به نام ایران به عشق ایران برای ایران |
ادامهي تلاش براي نجات ميراث اصفهان
در گفتگو ي عليرضا روحاني، سخنگوي ائتلاف ملي حاميان ميراث اصفهان با دويچهوله در رابطه با ادامهي فعاليتها اعتراضي با اين طرح
دويچه وله: آقاي روحاني، پروژهي متروي اصفهان الان در چه مرحلهاي قرار دارد
عليرضا روحاني: پروژهي متروي اصفهان تقريبا فعاليتش کند شده، البته نه اينکه بخواهيم بگوييم فعاليتش متوقف شده است. متاسفانه پروژه همچنان به فعاليت خودش ادامه ميدهد، و ما شاهد آن بوديم که ده ـ پانزده روز پيش بخش ديگري از درختان چهارباغ بالا براي احداث ايستگاه سي و سه پل قطع شد. از طرف ديگر، هفتهي گذشته دو نامه از طرف شاکيان پرونده به دو نفر از مقامات قضايي و اجرايي صادر شد. يک نامه از طرف «ائتلاف ملي حاميان ميراث اصفهان» که متشکل از ۱۶ تشکل غير دولتي است به استاندار اصفهان، به عنوان بالاترين مقام اجرايي در استان، صادر شد و از ايشان خواسته شد که جلوي قانونشکني مسئولين درگير در پروژهي مترو گرفته بشود و مصوبات شوراي عالي ترافيک در سالهاي ۸۱ و ۸۵ و نيز دستور قضايي اجرا شود. در عين حال نامهاي هم به دادستان اصفهان فرستاده شد که باز در آن نامه تقاضا شده بود که با توجه به مادهي ۴۲ قانون آيين دادرسي کيفري براي تمام مديران و مسئولاني که در مسئلهي وارد شدن متروي اصفهان به بافت تاريخي اين شهر و خيابان چهارباغ نقشي دارند، دستور تعقيب قضاييشان داده شود.
آيا از نظر بينالمللي هم اعتراضي صورت گرفته است
ابعاد اعتراضهاي مردمياي که صورت گرفت فراتر از شهر اصفهان رفت، و عليرغم ميل برخي از مسئولين که ترجيح ميدادند يونسکو در جريان اين مسئله قرار نگيرد، يونسکو در جريان اين مسئله قرار گرفت و هفتهي گذشته از مسئولين جمهوري اسلامي در اين مورد پاسخ خواست و البته هنوز پاسخ خاصي، حداقل در رسانهها، منتشر نشده است.
فکر ميکنيد فشار يونسکو باعث شد که اجراي پروژه کند شود
به هر حال بيتأثير نيست. يکي از اهرمهاي فشاري که شايد در پروژهي برج جهاننماي اصفهان توانست مسئولين را تا حدودي متقاعد بکند و ميدان نقش جهان را از قرار گرفتن در خطر نجات دهد، در کنار اعتراضهاي مردمي داخل کشور، فشارهاي جهاني و يونسکو بود. اين مسئله ميتواند اهرم فشاري باشد براي اينکه از بعد بينالمللي هم نشان ميدهد که متأسفانه بعضي از مديران ما منافع شخصي يا موقت خود را بر منافع ملي ارجح ميدانند. اين مسئله وجههي کشور در بعد جهاني را تحتالشعاع خود قرار داده و اين ميتواند اهرم فشاري باشد براي جلوگيري از تخريب بيشتر
از نظر داخلي چي؟ معترضان به اين طرح چه برنامهاي براي آينده دارند
ما به عنوان «ائتلاف ملي حاميان ميراث اصفهان» نامهاي را تنظيم کردهايم به برخي از مقامات کشور که اميدوارم در پنج ـ شش روز آينده اين دو نامه منتشر شود. ما همچنان فعاليتهاي خودمان را ادامه ميدهيم، پيگيريهاي قضايي همچنان ادامه دارد. در همين هفته مجددا بحث قضايي را پيگيري خواهيم کرد. نامههايي که به مسئولين نوشته شده و جلسات و رايزنيها ادامه خواهد داشت که اميدواريم نتيجهبخش باشد و از تخريب بيشتر اصفهان که به قول معروف «سرمهي چشم جهان» است جلوگيري شود
فکر ميکنيد اين فعاليتها نتيجه بدهد
ما اميدوار هستيم. چون فعاليتهايمان را به دور از هر گونه مسايل حاشيهاي يا سياسي، در قالب کاملا کارشناسانه و علمي پيش ميبريم. با توجه به اينکه بسياري از مسئولين اجرايي و قضايي کشور هم بر اين باور هستند که اين پروژه، پروژهاي توجيهناپذير است و دستاوردهاي منفياش خيلي بيشتر از دستاوردهاي مثبتش است، اميدوار هستيم که بتوانيم نتيجهي مطلوب را بگيريم
توضيح اينکه : انجمن کهن دژ نيز افتخار عضويت در شوراي ملي حاميان صفهان را دارد
« دفتر مردم داري انجمن ايران شناسي کهن دژ »
بيانيه اعلام موجوديت "ائتلاف دانشجويان آزاديخواه ملي"
ملت ايران،ملتي است ديرپا و كهنسال كه در طول تاريخ حوادث بسيار بر آن گذشته است و بدون شك تأثيرات فراواني بر عمق روح ، تفكر و فرهنگ آن گذاشته اند. اما آنچه در طول تاريخ ماندگاري اين ملت را به عنوان ملتي زنده و پويا تضمين كرده است ، حفظ موجوديت و جوهرۀ اصلي فرهنگ ايراني در تمامي اين قرون و اعصار بوده است. و اين ميسر نگرديده مگر با كوششهاي نياكانمان كه در هر شرايطي بر هويت ايراني خويش و فرهنگ شكوهمند آن تأكيد كرده اند و در راه تداوم و گسترش آن فداكاري هاي بسيار نمودند. امروز ما به عنوان نسل حاضر ميراث دار آن فرهنگ شكوهمند هستيم و در عين حال وظيفه دار صيانت از آن و تداوم راه نياكانمان.
