گاه نوشت هایی برای خودم و تو و همه (نسل ما و خاکسترها)
ما نسلی هستیم که بارها طعم تلخ شکست را چشیده ایم
بارها ناخواسته از یاران خویش دور مانده ایم و در آزمون دشوار تنهایی و ملالت روزها را خواب گونه و شبها را بیدار گونه پشت سر نهاده ایم
بارها نشدن را نه به دلیل ضعف خویش که به بهای روبرو بودن با دیوارهای بلند امکان تجربه کرده ایم
بارها در دل تاریک ترین لحظه ها اندکی نور را نا امیدانه طلب کرده ایم
بارها همه چیز را در نقطه پایان دیده ایم
و بارها و بارها وبارها
سر به دیوار کوفته , اشک ریخته ایم و دست یابی به حداقل خواسته ها را پایان یافته تصور کرده ایم
اما و اما واما
در میانه این آتش و طوفان آموخته ایم با خون جگر که دوباره برخیزیم
حتی از میان خاکستر ها
و شاید تنها کافیست که دستان مان را به سوی هم دراز کنیم بی هیچ تکبر و تبعیض
و برای شکفتنی دوباره و برخواستنی نو هر یک عصای دیگری باشیم
+ نوشته شده در چهارشنبه ۴ مرداد ۱۳۹۱ ساعت 19:3 توسط بابک مغازه ای
|
توضیح لازم: