نفس میکشم هنوز

به زیر نیلگون آسمان

نفس ، نفس و نفس 

هنوز هست نفس

بی دستوری به شماره سه

برای پایانش

به چند تار کنف

چند قطره سرب

که نباشد خاری به چشمشان

بی تفکر به شاخه ای

که بنش

ریشه در شیرخوارگان فردا دارد

سالیان درازی است

مشمول نیش مارپله ایم

در آرزوی جفت شش بازی

و خانه آخر

جلو که نرفتیم

خانه به خانه

بسوی نقطه آغاز

در حرکتیم

نمی بریم به درک

باختن که حقمان است هنوز

جفت شش نشد به درک

تاس که دستمانست هنوز

خوش دلیم به سهم مان

حرکت بازی با ماست

نیشش سهم آنها

بازی کجا و نیش کجا

آنهم به نرد بودن و نبودن