تپه اي بر آب و تاريخي بر باد

گونسپان , تپه اي بر آب  و تاريخي بر باد


این مقاله در روزنامه شرق , ماهنامه تولید , روزنامه مردمسالاری  , ماه نامه راه سبز و برخی نشریات دیگر درج گردید

گزارشي از روند انجام کاوشهاي نجات بخشي در تپه گونسپان , کاستي ها و خطرات موجود و ارائه راهکار مطلوب به منظور جلوگيري از نابودي بخشي از تاريخ اين سرزمين کهن سال

 

گذشت زمان و تغييراتي که در زندگي روزمره ما صورت گرفته است در کنار عدم برنامه ريزي , محاسبات و مطالعات پيش از انجام کار در برخي از پروژه هاي عمراني باعث گرديده است تا در بسياري  موارد انجام طرح هايي همچون احداث سدها , بزرگراه ها , کارخانجات و شبکه سراسري راه آهن با موارد حساسي در زمينه ميراث فرهنگي و محيط زيست  که حفظ آنها يکي از مهمترين پايه هاي دست يابي به توسعه اي پايدار و هميشگي مي باشد در تضادي غير قابل چشم پوشي قرار گيرد

و به همين مناسبت گاه و بيگاه ما شاهد اين هستيم که بي برنامه گي ها و پرداختن به  ضرورتهاي زود گذر سبب مي گردد تا به راحتي بقاي اين يادگار هاي درخشان تمدن کهن سال سرزمينمان به دست نابودي سپرده شوند که مثالهاي متعددي همچون احداث سد سيوند را  مي توان براي آن  نام برد

با اين اوصاف ضروري است که کارشناسان کشور با نگاهي همه جانبه و ياري گرفتن از تمامي پيشرفتهاي انجام شده در ديگر کشورها و نظرخواهي از کارشناسان داخلي و خارجي راهکارهاي علمي و عملي حل اين مشکلات را به صورتي مشخص و قابل بحث بررسي و بيان نمايند تا شايد در روند اين تبادل افکار راهکار لازم براي برون رفت از اين شرايط و دستيابي به توسعه اي پايدار با حفظ ذخاير زيستي و بشري براي نسلهاي فرداي اين سرزمين فراهم گردد

لازم به ذکر است توجه به تجربه ديگر کشورها در زمينه کاوشهاي باستان شناسي نجات بخشي  به صورتي علمي تر,  همچون روسيه سابق , مصر , ترکيه و آسيانه ميانه که گاه داراي شرايطي مشابه با ما بودند ولي با انجام برنامه هايي گسترده و حتي هزينه هاي بسيار گزاف و انتقال کامل يک بناي تاريخي به نقطه اي ديگر از نابودي نمادهاي هويت ملي خويش تا سر حد امکان جلوگيري نمودند , مي تواند براي کشور ما بسيار راهگشا باشد

در طول سالهاي گذشته احداث سدهاي متعددي در کشور آغاز گرديده که در برخي موارد همچون سد سيوند و سد سلمان فارسي در فارس , سد خدا آفرين در آذربايجان شرقي , سد شيان در کرمانشاه , سد سيمره در ايلام , سدکلان ملاير و........نگرانيهاي را در خصوص جلوگيري از نابودي بخشهايي از ميراث فرهنگي و محيط زيست سرزمين مان که به سبب آبگيري اين سدها در معرض نابودي قرار مي گيرند ايجاد کرده است وبه علاوه آنچنان که برخي از اين تجربيات نشان مي دهد پژوهشها و توجيهات لازم در زمينه اقتصادي بودن و مکان يابي صحيح به منظور احداث اين سدها نيز ضعف هايي را آشکار مي سازد با اين اوصاف وزارت نيرو و ادارات آب و فاضلاب منطقه اي به منظور کاهش برخي از اثرات مخرب اين پروژه ها , بودجه هايي را با عنوان نجات بخشي براي انجام کاوشهاي لازم در اختيار سازمان ميراث فرهنگي قرار داده اند که با وجود اختصاص مبالغ گاه چند صد ميليوني و يا ميلياردي اغلب به دليل عدم مديريت و گردش مالي مناسب در سازمان ميراث فرهنگي نتيجه درخوري را به دنبال نداشته است

لذا ضروري است که هر چه سريعتر و با ياري تمامي دلسوزان اين آب وخاک به ويژه در بخشهاي تخصصي غيردولتي راهکار هاي عملي به منظور برون رفت از اين شرايط مطرح گرديده و مسئولين حفاظت از اين يادگارهاي غير قابل بازگشت نيز بنا بر مسئوليتي که در برابر آيندگان اين سرزمين خواهند داشت ضمن توجه به اين نظرات زمينه جلوگيري از نابودي اين آثار را فراهم سازند

 

تپه گونسپان , تاريخي محصور در دل آب

 

با احداث سد مخزني کلان از نوع سد خاکي همگن با ارتفاع تاج 46 متر و طول تاج 907 متر در 32 کيلومتري شمال غربي شهر ملاير در استان همدان حدود 310 هکتار از اراضي منطقه در محدوده آبگيري سد قرار خواهد گرفت و دو روستاي پاتپه و قلعه نو به همراه پانزده تا بيست محوطه تاريخي و يک پل تاريخي و هکتارها زمين زراعي به طور کامل يا ناقص به زير آب مي روند و با وجودي که طرح مطالعاتي ساخت اين سد مخزني روي رودخانه کلان ، توسط شرکت آب منطقه‌اي همدان در سال 79 آغاز گرديده اما همچنان فعاليت هاي باستان شناسي به نتايج لازم نرسيده است

که در اين ميان وضعيت تپه گونسپان ( پاتپه) با 24 تا 28 متر ارتفاع و محوطه گورستاني (شط غيله)  (شط=آبگير/غيله=گود بسيار عميق) و «قلعه نو»  که مربوط به پيش از تاريخ بوده و داراي يك دوره استقراري نيز بوده حساس تر از بقيه مي باشد هر چند که در حال حاضر ( ارديبهشت 89) دو روستاي ذکر شده به طور کامل تخليه گرديده و ساکنان آن با مهاجرت اجباري به شهر از شغل کشاورزي وتوليدکنندگي باز مانده اند و روستاي پاتپه به همراه پل تاريخي روستا متعلق به دوران پهلوي اول به طور کامل به زير آب رفته است و از همه مهم تر تپه تاريخي گونسپان نيز در شرف نابودي کامل است که در ادامه به جنبه هاي مختلف اهميت آن خواهيم پرداخت

اما پيش از اين لازم است تا به اين نکته نيز اشاره شود که در پايين دست اين سد حدود چهار يا پنج روستا واقع است که کشت آنان عموما گندم وجو ديم  بوده و در برخي بخشها نيز به باغداري مي پردازند و مهمترين محصول باغي آنان انگور مي باشد که به همراه باغات بادام به صورتي سنتي آبياري مي شده اند

