مدتها پیش در آغازین روزهای سال جدید ( نود و یک ) بود و یک عصر دل گرفته که این یادداشت خلق شد و امروز بعد از سه ماه روی تارنگارم قرار می گیرد 

زندگی آبنباتهای طاقچه کودکی است 

و پابلندی های مکرر ما و نرسیدن ها و زمین خوردن ها

و آخ هر بار بلند تر

کاش می شد آب نباتهای آرزو را ملچ ملوچ کنان 

با لبهای احساس و تجربه خود به کام بکشیم 

هر چند که لحظه ای دیگر

 فریادهای پدربزرگ سرنوشت رشته دل خوشیهای مان را پاره کند