بديهي است كه دفاع از تماميت سرزميني و موجوديت هر ملتي بر فرزندان آن ملت واجب است. با توجه به موقعيت جغرافياي و ژئوپليتيك خاص ميهنمان ايران ، و مورد توجه بودن آن در عرصه جهاني ، تلاشي مضاعف جهت دفاع از اين سرزمين لازم است. تأكيد بر نيرومندي ايران در عرصه بين المللي بسيار مورد توجه است.
دانشگاه مكاني است كه در آن توليد علم و علم آموزي صورت مي گيرد. فضاي دانشگاه محل برخورد آراء و عقايد مختلف و بيان ديدگاه هاي افراد، شنيدن و آگاه شدن از ديدگاه هاي ديگران است.اين موضوع در كنار شرايط خاص اجتماعي ايران ، دانشگاه را به نوعي تبديل به يكي از كانونهاي تحولات اجتماعي نموده است. لذا فعاليت هاي دانشجويي در غالب تشكل ها و شكل گيري جريان هاي دانشجويي از اهميت فراواني برخوردارند.
«ائتلاف دانشجويان آزاديخواه ملي» ، مجموعه اي است متشكل از تعدادي فعالان دانشجويي كه پاسداري از حقوق و منافع ملت ايران و تلاش براي احقاق آن را دغدغه اصلي خود مي شمارند. همچنين دفاع از آرمانهاي دانشجويي و تلاش براي حفظ استقلال دانشگاه ديگر دغدغه اساسي آنان است.
در راستاي آنچه اشاره رفت، "دانشجويان آزاديخواه ملي" مواضع و برنامه هاي خود را به شرح زير بيان مي کنند:
1."دفاع و پاسداري از يکپارچگي ملي و سرزميني ايران" براي ما از مهمترين امور بوده و تلاش مي کنيم که اين وظيفه ملي را در هر شرايطي پيش ببريم. به ويژه اينکه بدبختانه در شرايط خطير امروز ميهنمان، گروهي از جرياناتي که ادعاي آزاديخواهي هم دارند، در پي تحريفاتي که از آن سوي مرزها و با هدايت قدرتهاي
بزرگ و منطقه اي صورت مي گيرد، دانسته و نادانسته يکپارچگي ملي و سرزميني ايران را هدف گرفته اند. در چنين شرايطي است که به اين جمع بندي رسيده ايم که فعاليت مستقل "دانشجويان آزاديخواه ملي" جهت جلوگيري از نفوذ خزنده جريانهاي انحرافي ايران ستيز به جنبش دانشجويي و سو استفاده از موقعيت و اعتبار آن، امري ضروري است.
2. "پاسداري از آزاديهاي فردي و گروهي بر اساس موازين مندرج در اعلاميه جهاني حقوق بشر" را دومين وظيفه مهم خود به شمار مي آوريم. بديهي است که در اين مورد با ارجاع به نص صريح اعلاميه جهاني حقوق بشر و دوري گزيني از تفسيرهاي جهت دار و غير معتبر که درصدد ايجاد پوشش براي فعاليتهاي تجزيه طلبانه هستند، هيچ تضادي ميان ملي گرايي و ميهن دوستي خود با پايبندي به موازين جهاني حقوق بشر نمي بينيم. در همين راستا است که کوشش خواهينم نمود که همواره پيگير حق مسلم ملت ايران در دستيابي به آزاديهاي فردي و گروهي باشيم و در اين راستا از هيچ تلاشي فروگذار نخواهيم کرد.
3. ما باور داريم که ملت ايران در شرايط حاضر تحت ستم و تبعيض مي باشند و اين ستم و تبعيض بيش از هرچيز بر مبناي ايدئولوژي و منافع حاکمان است. اما دو گروه اجتماعي نيز از اعمال ستم مضاعف رنج مي برند. "زنان" و "اقليتهاي ديني و مذهبي" به شدت زير فشار تبعيضهاي هاي مضاعف "جنسي" و "مذهبي" قرار دارند. ما پيگيرانه در راه رفع اين ستم و تبعيض مضاعف خواهيم کوشيد.
4. بنابر ماهيت دانشجويي خود، "پيگيري حقوق صنفي دانشجويي و مطالبه و پاسداري از آزاديهاي آکادميک" را کارويژه خود دانسته و پيگيرانه در اين امور کوشش خواهيم نمود و در مقابل هر فرد، نهاد و يا جرياني که در صدد سلب حقوق و آزاديهاي دانشجويي باشد، مقاومت خواهيم نمود.
5.پاسداشت مولفه هاي "هويت ملي ايرانيان" را از اهم وظايف خود به شمار آورده و در جهت گسترش و ترويج اين مولفه ها خواهيم کوشيد.
6. "ميراث فرهنگي و زيست محيطي" از سرمايه هاي بازگشت ناپذير يک ملت مي باشند. به همين دليل است که پاسداري از اين ميراث را در شمار وظايف تعطيل ناپذير خود مي دانيم.