اهميت تاريخي تپه گونسپان

تپه گونسپان به عنوان يک تپه کله قندي در مساحتي به طول 138 و عرض 95 متر واقع شده است و بر اساس اعلام کارشناسان بيش از شش هزار سال قدمت دارد و داراي آثاري از دوران پيش از تاريخ تا دوران قاجار مي باشدکه به اختصار عبارتند از:

 

 دوران پيش از تاريخ

کاوشهاي باستان شناسي درتپه هايي همچون گوراب  و پري دو روستا از شهرستان ملاير و تپه همکسي همدان نشان دهنده فرهنگ پيش از تاريخي غني به ويژه در دوران مفرق است که گاه ضخامت لايه دوره مفرغ در اين تپه ها بين به 5 تا 8 متر مي رسد و معرف فرهنگي خاص تحت عنوان ( فرهنگ يانيق ) است وبه گفته برخي کارشناسان با توجه به اين که اين فرهنگ نام خود را از تپه اي در آذربايجان که به همين نام مشهور است گرفته و ضخامت اين دوره تاريخي درتپه يانيق حدود يک متر و در حاشيه الوند و استان همدان بين 5 تا 8 متر مي باشد مي توان گفت منشا و مبدا اصلي يا به عبارتي خواستگاه فرهنگ يانيق مي بايست در حاشيه الوند و استان همدان باشد و بهتر است که آن را با اين نامها بشناسيم و احتمالا تپه يانيق يک تپه حاشيه اي از اين فرهنگ غني در همدان است بنابراين اهميت تپه گونسپان که آن هم داراي اين لايه مي باشد در شناخت اين دوره تاريخي به خوبي مشخص مي گردد   

 

وجود آثاري از دوران ماد

بناهاي شناخته شده از دوره ماد در کشور ما تعداد بسيار اندکي است که برخي از آنها عبارتند از:

نوشيجان تپه ملاير ( با مجموعه معماري دوره اي كوتاه و محل نيايش مهر)، گودين تپه كنگاور (مجموعه معماري متنوع و گسترده با دوره شكوفايي طولاني و گوناگون) ، باباجان تپه نورآباد (با ساختار معماري ويژه مسكوني) ، زيويه , موش تپه همدان , زار بلاغ قم , واسون کهک و پاتپه ملاير

بنابراين با توجه به دانسته هاي اندک باستان شناسي ما از اين دوره تاريخي به درستي معلوم نيست که فرهنگ باستان شناختي دوره ماد چگونه تكوين يافته است و با توجه به اين که امروزه ديگر چيز زيادي از اين سکونتگاه ها باقي نيست لذا ضروري است  با کشف بقاياي سازه هاي دوران ماد در تپه گونسپان بخشهاي ديگري از اين تمدن غني را بهتر شناسايي نماييم چرا که به گفته مهرداد ملک زاده با حفاري و مطالعه خوب گونسپان پاتپه در کنار نوشيجان و گودين تپه  مي توان نشانه هاي ديگري از فرهنگ اين دوره را به دست آورد تا تاريكي باستان شناختي دوره ماد كمرنگ تر شود

لازم به ذکر است بخشهاي دوران ماد تپه همچنان خارج از آب است و مي توان بسرعت نسبت به کاوش اين بخشها اقدام نمود

بررسي هاي انجام شده مربوط به دوران زند , اشکاني و ....

در جريان بررسي هاي قبلي باستان شناسان در اين تپه اطلاعات ارزشمندي از دوران اشکاني و زنديه به دست آمده است که اتفاقا اطلاعات ما در مورد اين دوره نيز اندک بوده و اين نيز دليل ديگري بر اهميت اين تپه تاريخي مي باشد زيرا از آنجا که محل تولد کريمخان زند در قلعه روستاي پري در حدود 20 کيلومتري اين تپه مي باشد لذا بررسي هاي انجام شده مربوط به دوران زند نيز مي بايد بسيار مورد توجه قرار گيرد

مطالعات باستان‌شناسي و يافته‌هاي روي تپه نشان مي‌دهد در سطح اين تپه روستايي از دوره قاجار و در زير آن روستايي متعلق به دوره صفويه قرار گرفته است همچنين در دوره هاي پايين تر اين تپه نيز روستاي سلجوقي، دژ ساساني، قلعه اشکاني و بافت معماري دوره عصر آهن قابل رويت است در نتيجه علاوه بر دوران بيش از تاريخ ، ماد ، ساساني و اشکاني از دوره سلجوقي تا قاجار نيز مورد استفاده بوده و پس از مرمت‌هاي متعدد، به ويژه در دوره ايلخاني، به کارگاه شيشه‌ گري و در دوره زنديه به يک مرکز صنعتي بدل شده است اين تپه تاکنون بلندترين تپه باستاني بوده که طي عمليات نجات بخشي مورد کاوش قرار گرفته است و توالي اين لايه ها نشان دهنده اهميت و موقعيت جغرافيايي ويژه اين نقطه مي باشد که در دوره هاي مختلف مورد استفاده قرار گرفته است

 

کاوش هاي باستان شناسي انجام شده و نتايج بدست آمده

شش سال پس از آغاز عمليات اجرايي (که با کمترين مقاومت از سوي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري وقت صورت گرفت) اين سازمان با امضاي تفاهم‌نامه‌‌اي با سازندگان سد تصميم گرفت عمليات نجات بخشي محوطه‌هاي باستاني را که با آبگيري اين سد در دل ميليونها متر مکعب آب فرو مي‌روند، آغاز نمايد بنابراين تفاهم‌نامه ، آبگيري سد کلان ملاير منوط به پرداخت هزينه‌هاي عمليات نجات‌بخشي محوطه باستاني پاتپه شد تا سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري نيز پس از پايان اين عمليات، مجوز آبگيري سد را صادر نمايد از سوي ديگر برخي مطلعين معتقدند امکان ساخت اين سد در محلي پايين تر از بخش فعلي نيز بوده است که اگر در ابتداي مطالعات سد توجه لازم صورت مي گرفت شايد امروز ديگر نيازي به اين دسته از فعاليتها با اين سرعت نبود

دراين راه پس از استعلام سازمان آب از سازمان ميراث فرهنگي همدان کارشناسان ميراث فرهنگي همدان به سرپرستي علي خاکسار ( رياست سابق ميراث ملاير) و به معاونت جواد باباپيري از سازمان ميراث فرهنگي همدان در اولين فصل کاوش در اين تپه با وجود بودجه اندکي که در اختيار داشتند کاوش مختصري را در اين تپه انجام دادند که در نتيجه به آثاري از دوران اسلامي از زنديه تا قاجاريه در فوقاني ترين بخش تپه دست يافتند و به علت کمبود امکانات کاوشها زود به پايان رسيد و پس از مدتي با تامين چند صد ميليون تومان بودجه از طرف سازمان آب ادامه کاوشها به پژوهشکده باستان شناسي سپرده شد

