گفتاري در باب گويش همداني (3)
« گردآوري پگاه مقدم هموند هيئت راهبري انجمن ايران شناسي کهن دژ»

قواعد دستوري در گويش همداني
بطور کلي يکي از مهمترين ويژگيهاي آواشناسي گويش همدان، ابتدا به کسر کردن هنگام تلفظ واژهها وتغييرات حاصل از آن است. اين وضع سابقاً در لهجه يهوديان همدان عموميت داشته، و ابتدا به کسر کردن د در بيشترکلماتي که ادا ميکردند غالب بوده است اخيراً برخي از زبانشناسان اظهار نمودهاند که چنين خصوصيتي درگويش همداني خود معلول (هماهنگي يافتن مصوتها) است، و بسا اين ويژگي آواشناسي متأثر از زبان ترکي باشد که خود يکي از عناصر نسبتاً پايدار لغوي در حيطه فرهنگي استان همدان بشمار ميرود گويش ها از نظر قواعد دستوري و نوع واژه ها با يکديگر تفاوت دارند که به اختصار يادآور مي شود
گويش مردم همدان ميراث گرانبهايي است که از زبان فهلوي به يادگار مانده است و کاربرد واژه هاي کهن در اين گويش بيانگر اين موضوع است براي مثال مصدر هاي : اِشکستن . اِشکفتن . اِشنفتن . اِشناختن . اِساندن . اِسپردن و......که با ابتدا کسر و با اضافه شدن علامت هاي ضمير به فعل تبديل مي شود
مثال از مصدر " اِشنفتن=شنيدن"
اِشنفتم .اِشنفتي. اِشنفت. اِشنفتم .اِشنفتين . اِشنفتن
اضافه شدن حرف اضافه "از" به ضمائر متصل و منفصل به دو صورت "از , اَ "
ضمائراشاره :اي=اين .اُ =آن .اينا=اينها .اُنا=آنها
ضمائر متصل : اَزُم.اَ زِت.اَزِش. اَزُمان.اَزِتان. اَزِشان.
ضمائرمنفصل:اَمَ.اَتو.اَاُ.اَما. اَشما.اَاُنا
ضمائرملکي :اِنِي مِنِه=مال من است . اِنِي تونِه=مال تو است
آوردن حرف "دِ" براي تاکيد قبل يا بعد از فعل امر
"دِبرو. برودِ. دِبگو. بگودِ "
آوردن حرف "آ"و"يا" براي تاکيد بعد از فعل امر
" بگوآ. نگوآ. بِري يا.نِري يا "
ايجازدر کلمات وگروه اسمي
اينجارَم=اينجا+را+هم
شِبارَم=شبها+را+هم
باتوجه به اينکه قاعده کلي وطبيعي در زبان نوشتار اين است که املا زبان نوشتار بايد مطابق با زبان گفتار باشد لکن در پاره اي از موارد صورت گفتاري آن با صورت نوشتاري آن مطابقت ندارد (نامطابقات املائي) که در گويش مردم همدان نيز همين نکته مشهود است وهمانند زبان فارسي معيار فرآيندهاي واجي مانند: کاهش , افزايش , ابدال , ادغام , اتباع و تکرار و....با ويژگي هاي مخصوص اين زبان اعمال مي شود
کاهش: دَس بَن=دست بند , صَحَب=صاحب , بيس دو=بيست ودو
افزايش:خانِه حسن=خانه حسن
ابدال: وا=با , وامَ=با من , وَردار=بردار , شَمه=شنبه , جوق=جوي
ابدال وايجاز در واژه: ميوا =مي بايد
ادغام:زوتر=زودتر ,شِوپَره=شب پره
اتباع وتکرار:چوب موب , درخت مرخت , جان مان , باران ماران
کاربرد مصدر هاي لازم از زبان پهلوي:
بايستن=باييدن=لازم بودن ,واجب بودن
پناميدن=بازداشتن,منع کردن
پَنام کردن=پنهان کردن
کاربردحاصل مصدر از زبان پهلوي:
خوازمني=خواستگاري دختر
کاربرد ترکيبات اصيل:
آفتاب زردي=غروب آفتاب
کاربرد قيد مرکب پسوند با اصالت زبان پهلوي:
تاريکان=به هنگام تاريکي تاريک+آن "تاريکان راه افتاد"
دودمان=خاندان ,خانواده دود+مان "دودمانِشِ بباد داد"
کاربرد مصدر مرکب:
ايسپا=ايستادن
کابرد مصدر "نِه" در صفت اشاره وقيد پرسش به دو حالت ابدال و قلب با توجه به لحن آن :
اينجانِه= در اينجا , خبري
کوجانِه ميري= به کجا ميروي , پرسشي
اُنجانِه= در آنجا ,خبري
کاربرد ترکيبات بصورت مراعات النظيربا "و" عطف:
چک وچانه = فک پايين وچانه , چک و چشم= چانه و چشم
کاربرد " وار = بار=بر , پهلوي :
براي اندازه و مقدار: چَن وار آمِدَم =چند بار آمدم
کاربرد مصدر:
هشتن = هليدن = هِشيدن ( مصدر مرکب) پهلوي (هشته=گذاشته)
بيان "ن" به صورت نون غنه در پاره اي موارد:
مَن = مَ , مَرا در زبان فارسي دري ,من+ را =مَ را
مَ = اول شخص مفرد در گويش همداني
کاربرد "وا" va در معني با معيت:
مَ وا تومي يام =من با تو مي آيم , واتونَم =با تو هستم
کاربرد واژه "وا" به معني باز :
واشد = باز شد , واکردي = باز کردي
واژه هاي دخيل
تالان =تاراج کردن , ترکي مغولي
جارچي = آواز دهنده , ترکي مغولي
چاپارخانه= محل پيک, ترکي مغولي
قاين = برادر زن , ترکي مغولي
قاين بابا,قاين ننه= پدر برادر زن , مادر برادر زن , ترکي مغولي
باجناق= شوهران دو خواهر يا شوهر خواهر زن , ترکي مغولي
باجي = خواهر , ترکي مغولي
علل باقي ماندن گويش همداني در بعضي نقاط همدان
1.جدا ومحصوربودن محلات شهر,که هر يک"کد خدانشين"مستقلي بوده است
2.تعصبات مسلکي وفرقه اي مانند (حيدري) و(نعمتي) ,يا منازعات قومي ومحلي مانند(جولان)و(ورمزيار)
3.نداشتن ارتباط ويا کم ارتباط داشتن برخي از محلات با روستاييان و ترکي زبانان,واشتغال آنان به صحراکاري وباغداري (مانند:ورمزياري ها,درود آبادي ها و بختياري ها)
4.پايدار نگهداشتن و مراقبت برخي محلات و اقوام و خاندان ها ازآداب ورسوم وزبان خود
از اين روست که در همدان چند گويش فرعي وجود داشته است
حصاري , جولاني ,مختاراني و....که برخي واژه ها ي اين گويش ها مخصوص به خود آنها بوده به گونه اي که در مکان ديگر و در لهجه ديگر شنيده يا دانسته نمي شده


توضیح لازم: