آمده است: سازمان ميراث فرهنگي اساسا تنها متولي حفظ ميراث فرهنگي كشور است. با اين وجود مسعود علويان صدر آب پاكي را روي دست مالك‌ها مي ريزد: به‌گزارش ايسنا، هيچ اثري را نمي‌خريم مگر نفايس. اين آخرين موضع‌گيري مسئولان سازمان ميراث فرهنگي در مقابل خريداري آثار تاريخي است كه در رونمايي از تابلوي نقاشي اميركبير در كاخ گلستان اعلام شد.سه روز پيش هم حميد بقايي، رئيس سازمان ميراث فرهنگي، خريدن خانه‌هاي تاريخي را غلط ‌‌ترين روش ممكن اعلام كرده و گفته بود ما طبق قانون موظف به خريد خانه‌هاي تاريخي نيستيم. همه اين اظهار نظرها در حالي بيان مي شود كه سازمان ميراث، امسال را سال احياي خانه‌هاي تاريخي نامگذاري كرده است.خانه‌هايي كه در زمره مهم‌ترين ميراث ملي هر كشوري به‌شمار مي‌روند.با اين وجود آنچه كه امروز دوستداران ميراث فرهنگي را نگران كرده، نابودي تدريجي خانه‌هاي مشاهير و خانه‌هاي تاريخي با معماري و هنر ايراني اصيل است و از همه مهم‌تر مشاهده آگهي فروش آثار تاريخي ملي است آيا تخت‌جمشيد هم شامل اين« هر اثر» تاريخي مي‌شود؟

خروج 35 اثر از ثبت فهرست آثار ملي

اگرچه در گذشته پيكره خانه‌هاي تاريخي به دليل نبود مرمت‌هاي لازم و اضطراري در خطر بود، امروز، راي‌هاي صادره ديوان عدالت اداري هم براي خارج شدن خانه‌هاي تاريخي از ثبت به آن اضافه شده است. ماجرايي كه درست از اوايل سالي كه معاون حفظ و احياي سازمان ميراث آن را سال احياي خانه‌هاي تاريخي ناميده بود،آغاز شد.

خرداد 89 مالك سراي دلگشاي بازار، شكواييه‌اي تنظيم كرد براي اينكه بتواند كاربري اين بنا را تغيير دهد و ديوان عدالت اداري هم حكم به خروج اين بناي قاجاري از فهرست ثبت آثار ملي داد.بعد از آن مالكان خانه‌هاي تاريخي همچون خانه پروين اعتصامي، خانه اتحاديه و... كه مالكان‌شان تمايل نداشتند كه در ثبت ملي بمانند اقدام به نوشتن شكواييه براي ديوان عدالت اداري كردند.كارشناسان ميراث فرهنگي معتقدند كه روندي كه براي خروج آثار تاريخي از ثبت پيش گرفته شده، رو به فزوني و نگران كننده است، به همين دليل مسئولان بايد هر چه سريعتر براي پايان دادن به اين روند اقدام كنند. اما پاسخ رئيس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري به هشدارهايي كه در اين باره داده مي‌شود، نااميدكننده و به نوعي رفع تكليف است: « متاسفانه ديوان عدالت اداري در برخي از موارد حكم تخريب خانه‌هاي تاريخي را صادر مي‌كند كه ما نيز در اين رابطه كاري از دستمان بر نمي‌آيد.» با اين وجود سازمان ميراث فرهنگي اخيرا اقدامات تازه اي را در برابر حكم هاي ديوان عدالت اداري آغاز كرده است.معاون حفظ و احياي سازمان اعلام كرده كه اين سازمان شكواييه اي را به هيات عمومي ديوان عدالت اداري درباره خروج 35 اثر ثبت‌شده ميراث فرهنگي از فهرست آثار ملي ارائه كرده است.سيدمسعود علويان صدر مي گويد: در حال حاضر منتظر پاسخ ديوان عدالت اداري هستيم كه اگر پاسخي ندهند يا پاسخي دهند كه مورد انتظار سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري نباشد موضوع را از شوراي نگهبان و مجلس پيگيري خواهيم كرد.با اين وجود نبود نظارت بر پاسخگويي سازمان ها و نهادهاي ديگر به سازمان ميراث فرهنگي بحثي قديمي است كه به نظر مي‌رسد تنها با تلاش هاي رئيس سازمان ميراث فرهنگي به نتيجه مي رسد اما با پاسخي كه بقايي در مصاحبه مطبوعاتيش در برابر اين سوال كه رويكرد سازمان ميراث فرهنگي نسبت به خانه هاي تاريخي چيست، قول همكاري مي‌دهد اما اين مسئله به نتيجه نمي رسد و به نظر مي‌رسد كه از اين پس شاهد روند جديدي در تخريب خانه‌هاي تاريخي خواهيم بود و مهم‌ترين سرمايه‌هاي ملي كه مي‌تواند تبديل به پايگاه‌هاي فرهنگي، خانه _ موزه و جلب گردشگر شود، در حال نابودي تدريجي است.با اين وجود موضع گيري سازمان ميراث فرهنگي بر اساس گفته‌هاي بقايي، موضع گيري قانوني است:«ما طبق قانون موظف به خريد خانه‌هاي تاريخي نيستيم » اعتقاد بقايي اين است كه ما طبق قانون وظيفه ثبت خانه‌هاي تاريخي را داريم. خريد خانه‌هاي تاريخي از غلط‌ترين روش‌هايي است كه در سازمان ميراث فرهنگي پايه‌گذاري شده است. چه اتفاقي افتاده است كه رويكرد خريد خانه‌هاي تاريخي توسط سازمان از منظر بقايي اشتباه تلقي مي‌شود؟ «در حال حاضر 30 هزار اثر ثبتي در كشور داريم.اگر هر كدام از اين آثار ثبت‌شده 100 ميليون تومان هزينه خريد داشته باشند كل رقم سه‌هزار ميليارد تومان مي‌شود. كه اين رقم تنها يك درصد بودجه مرمتي سازمان ميراث فرهنگي است. »به گفته او، اگر بخواهيم تمام خانه‌هاي تاريخي را خريداري كنيم حدود 800 ميليارد تومان نياز داريم در حالي كه بودجه خريد خانه‌هاي تاريخي تنها 16 ميليارد تومان است. رئيس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري در برابر همه هشدارها و نگراني‌ها مي‌گويد: خريد خانه‌هاي تاريخي اصلا درست نيست و قرار نيست كه مسئول ميراث فرهنگي تنها دولت باشد. با اين وجود دوستداران ميراث فرهنگي و بسياري از كارشناسان يك حرف دارند و آن اينكه سازمان ميراث فرهنگي تنها به دليل نبود اعتبارات نمي‌تواند از زير بار مسئوليت شانه خالي كند.بابك مغازه‌اي، رئيس انجمن دوستدار ميراث فرهنگي كهن دژ در گفت و گو با تهران‌امروز مي‌گويد: نكته مهم اين است كه دولت به بهانه نبود بودجه و امكانات نبايد و نمي‌تواند از زير بار مسئوليت خود در جهت حفظ ميراث‌فرهنگي كهن اين سرزمين كه مثابه سند هويت ملي و غيرقابل تكرار هستند، كنار بكشد و به‌راحتي بگويد كه نمي‌توانيم خانه‌هاي تاريخي را بخريم پس مسئوليت آن با ما نيست. بلكه بايد براي صيانت از خانه‌هاي تاريخي و هر بناي ديگري كه جزو اين آب و خاك است، تشكيل شورا داد وبراي صيانت از آن كوشيد.به اعتقاد او،بنا بر قاعده اجتماعي و علمي در مواردي كه مشكلات كلي و ملي و چندجانبه‌اي وجود دارد، بخش‌هاي خصوصي اقتصادي، سازمان‌هاي غير دولتي و غير انتفاعي و حتي جوامع محلي، هر كدام به نحوي درگير و داراي خواسته‌هايي هستند و به نحوي مي‌توانند داراي نظرات و منافع مختلفي باشند. در بسياري از كشورها چنين مشكلاتي با رجوع به نظرات و خواسته‌هاي نمايندگان اين بخش‌ها (بخش دولتي، بخش خصوصي نهادهاي مدني و جوامع محلي) بررسي مي‌شود، تا با اجماع اين نظرات، جوانب كار با حداقل آسيب و بهينه‌ترين روش مطلوب بر پايه توسعه پايدار سنجيده و اجرايي شود.

مغازه‌اي شرايط پيش آمده براي خانه‌هاي تاريخي را در جايي كه شوراي حمايتگر وجود ندارد، شرح مي‌دهد: در چنين مواردي نهادهاي مدني خواستار حفظ تمامي موارد هستند، دولت در برخي مناطق امكانات كافي براي خريد و در عين حال نگهداري و استفاده از بناهايي كه به‌طور جزئي و كلي بافت تاريخي را ندارد، بخش خصوصي در اغلب موارد به دليل موقعيت اجاره ارزشمند اين بناها به دنبال تخريب كامل آن هاست و جوامع محلي به دليل منافع اقتصادي ترجيح به تغيير كاربري بناها مي‌دهند.