در فصل دوم حسن رضواني با معاونت کورش روستايي توانستند تمامي آثار دوران زند و قاجار را از دل خاک بيرون بياورند , بنا به گفته حسن رضواني پس از 20 روز عمليات بررسي و شناسايي پشت سد كلان14 محوطه باستاني شناسايي شد که دو محوطه مهم"پاتپه" و "شط غيله" در محدوده آبگيري سد كلان واقع شده‌بودند

دردور دوم كاوش ها در طي 8 ماه مطالات از بالاترين لايه ها که مربوط به دوران اسلامي مي باشد آغاز گرديد و با بيرون آمدن قلعه اسلامي پشت سد کلان شواهدي از 1000 سال تحولات معماري و شيوه‌هاي تغيير کاربري دوره اسلامي توسط باستان‌شناسان مورد مطالعه قرار گرفت به گفته رضواني در دوره اسلامي از بلندترين نقطه اين تپه براي ساخت قلعه استفاده شده است 

آنان در سومين ماه كاوش‌هاي نجات‌بخشي اين حوزه و در لايه‌ي مربوط به دوره‌ي اسلامي در پاتپه به يك سيستم زه‌كشي دست يافتند كه با كانال‌كشي و ايجاد تنبوشه استفاده مي‌شده است كانالي كه آب به آن سرازير مي‌شده ، آجرچيني شده و كف آن نيز با نوعي ملات آهك و ماسه براي انسجام پوشش داده شده بود ومعماران آن پس از ايجاد كانال‌هاي انتقال آب‌هاي هرز، شروع به ساخت اطاق‌هاي قلعه كردند به‌نظر مي‌رسد، اين سيستم راهي براي خروج آب‌هاي اضافي از سطح قلعه بوده و آب اضافي را از روي پشت بام‌ها عبور مي‌داده است تا با عبور از تنبوشه به كانالي كه در قسمت شرقي پاتپه قرار دارد، سرازير گردد آثار اين سيستم را كه با گذشتن از روي پشت بام‌ها با تنبوشه تا سطح زمين ادامه مي‌يابد، تا جلوي قلعه به‌دست آورده اند

در اين رابطه رضواني مي افزايد: اين سيستم تا شيب تپه ادامه مي‌يابد؛ ولي بعد از آن، آثار ديگري پيدا نشده‌اند او با بيان اين‌كه در كنار معماري يافت شده مصنوعات شيشه‌اي از قبيل النگوها و ظروف شيشه‌اي يافت شده است كه به 300 تا 400 سال پيش و دوره صفوي تعلق دارند مي گويد: در كنار اين كارگاه محلي يافت شده كه در ابتدا تصور شد سرويس بهداشتي كارگاه باشد اما با توجه به شيب اطاق و شكل چاه مياني آن كه با استفاده از سفال ساخته شده است، احتمال مي دهيم حمام كارگاه باشد

شواهد باستان شناسي نشان مي دهد كه اين مكان يك بار در آتش بزرگي سوخته است اين موضوع از طريق چوب هاي سوخته و آثار سوختگي روي ديوار بنا مورد مطالعه قرار گرفته است در اين بخش بقاياي بر جاي مانده از دژ و برجهاي متعدد در دوره اسلامي به علاوه ديوارهاي الحاقي و 2 اتاق بزرگ که احتمالا محوطه‌اي براي سيلو بوده کشف شده است

همچنين اتاق‌هايي با درگاه کوتاه در پاتپه يافت شده که دليل کوتاه بودن سقف آنها حفظ دما در فصول مختلف سال بوده است و با پايان کاوش در بخش اسلامي و سطوح اوليه تپه، اين لايه‌ها برداشته شده است

در سومين فصل کاوشها به سرپرستي حسن رضواني و معاونت علي هژبري با ايجاد کارگاه لايه نگاري در زير اين لايه‌ها، يك دژ بزرگ با معماري لاشه‌سنگ از دوره‌ي اشكاني كه باروي ستبر خشتي در گرداگرد آن بود، پيدا شد معماري بسيار مستحكم، ديوارهاي سنگي و باروي سترگ خشتي به همراه فراواني سفال هاي نوع جلينگي (كلينكي) نشان از رونق دژ در روزگار آبادي مي داد يک ديوار قطور به قطر 3 متر با ملات گل و خشت‌هاي چينه‌اي 43 در 43 با ضخامت 10 سانت و همچنين خشت‌هاي چينه‌اي 37 در 37 با همان ضخامت کشف شده است که نشان از استحکام اين دژ در دوره اشکاني دارد و شواهد باستان‌شناسي نشان مي‌دهد مسلمانان از بقاياي اين قلعه براي احياء قلعه خود استفاده کرده‌اند رضواني گفت: (بخش‌هايي از ساخت و سازهاي دوره اسلامي چنان با قلعه دوره اشکاني ادغام شده است که ما نمي‌توانستيم به عنوان يک لايه آن را جدا کنيم اما با مطالعه اين بخش‌ها متوجه مي‌شويم که قلعه دوره اشکاني به مراتب مستحکم‌تر از دوره اسلامي بوده است ) همچنين بقاياي ساختار عظيم خشتي از دوره ماد نيز از زير خاک مشخص گرديد در 5 فروردين 86کار اولين گزارش مطالعات انجام شده به پايان رسيد و کار اصلي اين گروه درمحوطه‌ باستاني «شط غيله» به ابعاد آن 30×20 آغاز شد و آثاري همچون ظروف سفالي و ديگر اشياي متعلق به هزاره سوم پيش از ميلاد مسيح در آن کشف شد  ولي در اين محوطه آثار معماري به دست نيامد , دوره بعدي فعاليت‌هاي آنان در تپه باستاني «پاتپه» ادامه يافت که عرض آن 30×100 و ارتفاع آن 22 متر است و بلندترين تپه باستاني کشور مي باشد که مورد کاوش قرار گرفته پيدا شدن برخي آثار مشابه در « پاتپه» و «شط غيله» در هزاره سوم پيش از ميلاد ارتباطي ميان اين دو محوطه را مشخص مي سازد که جاي مطالعات بيشتر در اين خصوص وجود دارد

محوطه بعدي قرار گرفته در محدوده آبگيري سد , محوطه باستاني «قلعه‌نو» مي باشد که تاکنون فعاليت مهمي در خصوص آن صورت نگرفته است

پس از کنار گذاشتن حسن رضواني از ليست کاوشگران در سومين فصل از کاوشهاي پاتپه ملاير در سال 1387اهميت بناي خشتي عصرآهن موجود درتپه سبب شد ، حفاري آن دوباره و اين‌بار به سرپرستي مهرداد ملک زاده و معاونت علي هژبري  با قرار دادي 29 ميليون توماني ادامه يابد که اهم يافته هاي اين گروه كاوش عبارت است از بقاياي زيرين لايه هاي استقرار اشكاني گونسپان همراه با سفالينه هاي خوش ساخت جلينگي (كلينكي) و آشكار شدن فوقاني ترين رج خشت هاي مربوط به معماري عصر آهن پاياني كه با مجموعه اي از تكه سفال هاي نخودي همراه بودکه در نظر بسياري از متخصصان ، سفال مشخصه دوره ماد است

