دوستان به کجا مي رويم

نامه اي از سر درد به بزرگواراني که از جان عزيز تر هستند

روز گذشته مراسم يادبود زنده ياد عزت الله نگهبان در موزه ملي ايران برگزار گرديد و چند تن از هم وندان کهن دژ نيز اين افتخار را داشتند که با وجود دوري راه و انجام سفري يک روزه  در اين مراسم حضور  يابند و همگي انتظار داشتيم تا پس از بازگشت گزارشي که حاوي حضور چندين هزار نفر از علاقه مندان به تاريخ و تمدن ايران زمين در اين مراسم و تجليل گسترده از مقام شخصي که باستان شناسي امروز اين سرزمين به راستي مديون تلاشهاي شبانه روزي بوده و خواهد بود را دريافت کنيم و لازم است اقرارکنم که خود مي پنداشتم ,انجمن ما نتوانسته است کاري در خور براي مردي انجام دهد که به منزله پدر علمي شناخته مي شود که تمامي دل بستگان تمدن ايران به ويژه علاقه مندان به حفظ و معرفي ميراث فرهنگي به نحوي با اين دانش در ارتباط هستند و اکنون قاعدتا مي بايد به سبب از دست دادن اين پدر معنوي همچون فرزنداني داغدار در تکاپوي تجليلي درخور از بزرگمردي باشند که نه تنها در عرصه علم و دانش, که در رزمگاه دفاع از ميراث فرهنگي و جلوگيري از اکتشافات غير علمي وثبت نشده و قاچاق گسترده اين آثار از کشور نيز پيشاهنگي ثابت قدم بود

روز گذشته با هم فکري ديگر دوستان در انديشه برگزاري نشستي هر چند کوچک به منظور يادآوري چندين دهه تلاش آن استاد گرانقدر بوديم ( و هستيم ) و ايکاش تلاشهاي انجام شده در سالهاي گذشته به منظور ايجاد يک دفتر هماهنگي براي تشکلهاي ميراث فرهنگي و محيط زيست به نتيجه مي رسيد تا شايد امروز مي توانستيم با هماهنگي بيشتر در شهرهاي مختلف مراسمي را ترتيب دهيم

اما زماني که شنيدم تنها عده اي در حدود صد تن و آن هم اغلب کهن سالاني که بيشتر شاگردان ويا دوستان استاد بودند در اين مراسم شرکت نموده اند و عده جوانان درميان آنان انگشت شمار بوده است با خود انديشيدم به راستي ما به کجا مي رويم و آيا تجليل از انسانهايي که سالها در راه بيشرفت علم و دانش در اين سرزمين کوشيده اند در هيچ کجاي دفترچه وظايف شهروندي ما نگاشته نشده و اگر دکتر نگهبان يک شخصيت سياسي نيز بود اينگونه با او برخورد مي شد براستي آيا بايد بپذيريم که احترام به پيشگامان علم دانش در نظر ايرانيان امروز جايگاه لازم خود را ندارد و آيا فعالان و گروه هاي اجتماعي و سياسي در داخل و خارج حاکميت تاکنون چقدر به اين موضوع انديشيده اند که تجليل از بزرگان علمي و فرهنگي بدون توجه به گرايشات فکري و يا سياسي آنان همچون بزرگان باستان شناسي به عنواني علمي پايه اي و هويت ساز , همچون عزت الله نگهبان مي تواند و بايد بخشي از وظايف اين افراد و گروه ها باشد

شايد عدم اين حضور اينگونه توجيح گردد که اطلاع رساني کاملي صورت نگرفته است و يا مثلا برگزار کنندگان مراسم مورد قبول همه نبوده اند و مواردي مشابه اين , هرچند که هيچ يک از اين موارد نمي تواند توجيه مورد قبولي باشد اما بايد پرسيد برنامه جايگزيني که قاعدتا مي بايد توسط کنشگران مدني فعال در زمينه دفاع از ميراث فرهنگي انجام شود چه زماني برگزار مي گردد و چرا از ميان گروهها و افراد فعال بسيار در اين زمينه , تنها انجمن تاريانا مراسمي برگزار مي کند و چند انجمن محدود همچون تاريانا , کهن دژ و اتحاديه انجمن هاي علمي دانشجويان باستان شناسي بيانيه هايي در اين زمينه مي دهند  و به ياد بياوريم که براي بسياري از اين بزرگان در طول سالهاي گذشته هيچ مراسمي نگرفتيم , براي برخي همچون زنده ياد ورجاوند نيز تنها به همت برخي از دوستان در تهران با تلاشي بسيار که خود دورادور شاهد آن بودم مراسمي گرفته شد که آناني که در آن مراسم شرکت کرده بودند مي دانند که باوجود کوشش ستودندي دوستان در برگزاري و اطلاع رساني آن از يک تهران دوازده ميليوني يا کمي بيشتر و کمتر با چندين هزار فرد مدعي فعاليت مدني چند تن در آن برنامه شرکت نموده اند

چندي پيش نيز مهندس ميربها پدر اکتشاف معادن ايران درگذشت و بدون اينکه حداقل مراسم يادبودي براي او برگزار شود تنها مراسم ختمي به شکل هميشگي توسط خانواده آن مرحوم برگزار گرديد و ديگر هيچ

البته اين حقير اميدوارم امروز که مراسم ختم استاد برگزار مي گردد عده بيشتري حضور يافته و دين خود را به اين بزرگمرد ايران ادا نمايند

مي دانم که شايد سخنان تلخ من کمي شما را آزرده باشد اما لحظه بيانديشيد , نسلي که روزگاري پايه گزار ايران امروز با تمام کم و بيشش بوده اند يک به يک روي در نقاب خاک مي کشند و ما فرزندان پر ادعاو پر توقع آنان بيش از پيش بي ساربان و تنها مي شويم بياييد دوستيها و دشمنيها را کنار بگزاريم و تا دير نشده است ضمن يادکردي شايسته از آناني که ديگر در کنار ما نيستند قدردان سالها تلاش بزرگاني باشيم که هنوز فرصت اين را دارند که خود يکي از سخنرانان مراسم تجليل از زحماتشان باشند

در پايان با اين اميد که عزيزان از سخنان بي پرده بنده رنجيده خاطر نشده باشند تنها ذکر اين نکته را ضروري مي دانم که ما نيز هر چند که شايد هيچگاه نتوانيم جاي خالي بزرگاني را که ما را بدرود گفته اند پر کنيم اما به هر حال روزي برگه هاي املا زندگي خويش را بالا خواهيم برد و بهتر است طوري رفتار کنيم که آيندگان ياد ما را به نيکي ببرند

بابک مغازه ای

همدان 21 بهمن 1387