وقتی درهای میراث فرهنگی به روی خبرنگاران و فعالان بسته می شود

ابراز نگرانی دوستدارا ن میراث فرهنگی

در خصوص آینده خبر رسانی در این حوضه

اعلام نظر و ابراز نگرانی جمعی از فعالان  و دوستداران میراث فرهنگی در خصوص اطلاعیه جدید سازمان میراث فرهنگی  که بنا بر آن , این سازمان کلیه روزنامه نگاران و کنشگران اجتماعی را از هر گونه اطلاع رسانی در خصوص اماکن و محوطه های تاریخی به صورت یک طرفه منع نموده است !! ؟؟

http://www.honarnews.com/index.aspx?siteid=1&pageid=281&newsview=20418

وقتی درهای میراث فرهنگی به روی خبرنگاران و فعالان بسته می شود

 

به گزارش خبرنگار حوزه میراث فرهنگی «هنرنیوز»، سازمان ميراث فرهنگی، صنايع دستی و گردشگری با صدور اطلاعيه‌ای در یکم آذرماه سال جاری اعلام کرد: اين سازمان تنها مرجع رسمی برای اطلاع‌رسانی در مورد کاوش‌ها و کشفيات باستان‌شناسی در محوطه‌های تاريخی است.در ادامه این اطلاعیه آمده است: از اين پس هرگونه اطلاع‌رسانی در اين زمينه خارج از اطلاع و حوزه کاری سازمان، تخلف محسوب شده و مستلزم پيگيری‌های حقوقی و امنيتی است.سازمان میراث فرهنگی در حالی خود را متولی چنین کاری معرفی کرده و سایر دست اندرکاران اطلاع‌رسانی، رسانه‌ها، متخصصان باستان‌شناسی و فعالان حوزه میراث فرهنگی را غیرمتخصص و ناصالح دانسته، که اخبار تخریب بسیاری از محوطه‌ها توسط همین رسانه‌ها و از طریق مصاحبه با دوستداران میراث فرهنگی و یا کارشناسان باستان شناسی به اطلاع عموم و از جمله مدیران سازمان رسیده‌ است؛ حال این پرسش مطرح می‌شود، که آیا پژوهشگران باستان‌شناسی آنقدر صلاحیت و دانش ندارند که نمی‌توانند مستقلاً با خبرنگاران سایر رسانه‌ها مصاحبه کنند (‌اشاره به دوسال پیش و ممنوع‌المصاحبه شدن کارشناسان باستان شناسی توسط سازمان)‌ و یا خبرنگاران و مجاری اطلاع‌رسانی که چشم بیدار جامعه و جراح آسیب‌های اجتماعی و کمک کننده به دولت‌ها هستند از دانش خبررسانی بی‌بهره‌اند؟ پس چگونه در این مراکز مشغول فعالیتند و اخبار حوزه‌های دیگر را به خوبی پوشش می‌دهند‌؟ و باز این پرسش مطرح می‌شود که چرا روابط عمومی سازمان میراث فرهنگی به جای تشویق رسانه‌ها، دوستداران میراث فرهنگی و متخصصان باستان‌شناسی در صدد انحصاری کردن مجاری اطلاع رسانی‌است؟

شاهین سپنتا دبیر کانون «گسترش فرهنگ دبیران بزرگ»، از دوستداران و فعالان میراث فرهنگی و عرصه خبراستان اصفهان در پاسخ به این پرسش که بهترین مرجع اطلاع رسانی درخصوص کاوشهای باستان‌شناسی کیست؟ گفت: بهترین مرجع برای اطلاع‌رسانی نهاد انجام‌دهنده کار یعنی تیم کاوش است. آنها موظفند قبل، حین و بعد از کاوش کار اطلاع‌رسانی را برعهده گیرند؛ اما چون این کار توسط آنها انجام نمی‌شود سایر پژوهشگران و روزنامه‌نگاران این وظیفه را برعهده می‌گیرند.

وی با اشاره به بخشی از این اطلاعیه مبنی براینکه تاکنون اطلاع‌رساني غيررسمي و غيرتخصصي توسط برخي افراد و رسانه‌ها موجب وارد آمدن لطمات جبران ناپذيری به محوطه‌های تاريخی توسط باندهای قاچاق اشياء تاريخی شده، اظهار داشت: بر همگان واضح است شفاف‌سازی و ارائه گزارشات کاوش منجر به اطلاع‌رسانی عمومی شده و از حفاری غیر مجاز و ورود قاچاقچیان جلوگیری می‌کند.

سپنتا افزود: زمانی که دستگاه متولی به درستی اطلاع‌رسانی نکند و از سویی مردم شاهد گودبرداری و نقل و انتقالات باشند، ممکن است برای مردم شک و شبهه ایجاد شود و قاچاقچیان را با هیئت کاوش اشتباه بگیرند.

وی تاکید کرد: هیأت باستان‌شناسی موظف است قبل از شروع کار اطلاع ‌رسانی کند همچنین در حین کاوش بخشی از گزارش خود را برای عموم و بخشی را برای اهل فن اعلام و در پایان یک جمع‌بندی کلی از اطلاعات لازم ارائه دهد. زمانیکه این اطلاع‌رسانی به صورت نامنظم و پراکنده صورت گیرد، هر کسی به این عرصه ورود پیدا کرده و فکر می‌کند وظیفه خودش را به درستی انجام می‌دهد.

وی ادامه داد: اگر مردم از محل دقیق کاوش مطلع باشند و هیئت باستان‌شناس قبل، حین و بعد از کاوش اطلاع‌رسانی صحیح انجام دهد ‌قطعاً از وقوع جرم و سوء استفاده از اطلاع‌رسانی پیشگیری می‌شود.

این فعال میراث فرهنگی کاوش‌های تپه اشرف در اصفهان را مصداقی برای سخنان خود دانست و گفت: نه تنها قبل که حتی اکنون و با گذشت دو فصل از کاوش، همچنان هیچ گزارشی از سوی هیئت باستان‌شناسی تپه‌ ارائه نمی‌شود. از سویی دیگر تا کنون اطلاع رسانی دقیقی از طرف سازمان و یا پژوهشکده میراث انجام نگرفته است.

وی تاکید کرد: هنگامی که اطلاع‌رسانی از مجرای صحیح و رسمی صورت نگیرد این ‌کار از سوی مراجع غیررسمی انجام می‌شود. بنابراین ایراد اصلی متوجه سازمان میراث فرهنگی‌ به عنوان مرجع اطلاع‌رسانی ‌است، که اطلاعات لازم را به موقع و به صورت دقیق در اختیار صاحبنظران و افکار عمومی قرار نمی‌دهد.

همچنین بابک مغازه‌ای دبیر و سخنگوی «انجمن کهن‌دژ» همدان معتقد است: ادارات و سازمان‌های دولتی نمی‌توانند و نباید هر نوع اظهارنظر، مطلب و مقاله‌ای را در حوزه فعالیت خود، محدود به واحدهای اطلاع‌رسانی داخلی بدانند، چرا که در صورت انجام این الگو، از این به بعد روزنامه‌نگاران، فعالان مدنی و کنشگران اجتماعی به عنوان نمایندگان وجدان بیدار اجتماعی از هرگونه اظهارنظر، گزارش‌دهی و یا اطلاع‌رسانی در رابطه با هر یک از سازمان‌ها و نهادهای دولتی منع شده و قاعدتاً‌ در این صورت جامعه از هر گونه اظهارنظر و اطلاع‌رسانی غیر دولتی محروم خواهد شد، چرا که دیگر سازمان‌های دولتی به تبع میراث فرهنگی چنین اقدامی را انجام خواهند داد.

وی تصریح کرد: وضع قوانین، ممنوعیت و عدم ممنوعیت هرگونه اطلاع‌رسانی عمومی قاعدتاً نباید محدود به مجاری یک سازمان باشد، بویژه میراث فرهنگی، که موضوعی عمومی و متعلق به تمام باشندگان در مرزهای امروز و آینده این سرزمین است. سخنگوی انجمن کهن‌دژ متذکر شد: محروم کردن خبرنگاران و روزنامه‌نگاران می‌تواند عواقب بسیار خطرناکی را برای میراث فرهنگی کشور به دنبال داشته باشد،آن هم در شرایطی که با وجود تلاش دوستداران میراث فرهنگی هر روز شاهد خبرهای تلخ و ناگواری همچون تخریب گور دخمه‌ها،تپه‌های باستانی، بناهای تاریخی و موارد مشابه بوده و اخبار ضد و نقیضی در رابطه با موزه‌های کشور به گوش می‌رسد.از سوی دیگر برخی پروژه‌های عمرانی، احداث سدها و جاده‌ها هر روزه برگ دیگری از دفتر زرین این کهن خاک را بدست نابودی می‌سپارد.

وی خاطر نشان کرد: در این شرایط مشخص است جلوگیری از اظهارنظرهای دلسوزانه کنشگران اجتماعی چه عواقبی را می‌تواند در پی داشته باشد.مجتبی گهستونی دبیر و سخنگو تاریانا خوزستان و فعال خبری، باز داشتن انجمن‌های میراث فرهنگی به عنوان بخشی از بازوی توانمند مردم و جامعه،از سخن گفتن درباره حفظ آثار تاریخی را نوعی جاه‌طلبی و ضعف سازمان عنوان کرد و گفت: سازمان میراث فرهنگی نقش مثبتی در اطلاع رسانی ایفاء نکرده است. محدود کردن کارشناسان برای مصاحبه رسانه‌ای و یا حتی توبیخ مدیران شهرستانی برای اطلاع رسانی خود گواهی بر این مدعا است.وی ساخت و ساز بی‌رویه و غیرمجاز، مورد تعرض و یا تخریب گرفتن برخی از محوطه‌های تاریخی را دلیلی بر لزوم اطلاع‌رسانی دانست و گفت : مجوز ساخت سیلوی 30 هزار تن بر روی محوطه ایوان کرخه، تجاوز به حریم محوطه «اشکفت سلمان» با ساخت سازه، ساخت اسکله و جاده دسترسی روی محوطه تاریخی مه‌رویان و تخریب بقایای این شهر ، تخریب قصر تاریخی فيليه خرمشهر به علت قرار گرفتن در محدوده تأسیسات دریایی نمونه هایی از این دست هستند که با واکنش دوستداران میراث فرهنگی روبه رو شده‌اند.

وی تاکید کرد: بنابراین مطمئن‌ترین کسانی که می‌توانند هشدارهای لازم را درمورد تخریب محوطه‌های تاریخی در خطر، را ابراز دارند، دوستداران میراث فرهنگی هستند که از طریق رسانه‌ها،افکار عمومی را مطلع می‌سازند.

گهستونی با اعلام این مطلب که سازمان هیچ وقت تخریب بنا یا محوطه‌ای را حداقل در خوزستان اطلاع رسانی نکرده اظهار کرد: «غار پبده» به عنوان سکونتگاه 15 هزار ساله آدم‌های اولیه در شهرستان لالی هفته پیش در آتش سوخت و تاکنون صدها خفاش ساکن در آن طعمه حریق شده‌اند. این غار در دهه 40 توسط پرفسور گریشمن، باستان شناس فرانسوی شناسایی و مورد تحقیق قرار گرفته و وی در این غار ابزارآلات و آثار سکونت انسانهای اولیه در حدود 15 هزار سال پیش را کشف کرد ولی پس از آن هیچکس به طور دقیق این محل را مورد ارزیابی و مطالعه‌ باستان شناسی قرار نداده است.حال این سوال مطرح است واکنش سازمان میراث خوزستان به این آتش‌سوزی چه بوده است؟

وی تصریح کرد: خیلی وقت‌ها این دوستداران میراث اعتراض می‌کنند و به یک تخریب واکنش نشان می‌دهند اما سازمان میراث عکس‌العمل لازم‌ را نشان نمی‌دهد. به عنوان مثال کشف یک سازه در روستای «بتوند» که با وجود گرفتن عکس از حفاری‌های غیر مجاز و تایید کارشناسان کارشناسان در کمال ناباوری سازمان میراث فرهنگی آن را تکذیب کرد.

سخنگوی تاریانا با اشاره به اینکه سازمان تمایلی به نقد شدن نداشته و مطبوعات و رسانه‌ها را محدود یا متهم به کم کاری، اهمال کاری می‌کند، ابراز کرد: پس اساساً‌ رسانه‌ها و دوستداران میراث فرهنگی، معتقدند رسانه‌ها باید آزادانه به اطلاع رسانی بپردازند از طرفی رسانه‌ها ودوستداران میراث فرهنگی دارای مجوزهای قانونی بوده و نمی‌توان آنها را محدود کرد بنابراین اطلاع رسانی آزادانه و در چارچوب قانون جزء حقوق آنها محسوب می‌شود.

علیرضا افشاری سردبیر فصلنامه ایران‌پژوهی فروزش و عضو انجمن دوستداران میراث فرهنگی افراز در تهران نیز تشریح کرد: با توجه به گستردگی یادگارهای فرهنگی در سراسر ایران این اطلاعیه باعث می‌شود سازمان میراث فرهنگی خود را از طیف وسیعی از همراهان و همکاران علاقه‌مند به یادگارها محروم نماید. در حالیکه یک سازمان قوی و پیشرو سعی می‌کند همکاری ها را بیشتر نموده و با توجه به مطالبی که توسط این دوستداران پخش می‌شود، ایرادات کار را برطرف کرده و در عین حال همراهی خود را به علاقه‌مندان میراث نشان دهد.

امین طباطبایی مشاور برنامه‌ریزی انجمن خانه فرهنگ جاودان استان فارس نیز با اعلام اینکه مرجع رسمی اطلاع‌رسانی سازمان میراث است خاطرنشان کرد: اما سازمان میراث تنها مرجع نیست. اگر هدف از این بخشنامه این است که هر گونه مصاحبه و اطلاع‌رسانی ممنوع است و کسی حق اطلاع‌رسانی در مورد تخریب محوطهای تاریخی را ندارد باید گفت یا سازمان میراث فرهنگی منظورخود را بد رسانده و یا پژوهشگران ،فعالان میراث و همه نهادهای متولی اخبار را مورد کم لطفی قرار داده است .

وی افزود : به عنوان مثال هنگام وقوع سیل در یک مکان ستاد حوادث غیر مترقبه منبع رسمی خبر است اما آیا می‌توان گفت تا زمانی که آنها اعلام نکردند سیلی به وقوع نپیوسته و تصاویری که از تلویزیون پخش می‌شود غیر واقعی است.

طباطبایی گفت: طبق قانون مطبوعات هر کسی اظهارنظر کند، مسئولیت گفته‌هایش با اوست پس اگر خبررسانی یا اطلاع‌رسانی نادرستی انجام دهد در مقابلش مسئول است اما به نظر می‌رسد سازمان میراث به علت مشغله یا فشار و یا عدم تمایل به پاسخگویی چنین اطلاعیه‌ای را صادر کرده است .

وی با ابراز خوشحالی از اینکه نگاه به تخریب میراث فرهنگی نگاهی از حوزه امنیت ملی باشد؛ تاکید کرد: میراث فرهنگی بخشی از امنیت ملی است همانطور که ادعای اشتباه در مورد شخصیت‌های تاریخی یا خلیج فارس به امنیت ملی مربوط می‌شود. اما باید به یاد داشته باشیم اگر هر رفتار، فعالیت، اظهارنظر به امنیت بازگردد این امر در واقع نوعی زمینه‌چینی برای فرار از پاسخ گویی محسوب می‌شود.

مشاور برنامه‌ریزی انجمن فرهنگ جاودان بیان کرد: شاید یک سازمان بتواند قوانینی برای محدودیت کارمندانش وضع کند اما نمی‌تواند آن رابه سایر افراد متخصص مانند استاد دانشگاه، پژوهشگر، فعال یا روزنامه‌نگار تعمیم دهد. در واقع آزادی بیان حق مسلم افراد است اما هر گونه اطلاع‌رسانی و اشتباهی مسئولیتش با شخص سخنگو است‌. این موضوع در مورد کارشناسان میراث هم صادق است و اگر کسی نظر اشتباهی رااعلام دارد و معلوم شود سوءنیت دارد قابل پیگیری است و شخص سخنگو باید پاسخگو باشد.

همچنین رضا نیک‌پور دبیر دوره‌ای یادگارهای فرهنگی و طبیعی و عضو ایکوموس اظهار کرد: سازمان میراث فرهنگی باید بین نقد سازنده باهدف پیشبرد و تقویت سازمان و سیاه‌نمایی تفاوت قائل شود. هدف کسانی که دلسوزانه نقد و بحث می‌کنند نه تضعیف بلکه تقویت است‌. دوستداران میراث فرهنگی آرزوی داشتن سازمان میراث فرهنگی قوی را دارند و پیشنهادات و انتقادات آنها در راستای پیشبرد اهداف میراث فرهنگی که همان حفاظت از یادگارهای تاریخی، فرهنگی ،طبیعی و سپردن آنها به نحو احسن به دست آیندگان، است.


مریم اطیابی

تپه 2000 ساله همدان در حال تخريب است

تپه 2000 ساله همدان در حال تخريب است

تپه مصلا همدان پيش از تخريب

تپه تاريخي مصلا همدان در حالي همچنان رو به تخريب است که گفته مي‌شود تا دو سال قبل قلعه‌اي اشکاني روي اين تپه وجود داشته که براي ساخت شبستان مصلا همدان از بين رفته است. بر همين اساس احتمال مي‌رود که اين تپه قدمتي بيش از 2000 سال داشته باشد. گفته مي‌شود که تا کنون بيش از 400 درخت روي اين تپه قطع شده است.


خبرگزاري ميراث فرهنگي ـ گروه ميراث فرهنگي ـ تپه تاريخي مصلا همدان در حالي همچنان رو به تخريب است که گفته مي‌شود تا دو سال قبل قلعه‌اي اشکاني روي اين تپه وجود داشته که براي ساخت شبستان مصلا همدان از بين رفته است. بر همين اساس احتمال مي‌رود که اين تپه قدمتي بيش از 2000 سال داشته باشد. گفته مي‌شود که تا کنون بيش از 400 درخت روي اين تپه قطع شده است.

 

به گزارش CHN تپه مصلا يكي از تپه‌هاي باستاني داخل شهر همدان است. از آنجايي كه در گذشته نماز عيدين در فراز آن اقامه مي‌شده است به اين نام معروف مي‌شود. طبق نظر کارشناسان به نظر مي‌رسد تپه مصلا در جهت تپه سنگ شير و هگمتانه قرار دارد و احتمالا به هم پيوسته بوده‌اند.

 

«مهرنوش نجفي راغب»، عضور شواري اسلامي شهر همدان و عضو کميسيون ماده 7 فضاي سبز درباره تخريب‌هاي صورت گرفته در اين تپه باستاني به CHN گفت: «تا دو سال قبل بقاياي قلعه‌اي که گفته مي‌شود احتمالا به اشکانيان تعلق داشته روي تپه مصلا ديده مي‌شد که با آغاز پروژه ساخت مصلا همدان، بقاياي اين قلعه تخريب شد.»

 

وي در ادامه گفت: «اين تپه در طرح تفصيلي سال 1385 به عنوان کاربري فرهنگي و مذهبي ديده شده و بر همين اساس ساخت مصلا روي آن آغاز شده است.»

 

اين ساخت و سازها در حال ادامه دارد که به دليل وجود قلعه‌اي باستاني روي آن بايد مورد پژوهش‌هاي باستان‌شناسي قرار مي‌گرفت. اين درحالي است که نه تنها اين پژوهش‌ها انجام نگرفته است که قلعه باستاني روي تپه نيز تخريب شده است.

 

«بابک مغازه‌اي»، دبير انجمن دوستداران ميراث فرهنگي کهن‌دژ در همدان با اعلام اين مطلب که پيوسته‌گي تپه مصلا با تپه هگمتانه اهميت تاريخي آن را دو چندان مي‌کند به CHN گفت: «تپه مصلا به طور پيوسته با تپه هگمتانه متصل است. گويي اين تپه کوچک ميان خود دره‌اي به وجود آورده باشند. از آنجايي که کاوش‌هاي باستان‌شناسي سه سال گذشته در تپه هگمتانه نشان داد که اين محوطه باستاني به دوره اشکاني تعلق دارد، قلعه روي تپه مصلا اهميت دو چندان يافت. زيرا احتمالا آن قلعه به طور مشخص با آنچه در تپه هگمتانه بوده، در ارتباط بوده است.»

 

مغازه‌اي درباره قلعه باستاني تپه مصلا مي‌گويد: «اين قلعه که امروز به دليل ساخت و سازها اخير از بين رفته احتمالا در دوره اشکانيان ساخته شده و در دوره اسلامي هم مورد استفاده قرار گرفته است.»

 

به گفته وي بقاياي قلعه به خوبي در عکس‌هاي اشميت قابل مشاهده بوده و اين موضوعي نيست که از ديد باستان‌شناسان پنهان بوده باشد.

 

پيش از ساخت مصلا همدان روي اين تپه باستاني، ساخت کتابخانه‌اي آغاز شده بود که دو سال قبل به بهره‌برداري رسيد. به گفته نجفي اين کتابخانه روي آثار ساخته نشده و در کنار تپه قرار گرفته است.

 

درختان، قرباني ديگر ساخت و سازهاي تپه مصلا

قربانيان ساخت و ساز روي تپه مصلا تنها به تخريب قلعه باستاني و احتمالا آثار به‌جاي مانده آن خلاصه نمي‌شود. آغاز اين ساخت و سازها با قطعه بيش از 400 درخت همراه شد.

 

مغازه‌اي درباره درختان تپه مصلا به CHN مي‌گويد: «درختان تپه مصلا پيش از انقلاب و طي طرحي به صورت جنگل انبوه روي تپه کاشته شدند. وجود اين درختان قلعه را هم مورد حفاظت قرار مي‌داد اما با آغاز ساخت و سازها و تخريب قلعه قطع درختان هم آغاز شد.»

 

گفته مي‌شود که قطع درختان همچنان ادامه دارد. نجفي دراين باره مي‌گويد: «تا کنون 400 درخت قطع شده و شايد چندبرابر اين رقم درخت باقي‌مانده باشد که در خطر خشک شدن و قطع قرار گرفته‌اند.»

 

به نظر برخي از تاريخ‌نگاران اين تپه در دوره‌هاي پيش از اسلام با رونق بوده و برج و باروئي داشته که ويرانه‌هايش باقي‌مانده بود. گرچه بعضي از صاحب‌نظران کاخ‌هاي دولت ماد را در فراز آن مي‌دانند ولي در دوره پارت‌ها تپه مصلا داراي استحکامات نظامي بوده و برخي آثار پيدا شده از آن دوره مويد اين نکته‌است.

تپه مصلا يک محوطه باستاني بوده و آثار مدفون آن تنها به وجود قلعه خلاصه نمي‌شود. اين درحالي است که نه تنها قلعه باستاني آن تخريب شده که ساخت مصلا و بخش‌هاي مختلف آن همچنان ادامه دارد.

تپه اي بر آب و تاريخي بر باد

گونسپان , تپه اي بر آب  و تاريخي بر باد


این مقاله در روزنامه شرق , ماهنامه تولید , روزنامه مردمسالاری  , ماه نامه راه سبز و برخی نشریات دیگر درج گردید

گزارشي از روند انجام کاوشهاي نجات بخشي در تپه گونسپان , کاستي ها و خطرات موجود و ارائه راهکار مطلوب به منظور جلوگيري از نابودي بخشي از تاريخ اين سرزمين کهن سال

 

گذشت زمان و تغييراتي که در زندگي روزمره ما صورت گرفته است در کنار عدم برنامه ريزي , محاسبات و مطالعات پيش از انجام کار در برخي از پروژه هاي عمراني باعث گرديده است تا در بسياري  موارد انجام طرح هايي همچون احداث سدها , بزرگراه ها , کارخانجات و شبکه سراسري راه آهن با موارد حساسي در زمينه ميراث فرهنگي و محيط زيست  که حفظ آنها يکي از مهمترين پايه هاي دست يابي به توسعه اي پايدار و هميشگي مي باشد در تضادي غير قابل چشم پوشي قرار گيرد

و به همين مناسبت گاه و بيگاه ما شاهد اين هستيم که بي برنامه گي ها و پرداختن به  ضرورتهاي زود گذر سبب مي گردد تا به راحتي بقاي اين يادگار هاي درخشان تمدن کهن سال سرزمينمان به دست نابودي سپرده شوند که مثالهاي متعددي همچون احداث سد سيوند را  مي توان براي آن  نام برد

با اين اوصاف ضروري است که کارشناسان کشور با نگاهي همه جانبه و ياري گرفتن از تمامي پيشرفتهاي انجام شده در ديگر کشورها و نظرخواهي از کارشناسان داخلي و خارجي راهکارهاي علمي و عملي حل اين مشکلات را به صورتي مشخص و قابل بحث بررسي و بيان نمايند تا شايد در روند اين تبادل افکار راهکار لازم براي برون رفت از اين شرايط و دستيابي به توسعه اي پايدار با حفظ ذخاير زيستي و بشري براي نسلهاي فرداي اين سرزمين فراهم گردد

لازم به ذکر است توجه به تجربه ديگر کشورها در زمينه کاوشهاي باستان شناسي نجات بخشي  به صورتي علمي تر,  همچون روسيه سابق , مصر , ترکيه و آسيانه ميانه که گاه داراي شرايطي مشابه با ما بودند ولي با انجام برنامه هايي گسترده و حتي هزينه هاي بسيار گزاف و انتقال کامل يک بناي تاريخي به نقطه اي ديگر از نابودي نمادهاي هويت ملي خويش تا سر حد امکان جلوگيري نمودند , مي تواند براي کشور ما بسيار راهگشا باشد

در طول سالهاي گذشته احداث سدهاي متعددي در کشور آغاز گرديده که در برخي موارد همچون سد سيوند و سد سلمان فارسي در فارس , سد خدا آفرين در آذربايجان شرقي , سد شيان در کرمانشاه , سد سيمره در ايلام , سدکلان ملاير و........نگرانيهاي را در خصوص جلوگيري از نابودي بخشهايي از ميراث فرهنگي و محيط زيست سرزمين مان که به سبب آبگيري اين سدها در معرض نابودي قرار مي گيرند ايجاد کرده است وبه علاوه آنچنان که برخي از اين تجربيات نشان مي دهد پژوهشها و توجيهات لازم در زمينه اقتصادي بودن و مکان يابي صحيح به منظور احداث اين سدها نيز ضعف هايي را آشکار مي سازد با اين اوصاف وزارت نيرو و ادارات آب و فاضلاب منطقه اي به منظور کاهش برخي از اثرات مخرب اين پروژه ها , بودجه هايي را با عنوان نجات بخشي براي انجام کاوشهاي لازم در اختيار سازمان ميراث فرهنگي قرار داده اند که با وجود اختصاص مبالغ گاه چند صد ميليوني و يا ميلياردي اغلب به دليل عدم مديريت و گردش مالي مناسب در سازمان ميراث فرهنگي نتيجه درخوري را به دنبال نداشته است