اين دور از كاوش ها در اين محوطه به معاونت علي هژبري با  احداث دو كارگاه لايه نگاري از اوايل آبان آغاز و مشخصا به جهت آزاد سازي نهايي و كامل بافت معماري عصر آهن در اين تپه و ايجاد كارگاه و برش لايه نگاري پلكاني تا خاك بكر سازماندهي شد آنان تلاش نمودند تا با ايجاد چهار كارگاه در مجاورت يكديگر در گونسپان گونه اي ديگري از معماري عصر آهن پاياني را در كنار بافت معماري نيايشگاهي در نوشيجان و بافت معماري سياسي در گودين به دست آورند تداوم كاوش ها و احداث دو كارگاه لايه نگاري نشان دهنده غناي آثار گونسپان است ,كاوشگران در زير لايه هاي اشكاني موفق به شناسايي بافت معماري منسجم خشتي شدند كه در تمام تپه گسترده است و به عصر آهن ۳ (دوره ماد و شايد اوايل هخامنشيان) تعلق دارد احداث دو كارگاه لايه نگاري در دو بر شمالي و جنوبي تپه همچنين ايجاد كارگاه پيشرو كه ويژگي هاي بيشتري از معماري عصر آهن را نمايان ساخت، مشخص كرد كه احتمالا مجموعه معماري گسترده اي در اينجا مدفون است همچنين در ادامه برش لايه نگاري، نشانه هايي از عصر مفرغ پاياني هم روزگار با لايه هاي گيان ۳- گودين ۳ و ديرينه تر از عصر مفرغ مياني در گونسپان شناسايي شد و خشتهاي بدست آمده مشابه خشتهاي نوشيجان بوده و ارتفاع برخي از ديوارها تا ارتفاع حدود 5 متر نشان دهنده اهميت و ارزش اين بنا در دوره ماد بوده است در اين رابطه ملك زاده با بيان اطلاعات موجود از دوره عصر آهن درباره اهميت كاوش ها در گونسپان پاتپه ميگويد : از عصر آهن ايران اطلاعات نسبتا مطلوبي دردست است و با اينكه باستان شناسان در كليات اطلاعات باستان شناختي اين دوره توافق دارند ولي هنوز نكات تاريك و جزئيات مبهمي در اين اطلاعات در نيمه پاياني عصر آهن و پيدايش فرهنگ دوره مادها و سپس هخامنشيان به چشم مي خورد و تا کنون شواهدي از خشت هاي قابل مقايسه با معماري نيايشگاهي نوشيجان تپه، متعلق به دوره مادها کشف شده است

 اين دوره از کاوشها نيز پس از حدود 2 ماه و به دليل بارش برف و کمبود نيروي انساني و برخي مسائل ديگر بدون دست يابي به نتايج نهايي پايان يافت تا در  پنجمين فصل کاوش رضا ناصري فارق التحصيل کارداني و دانشجوي کارشناسي باستان شناسي دانشگاه بوعلي فصل نهايي کاوشهاي اين تپه را برعهده بگيرد و در نهايت هم بدون اين که کار به اتمام برسد کاوشها در اين تپه باستاني و کم نظير متوقف گرديد

و اما فردا....

در نهايت تپه گونسپان با کوله باري از داشته هاي تاريخي و در حالي که همچنان , هر چند به سختي , امکان ادامه کاوشها در آن وجود دارد و مي تواند زواياي تاريکي از تاريخ سرزمينمان را روشن سازد به آب سپرده شده است  

و در چنين شرايطي انتظار مي رود آبگيري سد هر چه سريعتر متوقف گرديده و کاوشها حداقل تا سطح باقيمانده خارج از آب با حضور نيرو و امکانات کافي و با ياري گرفتن از تجربيات ديگر کشورها به جاي انجام اشتباه و خطا و تجربه دوباره برخي از يافته هاي جهاني , از سر گرفته شود  هر چند که متاسفانه زمان زيادي باقي نيست و در مورد اين محوطه تاريخي به نظر مي آيد عدم انسجام مرکز تصميم گيري واحد جهت انتخاب گزينه اي درست به منظور انجام کامل کاوشها سبب هدر رفتن وقت و هزينه گرديده و نتيجه کاملي را به همراه نداشته است

پس بياييد تادير نشده همگي نداي تاريخ را که از دل اين يادگار نياکانمان برمي خيزد به گوش جان  شنيده , و به ياري تپه گونسپان بشتابيم

 

همدان ارديبهشت 1389

بابک مغازه اي

دبير انجمن ايران شناسي کهن دژ و خبرنگار مستقل ميراث فرهنگي و محيط زيست

تپه هاي باستاني صندوقچه اي از تاريخ کهن سال ايران زمين

تپه هاي باستاني

صندوقچه اي از تاريخ کهن سال ايران زمين

نگاهي گذرا به روند تخريب تپه ها و محوطه باستاني و برخي چالشها و راهکارهاي پيش رو

با رويکردي به برخي از اين محوطه ها در استان همدان

کشور ما به جهت قدمت بسيار و تمدن کهن خود , همواره شاهد استقرار و زندگي اقوام مختلف بر گستره خويش بوده و در نتيجه داراي هزاران محوطه و بناي باستاني ارزشمند مي باشد

در اين ميان تپه هاي باستاني کوچک و بزرگ سهم عمده اي از اين يادگارها را به خود اختصاص مي دهند و به جهت قدمت گاه چندين هزار ساله و باقي ماندن نشانه هاي موجود از زندگي اقوام مختلف در دوره هاي متعدد تاريخي داراي اهميت به سزايي مي باشند و لزوم توجه هر چه بيشتر به حفاظت و در گامي بالاتر کاوش علمي اين نمونه هاي کم نظير را ضروري مي سازند

اين تپه ها که متشکل از لايه ها و رگه هاي باستاني با ضخامتهاي مختلفي بوده و توالي ادوار مختلف يکجانشيني را به نمايش مي گذارند , آثاري از دوره هاي گوناگون تاريخي  را در خود به امانت نگه داشته اند تا در روزگار آينده شاهدي غير قابل انکار از تلاش ايرانيان در بالندگي تمدن بشري باشند

اما متاسفانه در شرايط فعلي اين يادگارهاي درخشان در معرض خطرات گوناگوني واقع شده اند و انواع تخريب ها ازکند و کاوهاي سودجويانه قاچاقچيان گرفته تا تخريبهاي نابخردانه در اثر انجام پروژه هاي عمراني و يا سوء استفاده روستاييان و جوامع محلي از خاک و زمين آنها ادامه حيات اين نگينهاي درخشان و ماندگار را دستخوش نابودي کرده است

