گفتگوی بابک مغازه ای با فردا نیوز درباره خانه های تاریخی در ۱۸ شهريور ۱۳۹۰

http://www.fardanews.com/fa/news/161139

از خانه‌های تاریخی فقط یک عکس باقی می‌ماند

آوار «سوءمدیریت» همچنان بر سر خانه‌های تاریخی خراب می‌شود

چرا هیچ یک از مالکان به جای شکایت برای خروج خانه‌هایشان، این شکایت را مطرح نمی‌کنند که سازمان میراث فرهنگی در مرمت آثاری از این دست به آن‌ها کمک نمی‌کند؟ آن‌ها می‌خواهند هر چه سریع‌تر در این اماکن برج یا پاساژ بسازند و خوب طبیعی است که برای دست‌یابی به سود بیشتر نه تنها اقدامی برای مرمت نکرده‌اند بلکه هر راهی از کندن در و پنجره تا بستن ناودان هنگام باران را برای تخریب هر چه سریع‌تر این خانه‌ها به کار می‌برند.
دوستداران سازمان میراث فرهنگی معتقدند این سازمان تلاش جدی برای جذب سرمایه جهت حفظ بناهای تاریخی انجام نداده است.

مریم اطیابی- گروه اجتماعی «فردا»، بحث خانه‌های تاریخی، خروج آن‌ها از ثبت امروزه به معضلی تبدیل شده که راه برون رفتی از آن نیست، از یک سو به مالکان این خانه‌ها اجازه فروش برای تغییر کاربری و ساخت و ساز یا مرمت جدید داده نمی‌شود و شرط فروش مستلزم عدم تغییر کاربری است و از سوی دیگر پاسخ سازمان میراث فرهنگی و شهرداری وقتی با گلایه مالکان مبنی بر اینکه اگر اجازه تغییر یا ساخت ساز نمی‌دهید، لااقل خود دست به خرید و مرمت بزنید، این است که بودجه نداریم و حالا این کلاف سر در گم، در پیچ و خم خلاء‌های قانونی برای صیانت از میراث ملی و دغدغه‌های مهم‌تر مسوولان در قوه مجریه، مجلس، قضاییه راه به جایی برده است که با حکم دیوان عدالت اداری گره‌اش برای همیشه گشوده شود. خانه‌های تاریخی، نماد هویت ملی، یکی پس از دیگری ویران ‌می‌شوند تا برج‌ها و پاساژ‌ها به عنوان نماد توسعه یافتگی و پیشرفت تکنولوژی، آب پاکی بریزند بر هر آنچه که از هزار توی سنت، فرهنگ، تاریخ و هنر این سرزمین تراوش می‌کند، تا نشان دهند اگر در همه شاخص‌های توسعه‌یافتگی کم آورده‌ایم در شاخص برج‌سازی، پاساژسازی و صد البته سدسازی گوی سبقت را از همگان ربوده‌ایم حتی اگر این برتری به قیمت ویران شدن تاریخمان تمام شود! در این بین این پرسش مطرح می‌شود که فارغ از اما و اگر‌های حقوقی، و انداختن توپ در زمین دیگری توسط مسوولان، چه کاری می‌توان برای این خانه‌ها انجام داد؟

دکتر شاهین سپنتا – کار‌شناس بناهای تاریخی در گفتگو با فردا- درباره وضعیت خانه‌های تاریخی می‌گوید: «مشکل این خانه‌ها، ریشه در سرمایه‌گذاری غیر هدفمند دارد. چرا معاونت سرمایه‌گذاری سازمان میراث فرهنگی سرمایه‌گذاران را در جهت صحیح هدایت نمی‌کند؟ به عنوان مثال در حالی‌که هتل‌های اصفهان خالی هستند، چرا باید در حریم آتشگاه هتلی دیگر ساخته شود؟! قطعاً نه تنها ساخت هتل در این حریم توجیه اقتصادی ندارد بلکه سرمایه را به هدر می‌دهد و به یک اثر ثبت ملی شده نیز آسیب وارد می‌کند.»

این فعال میراث فرهنگی معتقد است تا زمانی که مشکلی به نام ورود گردشگر به کشور حل نشود، ساخت هتل چند ستاره هیچ توجیهی ندارد زیرا ساخت هتل بخش بسیار کوچکی از این مشکل است، این در حالی است که با ۳/۱ (یک سوم) این هزینه می‌توان یک یا دو خانه تاریخی را خریداری و پس از مرمت و احیا به عنوان مه‌مان خانه سنتی مورد استفاده قرار داد.