لذا ضروري است که هر چه سريعتر و با ياري تمامي دلسوزان اين آب وخاک به ويژه در بخشهاي تخصصي غيردولتي راهکار هاي عملي به منظور برون رفت از اين شرايط مطرح گرديده و مسئولين حفاظت از اين يادگارهاي غير قابل بازگشت نيز بنا بر مسئوليتي که در برابر آيندگان اين سرزمين خواهند داشت ضمن توجه به اين نظرات زمينه جلوگيري از نابودي اين آثار را فراهم سازند

 

تپه گونسپان , تاريخي محصور در دل آب

 

با احداث سد مخزني کلان از نوع سد خاکي همگن با ارتفاع تاج 46 متر و طول تاج 907 متر در 32 کيلومتري شمال غربي شهر ملاير در استان همدان حدود 310 هکتار از اراضي منطقه در محدوده آبگيري سد قرار خواهد گرفت و دو روستاي پاتپه و قلعه نو به همراه پانزده تا بيست محوطه تاريخي و يک پل تاريخي و هکتارها زمين زراعي به طور کامل يا ناقص به زير آب مي روند و با وجودي که طرح مطالعاتي ساخت اين سد مخزني روي رودخانه کلان ، توسط شرکت آب منطقه‌اي همدان در سال 79 آغاز گرديده اما همچنان فعاليت هاي باستان شناسي به نتايج لازم نرسيده است

که در اين ميان وضعيت تپه گونسپان ( پاتپه) با 24 تا 28 متر ارتفاع و محوطه گورستاني (شط غيله)  (شط=آبگير/غيله=گود بسيار عميق) و «قلعه نو»  که مربوط به پيش از تاريخ بوده و داراي يك دوره استقراري نيز بوده حساس تر از بقيه مي باشد هر چند که در حال حاضر ( ارديبهشت 89) دو روستاي ذکر شده به طور کامل تخليه گرديده و ساکنان آن با مهاجرت اجباري به شهر از شغل کشاورزي وتوليدکنندگي باز مانده اند و روستاي پاتپه به همراه پل تاريخي روستا متعلق به دوران پهلوي اول به طور کامل به زير آب رفته است و از همه مهم تر تپه تاريخي گونسپان نيز در شرف نابودي کامل است که در ادامه به جنبه هاي مختلف اهميت آن خواهيم پرداخت

اما پيش از اين لازم است تا به اين نکته نيز اشاره شود که در پايين دست اين سد حدود چهار يا پنج روستا واقع است که کشت آنان عموما گندم وجو ديم  بوده و در برخي بخشها نيز به باغداري مي پردازند و مهمترين محصول باغي آنان انگور مي باشد که به همراه باغات بادام به صورتي سنتي آبياري مي شده اند

اهميت تاريخي تپه گونسپان

تپه گونسپان به عنوان يک تپه کله قندي در مساحتي به طول 138 و عرض 95 متر واقع شده است و بر اساس اعلام کارشناسان بيش از شش هزار سال قدمت دارد و داراي آثاري از دوران پيش از تاريخ تا دوران قاجار مي باشدکه به اختصار عبارتند از:

 

 دوران پيش از تاريخ

کاوشهاي باستان شناسي درتپه هايي همچون گوراب  و پري دو روستا از شهرستان ملاير و تپه همکسي همدان نشان دهنده فرهنگ پيش از تاريخي غني به ويژه در دوران مفرق است که گاه ضخامت لايه دوره مفرغ در اين تپه ها بين به 5 تا 8 متر مي رسد و معرف فرهنگي خاص تحت عنوان ( فرهنگ يانيق ) است وبه گفته برخي کارشناسان با توجه به اين که اين فرهنگ نام خود را از تپه اي در آذربايجان که به همين نام مشهور است گرفته و ضخامت اين دوره تاريخي درتپه يانيق حدود يک متر و در حاشيه الوند و استان همدان بين 5 تا 8 متر مي باشد مي توان گفت منشا و مبدا اصلي يا به عبارتي خواستگاه فرهنگ يانيق مي بايست در حاشيه الوند و استان همدان باشد و بهتر است که آن را با اين نامها بشناسيم و احتمالا تپه يانيق يک تپه حاشيه اي از اين فرهنگ غني در همدان است بنابراين اهميت تپه گونسپان که آن هم داراي اين لايه مي باشد در شناخت اين دوره تاريخي به خوبي مشخص مي گردد   

 

وجود آثاري از دوران ماد

بناهاي شناخته شده از دوره ماد در کشور ما تعداد بسيار اندکي است که برخي از آنها عبارتند از:

نوشيجان تپه ملاير ( با مجموعه معماري دوره اي كوتاه و محل نيايش مهر)، گودين تپه كنگاور (مجموعه معماري متنوع و گسترده با دوره شكوفايي طولاني و گوناگون) ، باباجان تپه نورآباد (با ساختار معماري ويژه مسكوني) ، زيويه , موش تپه همدان , زار بلاغ قم , واسون کهک و پاتپه ملاير

بنابراين با توجه به دانسته هاي اندک باستان شناسي ما از اين دوره تاريخي به درستي معلوم نيست که فرهنگ باستان شناختي دوره ماد چگونه تكوين يافته است و با توجه به اين که امروزه ديگر چيز زيادي از اين سکونتگاه ها باقي نيست لذا ضروري است  با کشف بقاياي سازه هاي دوران ماد در تپه گونسپان بخشهاي ديگري از اين تمدن غني را بهتر شناسايي نماييم چرا که به گفته مهرداد ملک زاده با حفاري و مطالعه خوب گونسپان پاتپه در کنار نوشيجان و گودين تپه  مي توان نشانه هاي ديگري از فرهنگ اين دوره را به دست آورد تا تاريكي باستان شناختي دوره ماد كمرنگ تر شود

لازم به ذکر است بخشهاي دوران ماد تپه همچنان خارج از آب است و مي توان بسرعت نسبت به کاوش اين بخشها اقدام نمود

بررسي هاي انجام شده مربوط به دوران زند , اشکاني و ....

در جريان بررسي هاي قبلي باستان شناسان در اين تپه اطلاعات ارزشمندي از دوران اشکاني و زنديه به دست آمده است که اتفاقا اطلاعات ما در مورد اين دوره نيز اندک بوده و اين نيز دليل ديگري بر اهميت اين تپه تاريخي مي باشد زيرا از آنجا که محل تولد کريمخان زند در قلعه روستاي پري در حدود 20 کيلومتري اين تپه مي باشد لذا بررسي هاي انجام شده مربوط به دوران زند نيز مي بايد بسيار مورد توجه قرار گيرد

مطالعات باستان‌شناسي و يافته‌هاي روي تپه نشان مي‌دهد در سطح اين تپه روستايي از دوره قاجار و در زير آن روستايي متعلق به دوره صفويه قرار گرفته است همچنين در دوره هاي پايين تر اين تپه نيز روستاي سلجوقي، دژ ساساني، قلعه اشکاني و بافت معماري دوره عصر آهن قابل رويت است در نتيجه علاوه بر دوران بيش از تاريخ ، ماد ، ساساني و اشکاني از دوره سلجوقي تا قاجار نيز مورد استفاده بوده و پس از مرمت‌هاي متعدد، به ويژه در دوره ايلخاني، به کارگاه شيشه‌ گري و در دوره زنديه به يک مرکز صنعتي بدل شده است اين تپه تاکنون بلندترين تپه باستاني بوده که طي عمليات نجات بخشي مورد کاوش قرار گرفته است و توالي اين لايه ها نشان دهنده اهميت و موقعيت جغرافيايي ويژه اين نقطه مي باشد که در دوره هاي مختلف مورد استفاده قرار گرفته است

 

کاوش هاي باستان شناسي انجام شده و نتايج بدست آمده

شش سال پس از آغاز عمليات اجرايي (که با کمترين مقاومت از سوي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري وقت صورت گرفت) اين سازمان با امضاي تفاهم‌نامه‌‌اي با سازندگان سد تصميم گرفت عمليات نجات بخشي محوطه‌هاي باستاني را که با آبگيري اين سد در دل ميليونها متر مکعب آب فرو مي‌روند، آغاز نمايد بنابراين تفاهم‌نامه ، آبگيري سد کلان ملاير منوط به پرداخت هزينه‌هاي عمليات نجات‌بخشي محوطه باستاني پاتپه شد تا سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري نيز پس از پايان اين عمليات، مجوز آبگيري سد را صادر نمايد از سوي ديگر برخي مطلعين معتقدند امکان ساخت اين سد در محلي پايين تر از بخش فعلي نيز بوده است که اگر در ابتداي مطالعات سد توجه لازم صورت مي گرفت شايد امروز ديگر نيازي به اين دسته از فعاليتها با اين سرعت نبود

دراين راه پس از استعلام سازمان آب از سازمان ميراث فرهنگي همدان کارشناسان ميراث فرهنگي همدان به سرپرستي علي خاکسار ( رياست سابق ميراث ملاير) و به معاونت جواد باباپيري از سازمان ميراث فرهنگي همدان در اولين فصل کاوش در اين تپه با وجود بودجه اندکي که در اختيار داشتند کاوش مختصري را در اين تپه انجام دادند که در نتيجه به آثاري از دوران اسلامي از زنديه تا قاجاريه در فوقاني ترين بخش تپه دست يافتند و به علت کمبود امکانات کاوشها زود به پايان رسيد و پس از مدتي با تامين چند صد ميليون تومان بودجه از طرف سازمان آب ادامه کاوشها به پژوهشکده باستان شناسي سپرده شد