در اين ميان استان همدان نيز با دارا بودن تپه ها و محوطه هاي باستاني کوچک و بزرگ بسياري همچون تپه هگمتانه , تپه پيسا , موش تپه ,کتيبه هاي گنجنامه , گنبد علويان وکاروانسراي ذغالي ها در همدان تپه گونسپان , تپه روستاي قلعه نو , تپه پري , تپه گوراب , گوردخمه هاي اشکاني سامن وآتشکده نوشيجان در شهرستان ملاير, تپه گيان , تپه سعد وقاص , تپه شرف آباد , تپه بابا قاسم و تپه ازنهري در نهاوند , تپه باباکمال تويسرکان , تپه خاکريز , تپه حسام آباد و تپه جنت آباد درشهرستان اسد آباد و موارد بسيار ديگري همچون تپه مريانج , تپه قروه درجزين ,تپه مهاجران تپه همه کسي و...... نيازمند توجه هر چه بيشتر در خصوص اين تخريبهاست

انواع تخريبها

تخريبهاي صورت گرفته در اين محوطه ها داراي انواع گوناگوني است که برخي از مهمترين آنها عبارتند از

1) انجام پروه هاي عمراني بدون توجه به صدمات احتمالي

گذشت زمان و تغييراتي که در زندگي روزمره ما صورت گرفته است در کنار عدم برنامه ريزي , محاسبات و مطالعات پيش از انجام کار در برخي از پروژه هاي عمراني باعث گرديده است تا در بسياري  موارد انجام طرح هايي همچون احداث سدها , بزرگراه ها , کارخانجات و شبکه سراسري راه آهن با موارد حساسي در زمينه ميراث فرهنگي و محيط زيست  که حفظ آنها يکي از مهمترين پايه هاي دست يابي به توسعه اي پايدار و هميشگي مي باشد در تضادي غير قابل چشم پوشي قرار گيرد

و به همين دليل گاه و بيگاه شاهديم که بي برنامه گي ها و پرداختن به  ضرورتهاي زود گذر سبب مي گردد تا به راحتي بقاي اين يادگار هاي درخشان تمدن کهن سال سرزمينمان به دست نابودي سپرده شوند که مثالهاي متعددي همچون احداث سد سيوند  و سد کلان در نزديکي ملاير را براي آن مي توان  نام برد

با اين اوصاف ضروري است ,کارشناسان کشور با نگاهي همه جانبه و ياري گرفتن از تمامي پيشرفتهاي انجام شده در ديگر کشورها و نظرخواهي از کارشناسان داخلي و خارجي راهکارهاي علمي و عملي حل اين مشکلات را به صورتي مشخص و قابل بحث بررسي و بيان نمايند تا شايد در روند اين تبادل افکار راهکار لازم براي برون رفت از اين شرايط و دستيابي به توسعه اي پايدار با حفظ ذخاير زيستي و بشري براي نسلهاي فرداي اين سرزمين فراهم گردد

لازم به ذکر است توجه به تجربه ديگر کشورها در زمينه کاوشهاي باستان شناسي نجات بخشي  به صورتي علمي تر,  همچون روسيه سابق , مصر , ترکيه و آسيانه ميانه که گاه داراي شرايطي مشابه با ما بودند ولي با انجام برنامه هايي گسترده و حتي هزينه هاي بسيار گزاف و انتقال کامل يک بناي تاريخي به نقطه اي ديگر از نابودي نمادهاي هويت ملي خويش تا سر حد امکان جلوگيري نمودند , مي تواند براي کشور ما بسيار راهگشا باشد

در طول سالهاي گذشته احداث سدهاي متعددي در کشور آغاز گرديده که در برخي موارد همچون سد سيوند و سد سلمان فارسي در فارس , سد خدا آفرين در آذربايجان شرقي , سد شيان در کرمانشاه , سد سيمره در ايلام , سدکلان ملاير و........نگرانيهاي را در خصوص جلوگيري از نابودي بخشهايي از ميراث فرهنگي و محيط زيست سرزمين مان که به سبب آبگيري اين سدها در معرض نابودي قرار مي گيرند ايجاد کرده است وبه علاوه آنچنان که برخي از اين تجربيات نشان مي دهد پژوهشها و توجيهات لازم در زمينه اقتصادي بودن و مکان يابي صحيح به منظور احداث اين سدها نيز ضعف هايي را آشکار مي سازد با اين اوصاف وزارت نيرو و ادارات آب و فاضلاب منطقه اي به منظور کاهش برخي از اثرات مخرب اين پروژه ها , بودجه هايي را با عنوان نجات بخشي براي انجام کاوشهاي لازم در اختيار سازمان ميراث فرهنگي قرار داده اند که با وجود اختصاص مبالغ گاه چند صد ميليوني و يا ميلياردي نتيجه درخوري را به دنبال نداشته است