به گفته این پژوهشگر فرهنگ و تاریخ، در این حالت سرمایه در مسیر درستی به کار گرفته شده، حفظ، احیا و مرمت خانه تاریخی توجیه داشته، از طرفی به توسعه زیرساخت‌های گردشگری کمک می‌شود چون یک گردشگر خارجی و حتی گردشگر داخلی ترجیح می‌دهد در یک مهمان‌خانه سنتی اقامت کند تا در یک هتل امروزی. به این ترتیب ضمن هدایت سرمایه به سمت حفظ میراث فرهنگی، بازگشت سرمایه و توجیه اقتصادی آن سرمایه گذار را تشویق به خرید بیشتر این خانه‌ها می‌نماید.

او به این موضوع اشاره دارد که شهرداری هزینه زیادی را صرف ساخت کتاب‌خانه و خانه فرهنگ جهت انجام فعالیت‌های هنری، فکری و فرهنگی می‌کند در صورتی‌که با صرف بودجه و هزینه کمتر می‌تواند این خانه‌ها را خریداری یا اجاره نماید. با این کار ضمن مرمت و نگهداری یک بنای تاریخی، آن را به یک محیط فرهنگی و کاربردی تبدیل می‌نماید، در عین حال در بودجه خود صرفه‌جویی می‌کند.

اما مجتبی گهستونی – کار‌شناس مسائل تاریخی – از اواخر دهه ۷۰ و اوایل دهه ۸۰ سخن به میان می‌آورد و به خبرنگار فردا می‌گوید: آن هنگام که اداره میراث فرهنگی خوزستان برای نجات بخشی برخی از خانه‌های تاریخی از وضعیت فلاکت بار، آن‌ها را بدون اطلاع مالک به ثبت ملی می‌رساند. بعد‌ها مالکین از این عدم اطلاع رسانی به دلیل صدماتی که از ثبت ملی خانه‌هایشان به آن‌ها می‌رسد (عدم تغییر کاربری یا ساخت و ساز) استفاده کرده و خانه‌ها را از ثبت خارج می‌کنند تا آنجا که به گفته این فعال میراث فرهنگی خانه «بالکان مهدیان» که در دهه ۷۰ محل نمایندگی چندین روزنامه در اهواز بوده و کمی عقب‌تر از آن خانه فروغ فرخزاد به این ترتیب از ثبت خارج می‌شود. این بنا که دیر زمانی پیش از آن نیز به دلیل دارا بودن اتاق‌های فراوان محل اسکان لهستانی‌ها بوده، قصه فراز و نشیبش را با تله خاک شدن برای همیشه به فراموشی می‌سپارد. بعد‌ها «سرای عجم» در دل بازار اهواز نیز به چنین سرنوشتی دچار می‌شود و پس از گرفتن حکم شبانه بخش‌هایی از آن تخریب می‌گردد.


گهستونی معتقد است دل نگرانی‌ها فقط متوجه آثار خارج شده از ثبت نیست بلکه هر روز در جای جای ایران باید شاهد تخریب عمدی و آگاهانه آثاری بود که همچنان در ثبت ملی و جهانی هستند اما در حریم و عرصه آن‌ها ساخت و ساز صورت می‌گیرد، یا با سدسازی زیر آب رفته و یا در آتش‌سوزی و عبور و مرور مترو از بین می‌روند، این درحالی است که سازمان میراث فرهنگی هیچ عکس‌العمل درخوری نشان نمی‌دهد.

او از رامهرمز، هندیجان، بهبهان، دزفول، اهواز، شوش‌تر و آبادان به عنوان ۷ شهر دارای بافت تاریخی خوزستان یاد می‌کند و می‌گوید: «واقعاً دولت چقدر در بافت‌های تاریخی برای جذب گردشگر، حفظ خانه‌های تاریخی، ایجاد امنیت و اشتغال سرمایه گذاری کرده است؟ زمانی که مردم با خانه‌های مخروبه که محل اجتماع معتادین شده مواجه می‌شوند هر چقدر هم آن خانه یا بافت ارزش تاریخی داشته باشد، ترجیح می‌دهند زود‌تر تخریب شود و جای آن‌ها پاساژ یا خانه جدید ساخته شود زیرا این بافت و خانه‌ها نه تنها برای آن‌ها سودی نداشته بلکه امنیت آن‌ها را نیز زیر سوال برده تا آنجا که حتی بعضی افراد زندگی در این محل‌ها را مایه خجالت خود می‌دانند. آیا به مردم در بافت‌های تاریخی ایتالیا، فرانسه، ترکیه، اسپانیا و... از زندگی در خانه یا بافت تاریخی چنین حسی منتقل می‌شود!»

از سوی دیگر امین طباطبایی کار‌شناس مسائل تاریخی این پرسش را مطرح می‌کند که آیا ما می‌توانیم یک نسخه خطی نفیس را صرفاً چون مالکش هستیم بسوزانیم یا پاره کنیم؟! حال چگونه است که مالک خصوصی خانه‌های تاریخی چنین اجازه‌ای را به خود می‌دهد؟ پاسخ واضح است چون از نظر افکار عمومی این عمل تقبیح نشده، اگر مردم به‌‌ همان اندازه که حق تخریب را به مالک یک کوزه، فرش یا نسخه خطی نمی‌دهند، تخریب خانه‌های تاریخی را نیز زشت و غیر قابل جبران بدانند، مالکین این خانه‌ها هرگز به خود اجازه چنین کاری را نخواهند داد، چرا که خود را در برابر افکار عمومی مسوول و پاسخگو می‌بینند.

این فعال میراث فرهنگی معتقد است خانه‌های تاریخی نیز بخشی از حافظه تاریخی یک کشور هستند با این تفاوت که اشیاء و نسخ بیشتر شناخته شده هستند، لیکن بنا‌ها به خاطر قرار گرفتن در شهرهای مختلف غیر بومی هستند و به صورت مستقیم شناخته نمی‌شوند. اما آنچه مهم است ماهیت کل این آثار است که همه آن‌ها کنار هم هویت ملی یک کشور را تشکیل می‌دهند و از این رو به هیچ وجه تخریب آن‌ها توجیه پذیر نیست.

او می‌گوید: «چرا هیچ یک از مالکان به جای شکایت برای خروج خانه‌هایشان، این شکایت را مطرح نمی‌کنند که سازمان میراث فرهنگی در مرمت آثاری از این دست به آن‌ها کمک نمی‌کند؟ آن‌ها می‌خواهند هر چه سریع‌تر در این اماکن برج یا پاساژ بسازند و خوب طبیعی است که برای دست‌یابی به سود بیشتر نه تنها اقدامی برای مرمت نکرده‌اند بلکه هر راهی از کندن در و پنجره تا بستن ناودان هنگام باران را برای تخریب هر چه سریع‌تر این خانه‌ها به کار می‌برند.»

طباطبایی پیشنهاد می‌کند تا شهرداری‌‌ همان طور که بودجه‌ای را برای نوسازی بافت‌های فرسوده اختصاص می‌دهد، بودجه‌ای را نیز برای تعمیر و مرمت بناهای تاریخی درون شهری اختصاص دهد تا ضمن حفظ این بنا‌ها کاربری مناسبی نیز از سوی شهرداری برای آن‌ها ایجاد شود، زیرا شهرداری قدرت جذب سرمایه‌ را دارد و می‌تواند سرمایه‌گذار را برای تغییر کاربری فرهنگی این بنا‌ها و بازگشت سرمایه و سودآوری توجیه کند.

بابک مغازه‌ای – کار‌شناس ابنیه تاریخی- نیز حفظ خانه‌های تاریخی را در قالب حفظ بافت تاریخی میسر می‌داند چرا که اگر بافت تاریخی نباشد امکان شناخت و بهره‌وری علمی و فرهنگی بنا‌ها کاهش پیدا می‌یابد و تأثیر معنوی آن‌ها کم می‌شود. بنابراین باید ارتباطات این بنا‌ها و تأثیرات متقابل آن‌ها ضمن حفظ، مرمت و احیاءیشان بررسی و امکان ایجاد و تعریف کاربری‌های مختلف اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی آن‌ها فراهم آید.

این فعال میراث فرهنگی معتقد است باید برای تک تک خانه‌های تاریخی کاربری‌های امروزین تعریف شود تا ساکنان این خانه‌ها خودشان در جهت حفظ برآیند چرا که هرکدام از اشکال تاریخی از جمله خانه‌ها اگر برای مردم توجیه نداشته باشد عموماً تلاشی در جهت حفظ آن نخواهند کرد.