7. از آنجايي که اکنون شرايط برگذاري پلونوم جهت انتخاب کميته مرکزي براي "ائتلاف دانشجويان آزاديخواه ملي" را نداريم، تا اطلاع ثانوي اعضاي هيئت موسس ائتلاف، با نام "کميته موقت ائتلاف دانشجويان آزاديخواه ملي" در اين زمينه انجام فعاليت خواهند کرد. اين اعضا به ترتيب حروف الفبا عبارتند از:
1. پيمان اسدزاده (دانشگاه تهران)
2.تيرداد بنکدار (دانشگاه تهران)
3.کورش جنتي (دانشگاه علامه طباطبايي)
4.مهرداد رحيمي (دانشگاه آزاد اسلامي واحد تهران مرکز)
5.شاهين زينعلي (دانشکده علوم اقتصادي)
تهران ۱۹مهرماه ۱۳۸۷
کميته موقت ائتلاف دانشجويان آزاديخواه ملي
ملت ايران،ملتي است ديرپا و كهنسال كه در طول تاريخ حوادث بسيار بر آن گذشته است و بدون شك تأثيرات فراواني بر عمق روح ، تفكر و فرهنگ آن گذاشته اند. اما آنچه در طول تاريخ ماندگاري اين ملت را به عنوان ملتي زنده و پويا تضمين كرده است ، حفظ موجوديت و جوهرۀ اصلي فرهنگ ايراني در تمامي اين قرون و اعصار بوده است. و اين ميسر نگرديده مگر با كوششهاي نياكانمان كه در هر شرايطي بر هويت ايراني خويش و فرهنگ شكوهمند آن تأكيد كرده اند و در راه تداوم و گسترش آن فداكاري هاي بسيار نمودند. امروز ما به عنوان نسل حاضر ميراث دار آن فرهنگ شكوهمند هستيم و در عين حال وظيفه دار صيانت از آن و تداوم راه نياكانمان.
بديهي است كه دفاع از تماميت سرزميني و موجوديت هر ملتي بر فرزندان آن ملت واجب است. با توجه به موقعيت جغرافياي و ژئوپليتيك خاص ميهنمان ايران ، و مورد توجه بودن آن در عرصه جهاني ، تلاشي مضاعف جهت دفاع از اين سرزمين لازم است. تأكيد بر نيرومندي ايران در عرصه بين المللي بسيار مورد توجه است.
دانشگاه مكاني است كه در آن توليد علم و علم آموزي صورت مي گيرد. فضاي دانشگاه محل برخورد آراء و عقايد مختلف و بيان ديدگاه هاي افراد، شنيدن و آگاه شدن از ديدگاه هاي ديگران است.اين موضوع در كنار شرايط خاص اجتماعي ايران ، دانشگاه را به نوعي تبديل به يكي از كانونهاي تحولات اجتماعي نموده است. لذا فعاليت هاي دانشجويي در غالب تشكل ها و شكل گيري جريان هاي دانشجويي از اهميت فراواني برخوردارند.
«ائتلاف دانشجويان آزاديخواه ملي» ، مجموعه اي است متشكل از تعدادي فعالان دانشجويي كه پاسداري از حقوق و منافع ملت ايران و تلاش براي احقاق آن را دغدغه اصلي خود مي شمارند. همچنين دفاع از آرمانهاي دانشجويي و تلاش براي حفظ استقلال دانشگاه ديگر دغدغه اساسي آنان است.
در راستاي آنچه اشاره رفت، "دانشجويان آزاديخواه ملي" مواضع و برنامه هاي خود را به شرح زير بيان مي کنند:
1."دفاع و پاسداري از يکپارچگي ملي و سرزميني ايران" براي ما از مهمترين امور بوده و تلاش مي کنيم که اين وظيفه ملي را در هر شرايطي پيش ببريم. به ويژه اينکه بدبختانه در شرايط خطير امروز ميهنمان، گروهي از جرياناتي که ادعاي آزاديخواهي هم دارند، در پي تحريفاتي که از آن سوي مرزها و با هدايت قدرتهاي
بزرگ و منطقه اي صورت مي گيرد، دانسته و نادانسته يکپارچگي ملي و سرزميني ايران را هدف گرفته اند. در چنين شرايطي است که به اين جمع بندي رسيده ايم که فعاليت مستقل "دانشجويان آزاديخواه ملي" جهت جلوگيري از نفوذ خزنده جريانهاي انحرافي ايران ستيز به جنبش دانشجويي و سو استفاده از موقعيت و اعتبار آن، امري ضروري است.
2. "پاسداري از آزاديهاي فردي و گروهي بر اساس موازين مندرج در اعلاميه جهاني حقوق بشر" را دومين وظيفه مهم خود به شمار مي آوريم. بديهي است که در اين مورد با ارجاع به نص صريح اعلاميه جهاني حقوق بشر و دوري گزيني از تفسيرهاي جهت دار و غير معتبر که درصدد ايجاد پوشش براي فعاليتهاي تجزيه طلبانه هستند، هيچ تضادي ميان ملي گرايي و ميهن دوستي خود با پايبندي به موازين جهاني حقوق بشر نمي بينيم. در همين راستا است که کوشش خواهينم نمود که همواره پيگير حق مسلم ملت ايران در دستيابي به آزاديهاي فردي و گروهي باشيم و در اين راستا از هيچ تلاشي فروگذار نخواهيم کرد.
3. ما باور داريم که ملت ايران در شرايط حاضر تحت ستم و تبعيض مي باشند و اين ستم و تبعيض بيش از هرچيز بر مبناي ايدئولوژي و منافع حاکمان است. اما دو گروه اجتماعي نيز از اعمال ستم مضاعف رنج مي برند. "زنان" و "اقليتهاي ديني و مذهبي" به شدت زير فشار تبعيضهاي هاي مضاعف "جنسي" و "مذهبي" قرار دارند. ما پيگيرانه در راه رفع اين ستم و تبعيض مضاعف خواهيم کوشيد.
4. بنابر ماهيت دانشجويي خود، "پيگيري حقوق صنفي دانشجويي و مطالبه و پاسداري از آزاديهاي آکادميک" را کارويژه خود دانسته و پيگيرانه در اين امور کوشش خواهيم نمود و در مقابل هر فرد، نهاد و يا جرياني که در صدد سلب حقوق و آزاديهاي دانشجويي باشد، مقاومت خواهيم نمود.
5.پاسداشت مولفه هاي "هويت ملي ايرانيان" را از اهم وظايف خود به شمار آورده و در جهت گسترش و ترويج اين مولفه ها خواهيم کوشيد.