تپه گونسپان نمونه از تخريب ميراث فرهنگي پس از آبگيري يک سد در استان همدان

با احداث سد مخزني کلان از نوع سد خاکي همگن با ارتفاع تاج 46 متر و طول تاج 907 متر در 32 کيلومتري شمال غربي شهر ملاير در استان همدان حدود 310 هکتار از اراضي منطقه در محدوده آبگيري سد قرار خواهد گرفت و دو روستاي پاتپه و قلعه نو به همراه پانزده تا بيست محوطه تاريخي و يک پل تاريخي و هکتارها زمين زراعي به طور کامل يا ناقص به زير آب مي روند و با وجودي که طرح مطالعاتي ساخت اين سد مخزني روي رودخانه کلان ، توسط شرکت آب منطقه‌اي همدان در سال 79 آغاز گرديده اما همچنان فعاليت هاي باستان شناسي به نتايج لازم نرسيده است ووضعيت تپه گونسپان ( پاتپه) با 24 تا 28 متر ارتفاع و محوطه گورستاني (شط غيله)  (شط=آبگير/غيله=گود بسيار عميق) و «قلعه نو»  که مربوط به پيش از تاريخ بوده حساس تر از بقيه مي باشد هر چند که در حال حاضر ( خرداد 89) دو روستاي ذکر شده به طور کامل تخليه گرديده و ساکنان آن با مهاجرت اجباري به شهر از شغل کشاورزي وتوليدکنندگي باز مانده اند و روستاي پاتپه به طور کامل به زير آب رفته است و از همه مهم تر تپه تاريخي گونسپان نيز در شرف نابودي کامل است ين تپه به عنوان يک تپه کله قندي در مساحتي به طول 138 و عرض 95 متر واقع شده است و بر اساس اعلام کارشناسان با بيش از شش هزار سال قدمت داراي ادوار شناخته شده از دوران پيش از تاريخ در لايه شناختي دوران مفرق , بناي دوران ماد با معماري خشتي و بناي دوران اشکاني با معماري سنگي و چينه اي در دوران تاريخي و قلعه زنديه و قاجاريه با معماري خشت و چينه اي بوده است که اکنون لايه هاي قاجار , زند و اشکاني پس از نقشه برداري برداشته شده است و سازه هاي دوران ماد بر بالاي تپه قابل مشاهده است که اين خود بارز ترين دليل اهميت ادامه کاوشها در اين تپه است چرا که مکانهاي باقي مانده متعلق به دوران ماد که اکنون مورد کاوش قرار گرفته اند و تا حدودي سالم هستند همچون نوشيجان تپه ملاير ( با مجموعه معماري دوره اي كوتاه و محل نيايش مهر)، گودين تپه كنگاور (مجموعه معماري متنوع و گسترده با دوره شكوفايي طولاني و گوناگون) ، باباجان تپه نورآباد (با ساختار معماري ويژه مسكوني) ، زيويه , موش تپه همدان , زار بلاغ قم , واسون کهک وگونسپان تپه ملاير محدود بوده و شناخت ما از اين دوران تاريخي نيز بسيار اندک مي باشد ودر نتیجه به درستي معلوم نيست که فرهنگ باستان شناختي دوره ماد چگونه تكوين يافته است لذا ضروري است  با کشف بقاياي سازه هاي دوران ماد در تپه گونسپان بخشهاي ديگري از اين تمدن غني را بهتر شناسايي نماييم این درحالي است که هنوز کاوشهاي باستان شناسي بطور کامل به پايان نرسيده و همچنان نيازمند زمان بيشتري مي باشد اما متاسفانه آبگيري سد آغاز گرديده  و در نتيجه اين تپه باستاني به صورت جزيره اي در آمده است و آب به خط تراز 05- 19 رسيده و تنها حدود 6تا 8 متر ازآن بيرون از سطح آب باقي مانده و اميد است با توجه به بخشي از بودجه باقي مانده نجات بخشي اين تپه , آبگيري سد هر چه سريعتر متوقف شده و عمليات کاوش با حضور گروهي از باستان شناسان خبره تا حصول نتيجه قطعي در خصوص اين تپه ادامه يابد لازم به ذکر است  دراين راستا تاکنون عمليات نجات بخشي در پنج فصل کاوش و با حضور باستان شناساني همچون  علي خاکسار , جواد باباپيري , حسن رضواني , مهرداد ملک زاده , کورش روستايي , علي هژبري و رضا ناصري صورت گرفته است اما همچنان نيازمند انجام کاوشهايي گسترده تري مي باشد چرا که

2) کند و کاو قاچاقچيان

تخريبهاي سودجايانه قاچاقچيان ياجويندگان گنجها صدمات بسياري را به آثار باستاني وارد مي سازدکه گاه بسيارگسترده وجبران ناپذيراست چراکه اين افراد عموما بدون هيچگونه تخصصي و در زماني اندک مي کوشند تا با حفرگودالها و نقب هايي در بالا و پيرامون اين تپه به اشياء احتمالي موجود در اين محوطه ها دست يابند و در اين راه با نابودي بافت محوطه و سرقت اشياء موجود و تخريب بسياري از اشيائي که به عقيده آنان فاقد ارزش اقتصادي براي آنهاست علاوه بر سرقت بسياري از اشياء کم نظير تاريخي که سرمايه هاي فرهنگي اين سرزمين مي باشند صدمات جبران ناپذيري را هم به توالي داده ها وارد نموده و در اثر جابجايي اشياء از محل اوليه خود شرايط لازم براي بررسي علمي آنها را با چالش مواجه مي سازند

 

3) کودگيري بلايي خاموش

از سوي ديگر اين تپه ها امروزه در بسياري از نقاط کشور با نوع گسترده , اما خاموشي از تخريب نيز روبرو هستند که نزد بسياري از کارشناسان با عنوان کود برداري , کودگيري يا تپه خواري مشهور است که توسط ساکنان محلي به ويژه کشاورزان انجام مي شود به طوري که در اين فرايند خاک اين تپه ها به دليل اين که برخي از روستاييان معتقدند عمر بيشتري براي کاهگل دارد به منظور تهيه کاهگل براي عايق مورد استفاده قرار مي گيرد و يا اينکه در گستره اي عظيم تر خاک آنها برداشته شده و به منظور تقويت خاک به ديگر زمينها افزوده مي گردد و خود تپه نيز پس از خاک برداري که به اصطلاح محلي کود گيري خوانده مي شود هموار شده و به زيرکشت مي رود در برخي موارد هم که تپه ها بلند تر از بقيه هستند برخي روستاييان از ديرباز در مجاورت آنها خانه سازي کرده اند و آغل حيوانات  يا انبار خود را در داخل اين مکانها حفر مي کنند که علاوه بر تخريب تپه زمينه را براي انجام کاوشهاي سودجويانه و مخفيانه بعدي فراهم مي سازد در برخي نقاط نيز به دلايل گوناگون با تغيير مسير عمدي آبهاي سطحي باعث تخريب بخشي از بناي باستاني مي گردند

در مجموع انجام چنين اعمالي به ويژه در 40 سال گذشته که البته در 10 سال اخير سرعت بيشتري نيز گرفته است بسياري از تپه ها و بناهاي تاريخي به ويژه در خارج از شهرها را دستخوش نابودي ساخته است

موارد اشاره شده در بالا و بسياري ديگر از نمونه هاي اين تخريبها لزوم توجه همه جانبه بخشهاي دولتي و فعالان مدني به اموري که امروزه ادامه حيات بسياري از اين بناها را در خطر قرار داده است مشخص مي سازد و پيشنهاد مي گردد موارد زير مورد توجه بيشتر قرار گيرد

توقف هرگونه پروژه عمراني غير ضرور تا زمان تهيه نقشه کامل باستان شناسي کشور

با توجه به موارد بسيارتخريب ميراث فرهنگي و محيط زيست ايران در اثرانجام پروژه هاي عمراني که امروزه شاهد آن هستيم لازم است تا ضمن تسريع درتهيه چنين نقشه جامعي از اين پس بررسي هاي لازم بيشتر و کارشناسانه تری پيش از انجام اين پروژه ها صورت گيرد

حضور گسترده يگانهاي حفاظت

در برخي موارد وجود تپه هاي باستاني در ميان روستاها و گسترش , گاه بي برنامه ي ساخت و ساز در چنين مناطقي که اختصاص اعتبارات گوناگون نيز به اين امر سرعت بخشيده است سبب تسريع تعمدي تخريب اين تپه ها شدهاست که از سوي ديگر گسترش زمينهاي کشاورزي و توجه کشاورزان به اين تپه ها را نيز مي بايد به آن افزود به همين دليل لازم است تا يگانهاي حفاظت به تعداد کافي و با امکانت لازم به ويژه وسايل ارتباطي و نقليه مناسب , حضور تاثيرگذار تري را در اين مناطق داشته باشند

آموزش مسئولين محلي

(پيشنهاد ويژه انجمن ايران شناسي کهن دژ به منظور بهبود وضعيت حفاظت از ميراث فرهنگي)