در فصل دوم حسن رضواني با معاونت کورش روستايي توانستند تمامي آثار دوران زند و قاجار را از دل خاک بيرون بياورند , بنا به گفته حسن رضواني پس از 20 روز عمليات بررسي و شناسايي پشت سد كلان14 محوطه باستاني شناسايي شد که دو محوطه مهم"پاتپه" و "شط غيله" در محدوده آبگيري سد كلان واقع شده‌بودند

دردور دوم كاوش ها در طي 8 ماه مطالات از بالاترين لايه ها که مربوط به دوران اسلامي مي باشد آغاز گرديد و با بيرون آمدن قلعه اسلامي پشت سد کلان شواهدي از 1000 سال تحولات معماري و شيوه‌هاي تغيير کاربري دوره اسلامي توسط باستان‌شناسان مورد مطالعه قرار گرفت به گفته رضواني در دوره اسلامي از بلندترين نقطه اين تپه براي ساخت قلعه استفاده شده است 

آنان در سومين ماه كاوش‌هاي نجات‌بخشي اين حوزه و در لايه‌ي مربوط به دوره‌ي اسلامي در پاتپه به يك سيستم زه‌كشي دست يافتند كه با كانال‌كشي و ايجاد تنبوشه استفاده مي‌شده است كانالي كه آب به آن سرازير مي‌شده ، آجرچيني شده و كف آن نيز با نوعي ملات آهك و ماسه براي انسجام پوشش داده شده بود ومعماران آن پس از ايجاد كانال‌هاي انتقال آب‌هاي هرز، شروع به ساخت اطاق‌هاي قلعه كردند به‌نظر مي‌رسد، اين سيستم راهي براي خروج آب‌هاي اضافي از سطح قلعه بوده و آب اضافي را از روي پشت بام‌ها عبور مي‌داده است تا با عبور از تنبوشه به كانالي كه در قسمت شرقي پاتپه قرار دارد، سرازير گردد آثار اين سيستم را كه با گذشتن از روي پشت بام‌ها با تنبوشه تا سطح زمين ادامه مي‌يابد، تا جلوي قلعه به‌دست آورده اند

در اين رابطه رضواني مي افزايد: اين سيستم تا شيب تپه ادامه مي‌يابد؛ ولي بعد از آن، آثار ديگري پيدا نشده‌اند او با بيان اين‌كه در كنار معماري يافت شده مصنوعات شيشه‌اي از قبيل النگوها و ظروف شيشه‌اي يافت شده است كه به 300 تا 400 سال پيش و دوره صفوي تعلق دارند مي گويد: در كنار اين كارگاه محلي يافت شده كه در ابتدا تصور شد سرويس بهداشتي كارگاه باشد اما با توجه به شيب اطاق و شكل چاه مياني آن كه با استفاده از سفال ساخته شده است، احتمال مي دهيم حمام كارگاه باشد

شواهد باستان شناسي نشان مي دهد كه اين مكان يك بار در آتش بزرگي سوخته است اين موضوع از طريق چوب هاي سوخته و آثار سوختگي روي ديوار بنا مورد مطالعه قرار گرفته است در اين بخش بقاياي بر جاي مانده از دژ و برجهاي متعدد در دوره اسلامي به علاوه ديوارهاي الحاقي و 2 اتاق بزرگ که احتمالا محوطه‌اي براي سيلو بوده کشف شده است

همچنين اتاق‌هايي با درگاه کوتاه در پاتپه يافت شده که دليل کوتاه بودن سقف آنها حفظ دما در فصول مختلف سال بوده است و با پايان کاوش در بخش اسلامي و سطوح اوليه تپه، اين لايه‌ها برداشته شده است

در سومين فصل کاوشها به سرپرستي حسن رضواني و معاونت علي هژبري با ايجاد کارگاه لايه نگاري در زير اين لايه‌ها، يك دژ بزرگ با معماري لاشه‌سنگ از دوره‌ي اشكاني كه باروي ستبر خشتي در گرداگرد آن بود، پيدا شد معماري بسيار مستحكم، ديوارهاي سنگي و باروي سترگ خشتي به همراه فراواني سفال هاي نوع جلينگي (كلينكي) نشان از رونق دژ در روزگار آبادي مي داد يک ديوار قطور به قطر 3 متر با ملات گل و خشت‌هاي چينه‌اي 43 در 43 با ضخامت 10 سانت و همچنين خشت‌هاي چينه‌اي 37 در 37 با همان ضخامت کشف شده است که نشان از استحکام اين دژ در دوره اشکاني دارد و شواهد باستان‌شناسي نشان مي‌دهد مسلمانان از بقاياي اين قلعه براي احياء قلعه خود استفاده کرده‌اند رضواني گفت: (بخش‌هايي از ساخت و سازهاي دوره اسلامي چنان با قلعه دوره اشکاني ادغام شده است که ما نمي‌توانستيم به عنوان يک لايه آن را جدا کنيم اما با مطالعه اين بخش‌ها متوجه مي‌شويم که قلعه دوره اشکاني به مراتب مستحکم‌تر از دوره اسلامي بوده است ) همچنين بقاياي ساختار عظيم خشتي از دوره ماد نيز از زير خاک مشخص گرديد در 5 فروردين 86کار اولين گزارش مطالعات انجام شده به پايان رسيد و کار اصلي اين گروه درمحوطه‌ باستاني «شط غيله» به ابعاد آن 30×20 آغاز شد و آثاري همچون ظروف سفالي و ديگر اشياي متعلق به هزاره سوم پيش از ميلاد مسيح در آن کشف شد  ولي در اين محوطه آثار معماري به دست نيامد , دوره بعدي فعاليت‌هاي آنان در تپه باستاني «پاتپه» ادامه يافت که عرض آن 30×100 و ارتفاع آن 22 متر است و بلندترين تپه باستاني کشور مي باشد که مورد کاوش قرار گرفته پيدا شدن برخي آثار مشابه در « پاتپه» و «شط غيله» در هزاره سوم پيش از ميلاد ارتباطي ميان اين دو محوطه را مشخص مي سازد که جاي مطالعات بيشتر در اين خصوص وجود دارد

محوطه بعدي قرار گرفته در محدوده آبگيري سد , محوطه باستاني «قلعه‌نو» مي باشد که تاکنون فعاليت مهمي در خصوص آن صورت نگرفته است

پس از کنار گذاشتن حسن رضواني از ليست کاوشگران در سومين فصل از کاوشهاي پاتپه ملاير در سال 1387اهميت بناي خشتي عصرآهن موجود درتپه سبب شد ، حفاري آن دوباره و اين‌بار به سرپرستي مهرداد ملک زاده و معاونت علي هژبري  با قرار دادي 29 ميليون توماني ادامه يابد که اهم يافته هاي اين گروه كاوش عبارت است از بقاياي زيرين لايه هاي استقرار اشكاني گونسپان همراه با سفالينه هاي خوش ساخت جلينگي (كلينكي) و آشكار شدن فوقاني ترين رج خشت هاي مربوط به معماري عصر آهن پاياني كه با مجموعه اي از تكه سفال هاي نخودي همراه بودکه در نظر بسياري از متخصصان ، سفال مشخصه دوره ماد است

اين دور از كاوش ها در اين محوطه به معاونت علي هژبري با  احداث دو كارگاه لايه نگاري از اوايل آبان آغاز و مشخصا به جهت آزاد سازي نهايي و كامل بافت معماري عصر آهن در اين تپه و ايجاد كارگاه و برش لايه نگاري پلكاني تا خاك بكر سازماندهي شد آنان تلاش نمودند تا با ايجاد چهار كارگاه در مجاورت يكديگر در گونسپان گونه اي ديگري از معماري عصر آهن پاياني را در كنار بافت معماري نيايشگاهي در نوشيجان و بافت معماري سياسي در گودين به دست آورند تداوم كاوش ها و احداث دو كارگاه لايه نگاري نشان دهنده غناي آثار گونسپان است ,كاوشگران در زير لايه هاي اشكاني موفق به شناسايي بافت معماري منسجم خشتي شدند كه در تمام تپه گسترده است و به عصر آهن ۳ (دوره ماد و شايد اوايل هخامنشيان) تعلق دارد احداث دو كارگاه لايه نگاري در دو بر شمالي و جنوبي تپه همچنين ايجاد كارگاه پيشرو كه ويژگي هاي بيشتري از معماري عصر آهن را نمايان ساخت، مشخص كرد كه احتمالا مجموعه معماري گسترده اي در اينجا مدفون است همچنين در ادامه برش لايه نگاري، نشانه هايي از عصر مفرغ پاياني هم روزگار با لايه هاي گيان ۳- گودين ۳ و ديرينه تر از عصر مفرغ مياني در گونسپان شناسايي شد و خشتهاي بدست آمده مشابه خشتهاي نوشيجان بوده و ارتفاع برخي از ديوارها تا ارتفاع حدود 5 متر نشان دهنده اهميت و ارزش اين بنا در دوره ماد بوده است در اين رابطه ملك زاده با بيان اطلاعات موجود از دوره عصر آهن درباره اهميت كاوش ها در گونسپان پاتپه ميگويد : از عصر آهن ايران اطلاعات نسبتا مطلوبي دردست است و با اينكه باستان شناسان در كليات اطلاعات باستان شناختي اين دوره توافق دارند ولي هنوز نكات تاريك و جزئيات مبهمي در اين اطلاعات در نيمه پاياني عصر آهن و پيدايش فرهنگ دوره مادها و سپس هخامنشيان به چشم مي خورد و تا کنون شواهدي از خشت هاي قابل مقايسه با معماري نيايشگاهي نوشيجان تپه، متعلق به دوره مادها کشف شده است