6. "ميراث فرهنگي و زيست محيطي" از سرمايه هاي بازگشت ناپذير يک ملت مي باشند. به همين دليل است که پاسداري از اين ميراث را در شمار وظايف تعطيل ناپذير خود مي دانيم.
7. از آنجايي که اکنون شرايط برگذاري پلونوم جهت انتخاب کميته مرکزي براي "ائتلاف دانشجويان آزاديخواه ملي" را نداريم، تا اطلاع ثانوي اعضاي هيئت موسس ائتلاف، با نام "کميته موقت ائتلاف دانشجويان آزاديخواه ملي" در اين زمينه انجام فعاليت خواهند کرد. اين اعضا به ترتيب حروف الفبا عبارتند از:
1. پيمان اسدزاده (دانشگاه تهران)
2.تيرداد بنکدار (دانشگاه تهران)
3.کورش جنتي (دانشگاه علامه طباطبايي)
4.مهرداد رحيمي (دانشگاه آزاد اسلامي واحد تهران مرکز)
5.شاهين زينعلي (دانشکده علوم اقتصادي)
تهران ۱۹مهرماه ۱۳۸۷
کميته موقت ائتلاف دانشجويان آزاديخواه ملي
گفتاري در باب منشور کورش بزرگ
( حسين زندي)

منشور ملل متحد در ژوئن 1945 برابر با 6تير خورشيدي توسط نمايندگان 50 دولت جهان به تصويب رسيده حدود سه سال پس از آن 10دسامبر 1948برابر با19 آذر 1327 خورشيدي اعلاميه جهاني حقوق بشر را مجمع عمومي سازمان ملل متحد به تصويب رسانده شد که اتفاق مبارکي بود .ايران نيز از امضاء کنندگان آن بوده و هنوز پس از 60 سال بيشتر کشور ها از مفاد اعلاميه در قوانين خود استفاده مي کنند .و از آن با عنوان نخستين سند بين المللي حقوق بشر ياد مي نمايند . اين در حالي است که 2500 سال قبل از آن اعلاميه يا منشور حقوق بشر کورش در ايران اجراء شده است . اما اين دو تفاوت هايي از نظر محتوا و نحوه ي نگارش و اجرا دارند از جمله اين که :
- اعلاميه جهاني حقوق بشر را دولت ها نوشتند تا آن را اجرا کنند در حالي که بيشتر کشور ها به آن اعتقاد نداشتند و شايد تنها براي" ژست هاي سياسي بين المللي بدان پيوستند " و پس از 6 دهه در عين حال که همه
اعلاميه ها , پيمان ها وميثاق نامه هاي سازمان ملل را امضاء کرده اند به آنها عمل نکرده اند و نمي کنند . براي مثال آمريکا و بريتانيا دو اضو اصلي 5 سال پس از امضاء اعلاميه آنرا کاملاً زير پا گذاشتند وتنها اجراء کننده اين اعلاميه يعني دولت ملي دکتر مصدق را ساقط کردند .اما کورش بزرگ قبل از اين که اعلاميه را بنويسد آنرا در سرزمينها ي مختلف به خصوص در بابل اجراء کرد وآن نشانه برتري کورش بزرگ بوده است .
دليل آن نيز اين است که حوق بشر در نهاد کورش بود و اين متشور يک شبه نوشته نشد و ريشه در آموزه ها و انديشه ها ي ايراني داشته و چيزي نبوده که ازبيرون و به صورت دستوري به کورش توصيه شود .
- گرچه اعلاميه جهاني حقوق بشر امروزي تر و کامل تراست اما اين مسئله از اعتبار منشور کورش بزرگ کم نمي کند چرا که پس از 25 قرن هنوز کاربرد دارد و به آن تکيه مي شود.
منتقدين نيز تنها به اين نکته اشاره ميکنند که چرا کورش خود را منتسب به مردوک خداي بابل مي داند . بايد توجه دانست , کورش فردي يکتا پرست بوده و با اينکه تا امروز دين او مشخص نشده اما آزادي ديني ازموارد منشور اوست و اين نشانه مذهبي او وريشه در باورهاي ديني ايرانيان باستان دارد. ايرانيان از دير باز بدين باور بوده اند که شاه فره ي ايزدي دارد و روحانيان نيز آنرا تاييد ميکردند که اين موضوع در دوران کورش تاثير سوئي بر کل اجتماع نداشته و تحميلي از سوي حکومت براي پذيرش و يا غلبه مذهبي خاص در اجتماع صورت نمي گرفته است ولي امروزه با اينکه اديان درايران دچار دگرگوني شده هنوز اين باور وجود دارد و در طول تاريخ بارها از آن سوء استفاده شده ومي شود ، حاکمان همواره خود را نماينده خدا در روي زمين دانسته اند و مدعي روابط فرا انساني ومتافيزيکي بوده اند
اين همه باعث نمي شود پا فشاري بر گذشته پر افتخار ( با اينکه پاس داشت گذشتگان و بزرگان بسيار پسنديده است ) مانع از آن شود که امروز وآينده ناديده گرفته شود امروز ديگر نوشتن وتصويب کردن قوانين به خودي خود کار ساز نيست به ويژه در ايران که قوانين بر پايه اصول ايدئولوژيک تنظيم مي شود بايد تلاش کرد ابزارها و ضمانت اجرايي قوانين ايجاد تقويت شودو چه بسا قوانين و ميثاق نامه هايي که در حد نوشتار باقي مانده اند
برگزاري مراسم روز کورش بزرگ در همدان
دراين نشست که با حضور جمعي از فعالين فرهنگي و اجتماعي همدان به مناسبت روز کورش برگزار گرديد ابتدا مختصري در باب تاريخچه اين روز و اهميت بزرگداشت آن گفتگو گرديد ، سپس برخي از بيانيه ها و پيامهاي صادر شده به اين مناسبت از جمله بيانيه کميته نجات پاسارگاد خوانده شد و در ادامه برخي از حضار مطالبي را در باره کورش ، منشور حقوق بشر او و معرفي اين روز به عنوان روز مرد ايراني ار ئه نمودند که مورد توجه حاضرين قرار گرفت
و در نهايت شرکت کنندگان با آرزوي اين که سال آينده بتوانند اين مراسم را در شکلي گسترده تر و به صورت عمومي برگزار نمايند مراسم را با خواندن سرود اي ايران به پايان رساندند
(متن برخي از سخنراني ها در روز هاي آينده به اطلاع خواهد رسيد )
پاينده ايران
بابک مغازه ای
همدان 7 آبان ماه 1387 خورشيدي
برخی از شرکت کنندگان مراسم:

سخنراني کورش زعيم در پاسارگاد
به مناسبت روز ملي ايران
7 آبان 1387
اين دومين سال است که ما ايرانيان روز هفتم آبان، روز جهاني کورش، را به نام روز ملي ايران جشن مي گيريم. اين روز را در گراميداشت خردمندترين مرد تاريخ جهان، کورش بزرگ، روز ملي خود نام نهاده ايم. اين روز در تاريخ ميهن ما جاودانه خواهد شد.