از آنجا که مسئولين و معتمدين محلي در بسياري از موارد نقش انکار ناپذيري در جلوگيري از تخريب روزافزون اين آثار دارند هرگونه  ناآگاهي ,کوتاهي و يا سهل انگاري آنان نيز مي تواند نتايج جبران ناپذيري را به دنبال داشته باشد لذا افزايش برنامه هاي اطلاع رساني و آموزشي به منظور توجه هر چه بيشتر و آشنايي آنان با قوانين , مقررات و برخي مسائل عمومي و اوليه در خصوص اهميت اين آثار و شيوه هاي حفاظت و مرمت آنها به ويژه در برخي مناطق دورافتاده تر مي تواند نتايج مثبت بسياري را به دنبال داشته باشد

در گام بعدي نيز مي توان توجه عموم روستاييان را به حفاظت از اين آثار جلب نموده و تاکيد گردد که حفاظت و مرمت اين آثار چه ارزشهاي معنوي و مادي را مي تواند براي آن نقطه به همراه داشته باشد

لذا از آنجا که سازمانهاي غير دولتي و علاقه مندان به ميراث فرهنگي نيز مي توانند در امر آموزش و اطلاع رساني ديگر بخشها را ياري نمايند , انجمن ايران شناسي کهن دژ چندي است که براي اولين بار در کشور برنامه اي را در خصوص ايجاد آمادگي لازم به منظور همکاري در انجام اين آموزشها , تدوين نموده است و همچنان نيز با ياري گرفتن از برخي کارشناسان در حال تکميل اين طرح مي باشد و از پيشنهادات تمامي صاحبنظران کشور در اين زمينه به منظور تکميل اين طرح که مي تواند در آينده نقش مواثري را در آموزش همگاني حفاظت از ميراث فرهنگي ايفاکند , صميمانه استقبال مي نمايد

آموزش و فرهنگ سازي عمومي با استفاده از رسانه ها

آشنايي عموم مردم در خصوص لزوم توجه وحفاظت از ميراث کهن سرزمين مان مي تواند گامي سترگ در جهت جلوگيري عمومي از هرگونه تخريب احتمالي باشد و در اين راه به سادگي مي توان با يک برنامه ريزي علمي و کوشش همگاني از قدرت تبليغي و اثر گذار رسانه هاي جمعي همچون راديو , تلويزيون و روزنامه ها استفاده نمود که در اين راه نيز در صورت وجود محيط لازم , فعالان غير دولتي مي توانند نقش اساسي را ايفا نموده و براي مثال با نگارش و انتشار مقالاتي عمومي راه کارهايي را در اين خصوص ارائه دهند

ثبت ملي , بين المللي واقدام لازم در خصوص عرصه و حريم آثار

در حال حاضر همچنان مناطقي وجود دارند که به ثبت ملي نيز نرسيده اند در اين زمينه لازم است که هر چه سريعتر با بودجه و امکانات کافي و ياري گرفتن از کارشناسان خبره داخلي و حتي خارجي نسبت به ثبت ملي و در صورت امکان ثبت بين الملي آثار و محوطه ها اقدام نموده و از امکانات گسترده بين المللي آن سود برده شود بديهي است با توجه به اينکه در مورد يک تپه باستاني مي بايد مراحلي همچون شناسايي و بررسي علمي منطقه , ثبت آثار , تعيين عرصه و حريم , لايه نگاري , کاوش و حفاظت و مرمت انجام گيرد و با ايجاد پايگاه پژوهشي دايمي و موزه محلي امکان دسترسي پژوهشگران به يافته ها افزايش يابد و در نهايت با توجه به اهميت منطقه محوطه به ثبت بين المللي برسد مي بايد کليه محوطه ها و تپه هاي باستاني مراحل ثبت را طي نمايند ودر صورت ثبت قبلي نيز يکي از مهمترين مسائل در خور توجه تعيين عرصه و حريم اين آثار و تلاش در جهت آزاد سازي اين حريم مي باشد چرا که بسياري از اين محوطه ها به سبب مشکل هم جواري با محل هاي مسکوني و ساخت و ساز هاي قبلي درخطر نابودي است از سوي ديگر متاسفانه در سالهاي اخير نيز عرصه و حريم بسياري از بناهاي تاريخي و حتي برخي از مشهورترين نمونه هاي آنها همچون ميدان نقش جهان اصفهان , تپه تاريخي شوش و بسياري مناطق ديگر در معرض ساخت و سازهاي مسکوني و حتي تجاري قرار گرفته اند که مي تواند زنگ خطر بزرگي در مورد اين محوطه ها باشد لذا آزادسازي عرصه و حريم محوطه ها و جلوگيري از تعدي بيشتر به اين مناطق نيازمند توجه هر چه بيشتر سازمان هاي دولتي و ريز بيني گسترده تر مجموعه هاي غير دولتي مرتبط با ميراث فرهنگي است

 

در پايان لازم به ذکر است پرداختن کامل و علمي به مبحث نابودي نابخردانه تپه هاي باستاني و راهکارهاي جلوگيري از آن , مسئله اي حائز اهميت و قابل توجه در زمينه حفظ ميراث فرهنگي و تمدن چندين هزار ساله ايران زمين بوده و بررسي تمامي جنبه هاي آن خارج از توان نگارنده مي باشد و ذکر موارد بالا تنها اشاره ي کوتاهي به آنها و انجام وظيفه اي درراستاي نمايندگي يکي از سازمانها غير دولتي فعال در حوزه ميراث فرهنگي مي باشد و لازم است تا اساتيد خبره و کارشناسان باتجربه داخل و خارج از کشور مباحث گسترده تري را در اين خصوص ارائه نمايند تا با ياري تمامي بخشها , شناسايي و حفاظت علمي اين يادگارها درخشان تمدن ديرينه ايرن به گفتمان غالب در تمامي سطوح اجتماعي و کليه سياست گذاريهاي خرد و کلان کشور بدل گردد

با اميد به آن روز بياييد تا دير نشده همگي نداي تاريخ را که از دل اين يادگار نياکانمان برمي خيزد به گوش جان  شنيده , و به ياري اين تپه ها بشتابيم.