 اين دوره از کاوشها نيز پس از حدود 2 ماه و به دليل بارش برف و کمبود نيروي انساني و برخي مسائل ديگر بدون دست يابي به نتايج نهايي پايان يافت تا در  پنجمين فصل کاوش رضا ناصري فارق التحصيل کارداني و دانشجوي کارشناسي باستان شناسي دانشگاه بوعلي فصل نهايي کاوشهاي اين تپه را برعهده بگيرد و در نهايت هم بدون اين که کار به اتمام برسد کاوشها در اين تپه باستاني و کم نظير متوقف گرديد

و اما فردا....

در نهايت تپه گونسپان با کوله باري از داشته هاي تاريخي و در حالي که همچنان , هر چند به سختي , امکان ادامه کاوشها در آن وجود دارد و مي تواند زواياي تاريکي از تاريخ سرزمينمان را روشن سازد به آب سپرده شده است  

و در چنين شرايطي انتظار مي رود آبگيري سد هر چه سريعتر متوقف گرديده و کاوشها حداقل تا سطح باقيمانده خارج از آب با حضور نيرو و امکانات کافي و با ياري گرفتن از تجربيات ديگر کشورها به جاي انجام اشتباه و خطا و تجربه دوباره برخي از يافته هاي جهاني , از سر گرفته شود  هر چند که متاسفانه زمان زيادي باقي نيست و در مورد اين محوطه تاريخي به نظر مي آيد عدم انسجام مرکز تصميم گيري واحد جهت انتخاب گزينه اي درست به منظور انجام کامل کاوشها سبب هدر رفتن وقت و هزينه گرديده و نتيجه کاملي را به همراه نداشته است

پس بياييد تادير نشده همگي نداي تاريخ را که از دل اين يادگار نياکانمان برمي خيزد به گوش جان  شنيده , و به ياري تپه گونسپان بشتابيم

 

همدان ارديبهشت 1389

بابک مغازه اي

دبير انجمن ايران شناسي کهن دژ و خبرنگار مستقل ميراث فرهنگي و محيط زيست

ديدار از اماکن تاريخي در نوروز؛ روايت بي روايت

ديدار از اماکن تاريخي در نوروز؛ روايت بي روايت

سفرهاي نوروزي در حالي به پايان رسيد که گفته مي‌شود بيش از 21 ميليون نفر در طول تعطيلات از اماکن تاريخي، تفريحي و گردشگري ديدن کردند. اين در حالي است که بازديد از اماکن تاريخي در اکثر مواقع بدون حضور راهنمايان گردشگري، ارائه بروشور، اطلاعات و توضيحات کارشناسانه بوده و گردشگران فقط از اين اماکن ديدن کرده‌اند.

کاخ شمس‌ العماره از مجموعه کاخ‌هاي گلستان

خبرگزاري ميراث فرهنگي ـ گروه ميراث فرهنگي ـ سفرهاي نوروزي در حالي به پايان رسيد که گفته مي‌شود بيش از 21 ميليون نفر در طول تعطيلات از اماکن تاريخي، تفريحي و گردشگري ديدن کردند. اين در حالي است که بازديد از اماکن تاريخي در اکثر مواقع بدون حضور راهنمايان گردشگري، ارائه بروشور، اطلاعات و توضيحات کارشناسانه بوده و گردشگران فقط از اين اماکن ديدن کرده‌اند.

 

به گزارش CHN بازديد از اماکن تاريخي بخشي از برنامه گردشگري در کشور است. مردم ايران با سفر به شهرها و مناطق تاريخي، هويت خود را در اين ديدارها تازه مي‌کنند و با لذت به تماشاي آثار تاريخي مي‌نشينند. اما زماني اين لذت دو چندان مي‌شود که گردشگران از چند و چون ساخت آثار تاريخي کشور مطلع شده و روايتي از تاريخ را در حاشيه هر اثر بدانند.

 

راهنماي گردشگري از جمله خدماتي است که متوليان امر گردشگري کشور بايد در اختيار مسافران قرار دهند. رشد گردشگري از اماکن تاريخي بدون آگاهي از مباحث پيرامون هر اثر، تنها به بازديد کورکورانه اثر منتهي مي‌شود و از سوي ديگر نبود کارشناسان و راهنمايان گردشگري باعث درج اطلاعات غلط و نادرست از سوي گردشگران به يکديگر نيز مي‌شود.

 

نوروز 89 در حالي طبق آمارهاي ارائه شده 21 ميليون بازديد کنده از اماکن تاريخي،‌ تفريحي و گردشگري داشته که کمترين خدمات گردشگري به آن‌ها ارائه شده است. اين در حالي است که از اين آمار به عنوان يک موفقيت گردشگري کشور ياد مي‌شود.

 

تهران، تاريخ بي‌روايت

آثار تاريخي تهران از جمله آثار ارزشمند کشور هستند که به دليل واقع شدن در پايتخت نيز از اهميتي دو چندان برخوردارند. انتظار مي‌رود که وجود آثار تاريخي در اين شهر با ارائه خدمات و سرويس‌هاي گردشگري ويژه‌اي همراه باشد؛ اما آنچه در مسافرت‌هاي نوروزي نسيب گردشگران شد، ديدار از آثار تاريخي بي‌روايت در پايتخت کشور بود.

 

«بابک مغازه‌اي»، دبير انجمن دوستدار ميراث فرهنگي کهن‌دژ همدان از جمله گردشگراني بود که تهران را براي سفرهاي نوروزي انتخاب کرد اما گويي اين انتخاب تنها در بازديد از اماکن تاريخي خلاصه شد و اطلاعات چنداني به دانسته‌هاي وي افزوده نشده است.

 

مغازه‌اي دراين‌باره به CHN مي‌گويد: «امسال نوروز ترجيح داديم که چند روزي را به ديدار يادگارهايي از تاريخ ايران در قلب پايتخت برويم و اميد داشتيم که در شهري که همواره انبوهي از امکانات مادي و انساني کشور را به خود اختصاص داده و بسياري از موزه‌ها و کاخ‌هاي بزرگ کشور در آن واقع است با استقبالي کم نظير و برخوردي در خور اين همه تبليغات روبرو باشيم اما اين انتظار در اولين بازديد ما در کاخ گلستان به برآورده نشد، چرا که برخورد مسئولين آنجا در نامناسب‌ترين شکل ممکن بود و جالبتر از همه اين بود که درکاخ به آن بزرگي هيچ نقشه و راهنماي کتبي در اختيار گردشگران گذاشته نمي شد. وقتي من چنين چيزي را مطالبه کردم بسياري از افرادي که آنجا ظاهرا قرار بود راهنماي گردشگران باشند گفتند ما فقط توانستيم اينجا را باز نگهداريم و مرا به طرف فروشگاهي رهنمون کردند که از قرار بايد مسئول روابط عمومي در آنجا باشد. پس از مراجعه فردي ديگري که آنجا بود با خونسردي گفت ايشان هفته اول بود و اکنون خسته شده و امروز نيست.»

 

وي در ادامه مي‌گويد: «در قسمت‌هاي مختلف نيز برخي اوقات وقتي از راهنما مي‌خواستيم که در صورت امکان توضيحات بيشتري بدهند فقط مي گفتند, مطالب روي ديوارها را بخوانيد. در يک مورد هم راهنما در حالي که حاضر نبود از جاي خود برخيزد توضيحي را درست خلاف مطلب نصب شده بر ديوار داد که اين خود جاي تعجب ديگري داشت.»

 

مغازه‌اي در انتقاد از نگهداري کاخ گلستان گفت: «ساختمان‌ها هم که متاسفانه وضعيت مرمتي دردناکي داشتند و نهايتا تصميم گرفتم جواب اين سوالات را از مديريت مجموعه بپرسم که عدم حضور ريس مجموعه در دفترشان آن‌هم در ميانه روز خود کاملترين پاسخ به اين کاستي‌ها بود.»