ما ايرانيان افتخار مي کنيم که فرزندان کورش هستيم، اين بزرگمرد تاريخ بشريت که 26 قرن پيش انديشه نظم نوين جهاني را پيش نهاد، که جهان کنوني تازه در طول عمر ما معناي آن را درک کرده است.
مردي که 26 قرن پيش انديشه جهاني شدن را که در آن همه مردم جهان بتوانند زير يک قانون مردمي، که متضمن امنيت همگان و آزادي هاي مدني و بنيادين همه شهروندان جهان باشد، معرفي کرد. آزادي عقيده و بيان، آزادي انتخاب، برابري کامل در بهره گيري از فرصتها و پرورش استعدادها، آزادي دادو ستد، سهيم بودن در ثروت ملي و مشارکت در تعيين سرنوشت جامعه. و همه اينها بي توجه به جنسيت و مذهب يا نژاد و زبان. او با گفتار، کردار و رهبري خود نشان داد که رعايت حقوق بشر و تامين سعادت مردم امري شدني است. از اين رو همه شهروندان همه سرزمين هاي زير فرمان او، و نيز آنان که آوازه اش را از دور شنيده بودند، دوستش داشتند و او را ستايش مي کردند. جامعه جهاني اکنون کمتر از يک قرن است که متوجه شده او چه مي انديشيد و چه مي گفت و چه مي کرد.
مردي که گراميداشت حقوق بشر را در چنين روزي 26 قرن پيش براي نخستين بار، آنهم بصورت يک بيانيه بين المللي، اعلام کرد و خود آن را اجرا نمود. انديشه برابري همه افراد بشر را که اکنون پس از 26 قرن هنوز براي عملي کردنش مبارزه مي کنيم، او در گستره ايران زمين نهادينه نمود.
کورش در زمان خودش يک مرد استثنايي و بي همتا نبود. اين سرشت ايرانيان زمان بودکه وي با آن پرورش يافته و آموخته شده بود. در آن زمان هزاران هزار کورش در ايران بودند. اکنون هم هزاران هزار کورش در ايران وجود دارند که سرانجام مانند نيلوفر از ميان مرداب سر بر خواهند افراشت.
من افتخار مي کنم ايراني هستم، و هيچ چيز بجز ايراني نمي خواهم بود.
پيام شادباش روز جهاني کورش و روز ملي ايران
ما ايرانيان روز 29 اکتبر، و روز هفتم آبان را به نام روز جهاني کورش و روز ملي ايران جشن ميگيريم. اين روز در تاريخ ميهن ما و براي همه ايرانيان در سراسر جهان جاودانه خواهد شد.
ما ايرانيان افتخار مي کنيم که فرزندان کورش هستيم، بزرگمرد تاريخ بشريت که سه هزاره پيش انديشه نظم نوين جهاني را پيشنهاد کرد، که سه هزاره پيش انديشه جهاني شدن را زير يک قانون مردم گرا و تضمين کننده آزادي انديشه و سخن، امنيت، آزادي گزينش، فرصت برابر و آزادي داد و ستد براي همه مردمان معرفي کرد و با کردار نشان داد که شدني است. مردي که انديشه گراميداشت حقوق بشر را در چنين روزي در نخستين بيانيه جهاني حقوق بشر ابراز و عملي کرد و انديشه برابري همه افراد بشر را نهادينه نمود.
ما افتخار مي کنيم که در ايران ما براي نخستين بار در سه هزاره پيش مردي برخاست که انديشه سکولاريسم يعني آزادي مذهب، آزادي عقيده و هتا آزادي نداشتن هيچکدام را پايه ريزي کرد. او گفت آدمي نمادي از خداوند است و آنچه که خداوند اراده کند در ذهن او جاي مي گيرد.
من افتخار مي کنم که ايراني هستم.
کورش زعيم
روز ملي ايران، 1387
درخواست بنياد ميراث پاسارگاد از وزير فرهنگ بريتانيا
برای ثبت کردن منشور کورش در حافظه ميراث جهانی
به مناسبت 29 اکتبر، روز کورش بزرگ، روز ملی ايران
عاليجناب آقای آندرو موری برن هايم
وزير فرهنگ، رسانه ها و امور ورزش دولت بريتانيا
آقای عزيز
شما، به عنوان بالاترين مقام دولت انگلستان در زمينه ی نگاهداری و نگاهبانی از آثار فرهنگی، در ميان گنجيه هاي بشری موجود در کشور خود، از منشوری کهن نگاهداری می کنيد که اگرچه از نظر تاريخی متعلق به سرزمين و ملت ايران بوده و از نظر اصول و قوانين موجود متعلق به کشور شماست اما در واقعيت بخشی از ميراث کل بشريت محسوب می شود. طبعاً، با آگاهی و درگيری عملی به کار نگاهداری و نگاهبانی از آن مشغوليد.