بابک مغازه اي

دبير انجمن ايران شناسي کهن دژ و خبرنگار مستقل حوژه ميراث فرهنگي و محيط زيست

نجات پاتپه يکي از يادگارهاي ديرينه نياکانمان

نجات پاتپه يکي از يادگارهاي ديرينه نياکانمان نيازمند تلاش تمامي علاقه مندان به تاريخ ايران زمين است

تپه گونسپان ( پاتپه ) به عنوان يکي از بلند ترين تپه هاي باستاني ايران با ارتفاعي حدود 28 متر در 32 کيلومتري شهرستان ملاير در استان همدان واقع شده است و با يادگارهاي از عصر آهن تا دوران قاجاريه در معرض نابودي کامل قرار دارد

با احداث سد کلان ملاير به عنوان يک سد مخزني به طول 907 متر و ارتفاع46 متر با حوزه آبگيري 310 هکتار در حدود بيست محوطه و تپه کوچک و بزرگ در محدوده آبگيري سد قرار گرفته و براي هميشه از بين مي روند که يکي از مهمترين تپه هاي موجود در اين بين تپه گونسپان ملاير مي باشد که تاکنون و در راستاي عمليات نجات بخشي در پنج فصل کاوش و با حضور باستان شناساني همچون  علي خاکسار , جواد باباپيري , حسن رضواني , مهرداد ملک زاده , کورش روستايي , علي هژبري و رضا ناصري کاوشهايي در آن انجام شده است اما همچنان نيازمند انجام کاوشهايي گسترده تري مي باشد چرا که اين تپه داراي ادوار شناخته شده از دوران پيش از تاريخ در لايه شناختي دوران مفرق , بناي دوران ماد با معماري خشتي و بناي دوران اشکاني با معماري سنگي و چينه اي در دوران تاريخي و قلعه زنديه و قاجاريه با معماري خشت و چينه اي بوده است که اکنون لايه هاي قاجار , زند و اشکاني پس از نقشه برداري برداشته شده است و سازه هاي دوران ماد بر بالاي تپه قابل مشاهده است که اين خود بارز ترين دليل اهميت ادامه کاوشها در اين تپه است چرا که مکانهاي باقي مانده متعلق به دوران ماد که اکنون مورد کاوش قرار گرفته اند و تا حدودي سالم هستند به اندازه انگشتان يک دست است و شناخت ما از اين دوران تاريخي نيز بسيار اندک مي باشد ودر حالي که هنوز کاوشهاي باستان شناسي بطور کامل به پايان نرسيده و همچنان نيازمند زمان بيشتري مي باشد متاسفانه آبگيري سد آغاز گرديده  و در نتيجه اين تپه باستاني به صورت جزيره اي در آمده است و آب به خط تراز 05- 19 رسيده و تنها حدود 6تا 8 متر ازآن بيرون از سطح آب باقي مانده و اميد است با توجه به بخشي از بودجه باقي مانده نجات بخشي اين تپه , آبگيري سد هر چه سريعتر متوقف شده و عمليات کاوش با حضور گروهي از باستان شناسان خبره تا حصول نتيجه قطعي در خصوص اين تپه ادامه ياب.

بابک مغازه اي دبير انجمن ايران شناسي کهن دژ و خبرنگار حوضه ميراث فرهنگي

دوستدار الوند و نگارنده آيين زندگي مردمانش ديده از جهان فرو بست

دوستدار الوند و نگارنده آيين زندگي مردمانش ديده از جهان فرو بست

زنده ياد عباس فيضي يکي از تلاشگران فرهنگي و علاقه مندان به فرهنگ عامه مردم همدان بود  درسال 1325 در شهر همدان به دنيا آمد و از سال 1345 در کنار کتابفروشي به گردآوري فرهنگ عمومي مردم همدان همت گماشت و حاصل اين تلاش , يادگارهايي از دوران مشروطه تا به امروز است که برخي از آنها در کتابهايي همچون : 1- آلاله هاي الوند 2- گلپونه هاي الوند (اشعاري با گويش همداني) 3- حکيمان روحاني همدان ( زندگي و کار درمانگران گياهي يا طب سنتي) منتشر گرديده است

اما مهمترين آثار او پژوهشهايي در زمينه مردم شناسي و فرهنگ عامه مردم همدان مي باشد که بخش هايي از آنها به مرکز مردم شناسي ميراث فرهنگي ( تهران ) و بخشي هم به ميراث فرهنگي همدان واگذار شده است که هنوز به لطف مسئولين منتشر نگرديده

اگر چه کارهاي زنده ياد فيضي در چارچوب تحقيقات آکادميک و دانشگاهي قرار نمي گيرد اما در نوع خود به عنوان کارهاي ذوقي و شخصي حائز اهميت بوده و مي توان گفت آثار وي اولين تلاشها درزمينه شناخت فرهنگ عامه همدان است  فيضي در طول عمر پر بار خويش با استادان و پژوهشگران برجسته ايران همچون اديب برومند , ايرج افشار , محمد جعفر محجوب و بسياري ديگر مراوده و مکاتبه داشت به طوري که با هر يک از آنان که برخود مي کردي از احوال او مي پرسيدند

اما دريغ که پس از تحمل سالهاي سخت بيماري و با کوله باري از کارهاي انجام نشده در سه شنبه ششم ارديبهشت ماه 1389 همشهريان و دوستانش را تنها گذاشت و به آغوش خاکي که هميشه به آن و مردمانش عشق مي ورزيد پيوست

 

يادش همواره گرامي باد

حسين زندي – بابک مغازه اي

دوستدار الوند و نگارنده آيين زندگي مردمانش ديده از جهان فرو بست

دوستدار الوند و نگارنده آيين زندگي مردمانش ديده از جهان فرو بست

 

زنده ياد عباس فيضي يکي از تلاشگران فرهنگي و علاقه مندان به فرهنگ عامه مردم همدان بود  درسال 1325 در شهر همدان به دنيا آمد و از سال 1345 در کنار کتابفروشي به گردآوري فرهنگ عمومي مردم همدان همت گماشت و حاصل اين تلاش , يادگارهايي از دوران مشروطه تا به امروز است که برخي از آنها در کتابهايي همچون : 1- آلاله هاي الوند 2- گلپونه هاي الوند (اشعاري با گويش همداني) 3- حکيمان روحاني همدان ( زندگي و کار درمانگران گياهي يا طب سنتي) منتشر گرديده است

اما مهمترين آثار او پژوهشهايي در زمينه مردم شناسي و فرهنگ عامه مردم همدان مي باشد که بخش هايي از آنها به مرکز مردم شناسي ميراث فرهنگي ( تهران ) و بخشي هم به ميراث فرهنگي همدان واگذار شده است که هنوز به لطف مسئولين منتشر نگرديده

اگر چه کارهاي زنده ياد فيضي در چارچوب تحقيقات آکادميک و دانشگاهي قرار نمي گيرد اما در نوع خود به عنوان کارهاي ذوقي و شخصي حائز اهميت بوده و مي توان گفت آثار وي اولين تلاشها درزمينه شناخت فرهنگ عامه همدان است  فيضي در طول عمر پر بار خويش با استادان و پژوهشگران برجسته ايران همچون اديب برومند , ايرج افشار , محمد جعفر محجوب و بسياري ديگر مراوده و مکاتبه داشت به طوري که با هر يک از آنان که برخود مي کردي از احوال او مي پرسيدند

اما دريغ که پس از تحمل سالهاي سخت بيماري و با کوله باري از کارهاي انجام نشده در سه شنبه ششم ارديبهشت ماه 1389 همشهريان و دوستانش را تنها گذاشت و به آغوش خاکي که هميشه به آن و مردمانش عشق مي ورزيد پيوست

 

يادش همواره گرامي باد

حسين زندي – بابک مغازه اي