 

دبير انجمن کهن‌دژ همدان در ادامه ديدارهاي خود از مراجعه به کاخ سعدآباد مي‌گويد: «در روز ديگري سري به کاخ سعدآباد زديم و افسوس که اين وضعيت آنجا هم تداوم داشت و هزارا ن گردشگر حاضر بدون هيچگونه راهنمايي درست و علمي‌اي در آن محوطه بزرگ رها شده بودند و زماني هم که ما به عنوان جمعي از ايران شناسان به واحد روابط عمومي کاخ سعدآباد مراجعه کرديم با برخوردي سرد روبرو شديم و يکي از مسئولين آنجا در حالي که همچنان مشغول تلفن صحبت کردن بود به راحتي گفت که ما هيچ چيزي حتي براي فروش هم نداريم و مارا بدون هيچگونه راهنمايي فقط با ارئه يک نقشه به خارج راهنمايي کردند. البته اين وضعيت محدود به آنجا هم نبود و مادر اکثر اماکن تاريخي ديگر بجز موزه ملي و موزه رضا عباسي نيز تقريبا با همين برخوردها و عدم اطلاع رساني روبرو شديم.»

 

شهرهاي تاريخي بدون روايت

معضل ارائه اطلاعات گردشگري درباره آثار و اماکن تاريخي تنها به تهران مربوط نمي‌شود. اين معضل همچون سال‌هاي قبل گريبان آثار تاريخي کشور را در اکثر شهرها گرفته بود و در بيشتر بازديدها، گردشگران با دريافت کمترين اطلاعات تنها به ديدار از اماکن دل‌خوش بودند.

 

مجتبي گهستوني سخنگوي انجمن دوستداران ميراث فرهنگي خوزستان (تاريانا) درباره ارائه خدمات گردشگري در اين استان به CHN مي‌گويد: «در سال جاري استان خوزستان در دومين سال پياپي با ضعف شديد اطلاع رساني همراه بود. در سال جاري اداره كل ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري خوزستان تنها موفق شد يك نقشه به صورت مشترك با سازمان هلال احمر خوزستان منتشر کند. در مابقي شهر ستان‌ها نيز برشورهاي مشتركي از سوي ادارات ميراث فرهنگي و ديگر نهادهاي شهرستاني منتشر و عرضه شد كه در بعضي از شهرستان‌ها نيز اين مجموعه‌هاي تبليغاتي خريد و فروش مي‌شد.

 

به گفته وي و طبق گفته بسياري از راهنمايان گردشگري استان خوزستان، تعطيلات نوروزي براي آنان تعطيلات درآمدزايي نبود چرا كه به دلايل مختلف گردشگران اندكي به خوزستان سفر كردند كه بسياري از گردشگران هم تمايلي براي استفاده از راهنمايان گردشگري نداشتند.

 

گهستوني مي‌گويد: «با آغاز تعطيلات و شروع به كار ستاد تسهيلات نوروزي خوزستان، به دليل اينكه رشد گردشگري در بسياري از استان‌هاي كشور با رشد و شكوفايي همراه بود بسياري انتظار داشتند كه شاهد حضور ميليون‌ها گردشگر در خوزستان باشند اما اين انتظار بي‌فايد بود چرا كه در ميان استان‌هاي كشور، خوزستان نه تنها از رشد گردشگر با احتساب كاروان‌هاي راهيان نور كه با هدف حضور در مناطق عملياتي به خوزستان سفر مي‌كنند برخوردار نبود بلكه با كاهش 40 درصدي مسافر نيز همراه بود. طبق آمارهاي ارائه شده از سوي معاون گردشگري سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري كشور، استان خوزستان در زمينه جذب گردشگر، تردد زياد و اسكان مسافر نوروزي از استان‌هاي همسايه خود مثل بوشهر، فارس و اصفهان هم عقب‌تر بود.»

 

به گفته وي البته در نوروز 89 خدمات متفاوتي نسبت به سال‌هاي گذشته در خوزستان به گردشگران داده شد که از آن‌جمله مي‌توان به برگزاري سياه چادر بختياري‌ها و موضيف اعراب، برگزاري 15 شب جشن عيدانه كارون با حضور بسياري از چهره‌هاي مطرح سينما وتلويزيون، راه اندازي نزديك به 30 كمپينگ اقامتي، اختصاص كيوسك‌هاي از من بپرس و برپايي سفره هفت سين در 8 منطقه شهرداري اهواز اشاره کرد.

 

همچنين به گفته گهستوني طبق پيگيري‌هاي به عمل آمده از مجموعه گردشگران ورودي به استان خوزستان نزديك به يك دوم گردشگران از اماكن تاريخي و گردشگري بازيد به عمل آوردند.

  

از سوي ديگر در سال جاري نيز حضور نيروي انتظامي خوزستان با برپايي چادرهاي اسقرار پليس كه به راهنمايي مسافران نيز مي‌پرداختند و هلال احمر كه علاوه بر كارهاي امدادي به همياري مسافران مي‌رفتند و همچنين آموزش و پرورش كه با اختصاص مراكز آموزشي به مسافران نوروزي خدمات ارائه مي دادند از نقاط قوت نوروز 89 در خوزستان بود.

 

اما جالب آن‌که به گفته گهستوني در استان خوزستان كه دو مجموعه چغازنبيل و سازه هاي آبي شوشتر در فهرست جهاني قرار گرفته‌اند با بازديد‌هاي قابل توجهي همراه نبودند، به گونه‌يي كه ميزان آمارها از بازديد بعضي بناها كه از جنبه‌هاي ديگري حائز اهميت هستند چندين برابر اين مجموعه‌هاي جهاني بوده است.

 

اما عدم ارائه سرويس‌هاي گردشگري در اماکن تاريخي تنها به خوزستان و يا تهران معطوف نبود و اصفهان‌ هم از اين ماجرا رنج مي‌برد. در سفرهاي نوروزي اصفهان يکي از شهرهاي پر تردد کشور بود. اين در حالي است که بازديد مردم از اماکن تاريخي اين استان با دريافت کمترين اطلاعات عمومي همراه شد.

 

محمد رشيدي، از فعالين انجمن‌هاي دوستدار ميراث فرهنگي در اصفهان مي‌گويد: «ميدان نقش جهان و آثار تاريخي پيرامون آن که به مجموعه دولت‌خانه صفوي اصفهان شهرت دارد با حجم گسترده‌اي از گردشگر مواجه بود. اما در حالي که اين تعداد بازديد کننده پيش از آغاز تعطيلات نوروزي پيش‌بيني شده بود، تعداد اندکي راهنماي گردشگري در ميدان و اماکن تاريخي پيرامون آن گذاشته بودند که نمي‌توانستند پاسخ‌گوي گردشگران باشند.»

 

به گفته وي در اکثر مواقع يک راهنما مجبور به پاسخ‌گويي تعدادي نزديک به 100 نفر بود که بيشتر آن‌ها صداي راهنما را نمي‌شنيدند و به همين علت از همراه شدن با راهنمايان صرف‌نظر مي‌کردند.

 

وي تاکيد کرد که در اکثر اماکن تاريخي، بروشوري براي اطلاع رساني در اختيار گردشگران قرار داده نشد و ضعف حضور راهنمايان گردشگري نيز سبب شد تا گردشگران در گفتگوي با يکديگر، به اطلاعات غلط و نادرستي دست پيدا کنند.

 

به گفته رشيدي حتي در برخي موارد ديده شده است که راهنمايان گردشگري نيز اطلاعات نادرست و يا قديمي در اختيار گردشگران قرار مي‌دادند که با تذکر اعضاي انجمن‌هاي دوستدار ميراث فرهنگي همراه بود.

 

از سوي ديگر گردشگراني که به اصفهان و ميدان نقش‌جهان مي‌آمدند با نبود سرويس‌هاي بهداشتي مواجه مي‌شدند. رشيدي مي‌گويد که تعداد اين سرويس‌هاي بهداشتي آنقدر در ميدان و اطراف آن اندک است که پاسخ‌گوي نياز گردشگران نبود.

 

البته اين نوع خدمات‌رساني در استان گيلان هم ادامه داشت. در برخي اماکن تاريخي، مردم با نبود امکانات بهداشتي مناسب روبرو مي‌شدند. براي مثال در شهري مثل ماسوله، سرويس‌هاي بهداشتي کثيف مانع از استفاده گردشگران مي‌شد و به همين علت در بيشتر مواقع گردشگران نسبت به اين امکانات معترض بودند.

 

در شهر تاريخي ماسوله براي اطلاع رساني به گردشگران از بروشور‌هايي استفاده شد که سال گذشته توسط برخي دوستداران ميراث فرهنگي ماسوله و شهرداري تهيه شده بود و در تعداد بسيار محدودي در اختيار گردشگران قرار گرفت. به اين ترتيب اکثر کساني که به ماسوله سفر کرده بودند، از ضعف اطلاع رساني در اين شهر تاريخي شکايت داشتند.

 

ارائه خدمات گردشگري در اماکن تاريخي، جزء ابتدايي‌ترين روش‌هاي جذب گردشگر است. اين درحالي است که به ارائه چنين خدماتي در اماکن تاريخي کشور توجه چنداني نمي‌شود و در اکثر مواقع آثار تاريخي از روايت چنداني برخوردار نيستند. همين امر سبب مي‌شود که وقتي گردشگران براي ديدن اين آثار به شهرهاي مختلف سفر مي‌کنند، وقت خود را تنها به ديدن اين آثار صرف مي‌کنند و موضوع تازه‌اي نمي‌آموزند.