اگرچه اين اثر نادر جهانی، که منشور کورش بزرگ و اولين اعلاميه ی حقوق بشر خوانده می شود، به دليل محتوای آن، يکی از بی بديل ترين اسناد تاريخی تمدن بشر است اکنون در موزه ی بريتانيا به خوبی نگاهداری می شود اما نقل و انتقال هاي گهگاهی آن که می توانند به برخی ملاحظات سياسی در ارتباط باشند، ممکن است آن را در معرض خطر نابودی قرار دهد.
با توجه به آنچه آمد، بی بديل بودن اين اثر از يکسو و خطراتی که ممکن است برای آن پيش آيد، از سوی ديگر، ضرورت ثبت آن در «حافظه ی ميراث جهانی» را به شدت مطرح می کند. يقيناً خود جنابعالی، که از علاقمندان به ميراث های تاريخی و فرهنگي جهانی هستيد، اطلاع داريد که، بر اساس پيش بينی های مندرج در بنيادنامه ی «حافظه ی ميراث جهانی» که 15 سال پيش از سوی يونسکو تنظيم و اعلام شده، اين «گل نوشته» قابليت ثبت در حافظه ی ميراث جهانی را دارد.
عاليجناب،
ما، به عنوان نهادی غير سياسی و داوطلبانه، که عاشقانه در راه حفظ و نجات محوطه ها و آثار باستانی ايران کهن می کوشيم، از شما تقاضا داريم که، به خاطر مالکيت قانونی کشورتان بر منشور کورش بزرگ، پرونده ی اين اثر گرانبهای بشری را که پيشاهنگ انديشه ی صلح طلبی، عدم خشونت، آزادی مذاهب و ممنوعيت برده داری و بيگاری است، برای ثبت در حافظه ميراث جهانی به يونسکو بفرستيد تا پيش بينی های لازم برای جاودانه کردن اين اثر و محتوای آن بعمل آيد.
با سپاس از اقدامی که خواهيد کرد
10 اکتبر 2008
دکتر محمدعلی دادخواه
مسئول امور حقوقی بنياد ميراث پاسارگاد
رييس کانون وکلای حقوق بشر
شکوه ميرزادگی
موسس و مسئول امور اجرايي بنياد ميراث پاسارگاد
رونوشت به:
آقای رابرت نيل مک گروگر
رييس موزه بريتانيا
آقای دکتر عبدالکريم لاهيجی
نايب رييس فدراسيون بين المللی جامعه های حقوق بشر
طنين مرگبار ريزش زمين در همدان، رفسنجان، خراسان، يزد، کرمان، سيرجان، بيرجند، ورامين، شهريار، بويينزهرا، قزوين، اراک، ساوه، اصفهان، جهرم، بختگان، ارژن، مرودشت، سعادتشهر و … به گوش مي رسد
نتيجه بي توجهي دولت به هشدار کارشناسان در مورد شيوه ي غلط کشاورزي و آبياري، ساختن سدهاي مخزني روزميني، ساختن نيروگاه هاي پر مصرف، و ... فرو ريختن زمين و نابودي مردم و محيط زيست است
از: مهندس محمد درويش
بيشک بسياري از هموطنانم که شب گذشته بينندهي بخشهاي خبري سيما بودند، با مشاهدهي صحنههاي هولانگيز ريزش زمين و پديدارشدن فروچالههاي حيرتآور و ژرف در منطقهي عمومي شهرستان کبودرآهنگ همدان برخود لرزيدند؛ درست مانند اهالي سختکوش و کشاورزان منطقه که چندسالي است از کابوس دهان بازکردن زمين و بلعيدن آنها که رويش ايستادهاند، خواب راحت و آرام را از ياد بردهاند!
امّا چرا کار را به اين بيساماني رساندهايم؟! چگونه است که شناسههاي آشکار اُفت سطح آب زيرزميني را در منطقه در طول دو دههي اخير نديديم و باور نکرديم؟ چگونه است که کاهش عملکرد در هکتار را در اغلب اراضي کشاورزي استان، به ويژه در قهاوند، کبودرآهنگ، آوج و فامنين مورد مداقه قرار نداديم؟ چرا از فروچالههاي اطراف روستاي «همهکسي» عبرت نگرفتيم و چرا همچنان کوشيديم تا آخرين قطرههاي آب موجود در آبخوان روبه زوال قرهچاي را هم مکيده و فاجعهاي چنين دهشتناک را بيافرينيم؟
اگر امروز حتا به استواري زمين زير پايمان هم نميتوانيم اعتماد کنيم، بايد يادمان باشد که «از ماست که بر ماست.»
آن روز که کارشناسان و دلسوزان اين آب و خاک فرياد برآوردند که اين شيوهي کشاورزي و آبياري فقط و فقط تيشه به ريشه زدن است؛
آن روز که اعلام کردند: به جاي ساخت سدهاي مخزني روزميني، بايد با شناسايي آبرفتهاي درشتدانه، بکوشيم تا از فناوري ساده و ارزانقيمت، امّا پايدار هدايت و ذخيرهي آب در زيرزمين سود ببريم؛
آن روز که از لزوم پيروي از موازين آمايش و چيدمان توسعه بر اساس خواهشهاي بومشناختي (اکولوژيک)
سرزمين سخن راندند؛
پيشنهاد نامزدي استاد اديب برومند براي جايزه نوبل 2009 در ادبيات
آکادمي سوئد
کميته نامزدي براي جايزه نوبل در ادبيات
موضوع: پيشنهاد نامزدي براي جايزه نوبل 2009 در ادبيات
سروران گرامي،
ما افتخار داريم که آقاي عبدالعلي اديب برومند، شاعر ملي ايران و فعال حقوق بشر را براي دريافت جايزه نوبل 2009 در ادبيات نامزد نماييم.
آقاي اديب برومند، زاده 1924، در شهر اسپهان، داراي تحصيلات و حرفه حقوقي، يک نماد شعر و ادبيات در کشور خود به شمار مي آيد. آقاي اديب برومند يکي از نامدارترين شاعران تاريخ معاصر ايران است که داراي هفت ديوان شعر، شامل صدها سروده، است که همه در پشتيباني از مبارزه مردم براي آزادي، دموکراسي و حقوق بشر مي باشند. واپسين ديوان سروده هاي او بنام "پيام آزادي" به هشت زبان ديگر مانند انگليسي، ايتاليايي، اسپانيولي، چيني، ژاپني، کره اي، تاگالوگ (فيليپيني) و اسپرانتو ترجمه شده و در حال ترجمه به بيش از ده زبان ديگر مي باشد. دوستداران او در آسيا و کشورهاي غربي او را "شاعر بين المللي" مي خوانند و در حال ايجاد يک سايت چند زبانه اينترنتي براي آسان کردن دسترسي به سروده هاي او هستند. از جمله کتابهاي شعر ديگر او "ناله هاي وطن"، درد آشنا"، "سرود رهايي"، "راز پرواز" و حاصل هستي" هستند.
آنچه آقاي اديب برومند را در ادبيات برجسته مي سازد، افزون بر کيفيت ادبي آثارش و ظرافت و حساسيت آنها، اين واقعيت است که وي در سراسر زندگي خود يک فعال سياسي و در مبارزه عليه خودکامگي و فساد، و در تلاش براي دموکراسي و حقوق بشر بوده است. در نتيجه فعاليت هاي اجتماعي خود در طي حکومت خاندان پهلوي و جمهوري اسلامي، وي به زندان افتاده و دسترسي او به رسانه ها و امکان فعاليت هاي اجتماعي محدود شده است.
همکاران و کساني که اديب برومند را مي شناسند، وي را يک شاعر ملي بي رقيب مي دانند. وي در دهه هاي گذشته عضو شوراي رهبري جبهه ملي ايران، کهن ترين و محبوبترين سازمان سياسي دموکراتيک ايران، بوده و اکنون رياست شوراي مرکزي اين سازمان را نيز بر عهده دارد.
در پي دعوت آن فرهنگستان گرامي، زندگينامه کامل وي، آثارش و نامه هاي پشتيباني دهها استاد ادبيات و زبانشناسي دانشگاههاي ايران و ديگر کشورها تقديم خواهد شد.
با گراميداشت،
کورش زعيم، رييس
کانون ايراني انديشه و سخن
14 مهر 1387
دريغا تهي از تو ايران زمين
مهندس مجتبي ميربها دارنده اولين پروانه اشتغال نظام مهندسي معدن در ايران در گذشت
اين زنده ياد که تحصيلات کارشناسي ارشد در رشته مهندسي معدن را در سال 1336 به پايان رسانيده بود در طول بيش از نيم قرن تلاش شبانه روزي علمي و اجرايي خود توانست با ايفا نقش اساسي در کشف و استخراج بسياري از معادن زير بنايي کشور ازجمله معدن طلاي موته کمک شاياني را به پيشرفت صنعتي و اقتصادي کشور بنمايد اما افسوس که اين شخصيت ارزشمند که مي توانست خدمات بسيار ارزنده تري را خصوصا در زمينه تربيت مهندسين جوان براي ميهن خويش به انجام رساند به جز مدت کوتاهي که در زمان دولت موقت مهندس بازرگان به عنوان مدير عامل شرکت کل معادن ايران منسوب گرديد , به علت برخي تنگ نظري ها از دارا بودن موقعيت لازم براي خدمات دولتي محروم شده و تنها در واپسين سال هاي عمر پر بار خويش و پس از تشکيل سازمان نظام مهندسي معدن اولين پروانه نظام مهندسي معدن در ايران را پاس يک عمر تلاش ارزنده ايشان به نام اين تلاشگر وطن دوست که به واقع يکي از مفاخر ملي اين سرزمين بوده است صادرنمودند
انجمن ايرانشناسي کهن دژ درگذشت زنده ياد مهندس ميربها را به کليه علاقه مندان به پيشرفت وترقي ايران زمين و خصوصا تلاشگران عرصه صنايع و معادن کشور سوگباش مي گويد
نامش جاودان و راهش پر رهرو باد
هيئت راهبري انجمن ايرانشناسي کهن دژ
23 شهريور 1387 خورشيدي

گزارشي به مردمان ايران، در چهارمين سالگرد کميته بين المللي نجات پاسارگاد
و تقديم به همه ي همراهان مان در کميته نجات پاسارگاد،
به آن ها که در سرتا سر جهان، هرگاه که توانسته اند ، قدمي در راه اهداف کميته نجات برداشته اند،
به آن ها که در ايران، با نام، بي نام، و يا با نام هاي مستعار براي رساندن خبرها و عکس ها و تهيه گزارش ها کمک مان کرده اند، و به همه ي رسانه هاي ديداري و شنيداري و اينترنتي که صداي اين جنبش فرهنگي را به گوش همگان رسانده اند و همه و همه ـ بي هيچ چشمداشت و توقعي ـ تنها به احترام فرهنگ خردمدار، متمدن و مهرآفرين مان از هيچ کوششي در ياري رساندن به کميته نجات کوتاهي نکرده اند.
بيست و نهم آگوست چهارمين سالگشت تأسيس کميته بين المللي نجات پاسارگاد است ـ کميته اي که اولين نداي اعتراض سراسري در برابر آبگيري سد سيوند را در جهان منعکس کرد و آغازگر جنبشي گسترده شد براي حفظ و نجات ميراث هاي فرهنگي، ملي و بشري ايرانزمين.
اعتراض گروهي از ايراندوستان به مقاله نشريه اشپيگل در مورد کورش کبير
ملت ايران و فرهنگ دوستان جهان
سياست هاي خشن و دور از تمدن و فرهنگ ايراني به قدرت نشستگان، چنان فضائي عليه ايران و ايراني بوجود آورده که هر چه به اين فرهنگ و تمدن وابستگي دارد، مورد خشم و هجوم بيگانگان قرار گرفته است.
متاسفانه در روزهاي گذشته شاهد توهين غيرمنصفانه ي هفته نامه ي آلماني اشپيگل به بزرگترين فرمانرواي تاريخ ايران و بلکه جهان ,و منجي و نماد آزادي – کوروش بزرگ – بوده ايم که به سزاوار او را بايد پدر حقوق بشر ناميد.
ما ايراندوستان ضمن محکوم کردن اين عمل به دور از خرد اشپيگل، بيان مي کنيم که تازش به فرهنگ و تمدن ايراني، تازش به فرهنگ و تمدن بشري است و آناني که خود را متمدن مي نامند، نبايد به چنين تحريف هاي تاريخي متوسل شوند. از اسفناکتر آنکه در درون کشور ما هم گروهي از قدرت بدستان، خود بزرگترين آسيب ها را به فرهنگ و تمدن ايراني و به چهره ي ايرانيان در نزد جهانيان زده اند. در اين سال ها ما شاهد روزي نبوده ايم که در آن خبر ناگواري از تخريب آثار مادي و معنوي ايرانيان به گوش نرسد.
ما امضاکنندگان اين بيانيه ضمن محکوم کردن هر دوي اين حرکت ها، از قدرتمداران مي خواهيم از کارهائي که منجر به آسيب زدن به هويت ايرانيان شود، بپرهيزند و به فرهنگ دوستان جهان اعلام مي کنيم که اعمال اين کاربدستان را به حساب مردم و تاريخ پربار ايرانيان نگذارند و با ملتي که در طول تاريخ خدمات شاياني به تمدن و فرهنگ بشري کرده است، عناد نورزند. به باور ما اينگونه کارها نهايت بي خردي و فرهنگ ستيزي نزد افکار عمومي جهانيان و نسل هاي آينده خواهد بود.
اديب برومند، الاهه اميرانتظام، مهندس عباس اميرانتظام، بانو دکتر لقا اردلان، بانو فرشيد افشار، ابوالقاسم آخته، دکتر داود هرميداس باوند، مهندس مرتضي بديعي، دکتر جهانشاه برومند، تيرداد بنکدار، دکتر چنگيز پهلوان، بانو گيتي پورفاضل، ابوالحسن پازوکي، سرهنگ بازنشسته نصرالله توکلي، بيژن جانفشان، عيسي خان حاتمي، دکتر علي حاج قاسمعلي، علي حيدري، مهندس حميدرضا خادم، دکتر پرويز دبيري، جمال درودي، مهندس آرش رحماني، بهرام رحماني وحيد، دکتر علي رشيدي، دکتر محسن رهامي، مهندس اشکان رضوي، مهندس کورش زعيم، دکتر احمد ساعي، بانو توران شهرياري، مهندس مجيد ضيايي، يوسف فلاح، دکتر محسن فرشاد، سرلشکر بازنشسته ناصر فربد، دکتر باقر قديري اصلي، دکتر عليقلي محمودي بختياري، هرمز مميزي. دکتر محمد ملکي، مهندس حميدرضا مسيبيان، مهندس علي اکبر معين فر، بانو پريچهر مبشري، دکترعلي اکبر نقي پور، دکتر عبدالرضا هوشنگ مهدوي، مهندس حبيب يکتا.
بيستم امرداد 1387
دفن دوباره كاخ هخامنشي نورآباد
جام جم آنلاين: كاخ هخامنشي نورآباد ممسني فارس كه از سوي هيات باستانشناسي ايران و استراليا طي 2فصل كاوش از دل خاك بيرون آمده بود، به دليل نبود امكانات حفاظتي مناسب و به منظور حفاظت بيشتر دوباره مدفون شد.
عليرضا برزگر، رئيس سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري استان فارس با اعلام اين خبر گفت: مهمترين وظيفه ما حفاظت از آثار است به همين دليل آثاري كه طي كاوشهاي باستانشناسي از زير خاك بيرون آورده ميشوند، پس از مطالعه، در صورتي كه طرح حفاظتي مناسبي نداشته باشند، دوباره مدفون ميشوند.
به گزارش ميراث خبر، كاخ هخامنشي نورآباد بر اساس شواهد بهدست آمده يكي از مقرهاي حكومتي هخامنشيان در مسير فارس به خوزستان بوده و باستانشناسان به شباهتهاي زيادي ميان اين اثر با تختجمشيد رسيده بودند.
بر اين اساس تيم باستانشناسي دانشگاه سيدني كه به سرپرستي دنيل پاتس به ايران آمده بود، از سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري كشور درخواست برپايي موزهاي كنار اين كاخ هخامنشي كرده بود تا به اين ترتيب از آثاري كه بيرون آورده شده است، حفاظت شود.
به گفته برزگر، كاخ هخامنشي نورآباد از جمله آثار كاوش شدهاي است كه قابليت تبديل به موزه و محل گردشگري را دارد، اما براي اين كار طرح، برنامه و همچنين اعتبار زيادي لازم است و سازمان ميراث فرهنگي فارس بر اين اساس تصميم گرفته است تا زمان تهيه طرح و برنامه تامين اعتبارات لازم، اين اثر مدفون بماند.
وي افزود: در صورت ارائه طرحهاي عظيم با سيستمهاي حفاظتي و نگهبانيهاي مكرر و همچنين امكان حصاركشي محوطه، ميتوان اين آثار را دوباره از دل خاك بيرون آورد.
اين بناي هخامنشي ستونهاي بلندي داشته كه ضخامت پايه ستونهاي آن بيش از يك متر است
حفاريهاي غيرمجاز در اطراف پاسارگاد
سازمان ميراث فرهنگي مرودشت:
کار زياد و نيرو كم است و در اين ميان، ممكن است كه يكي دو حفاري غيرمجاز نيز انجام شوند
در چند سال اخير بارها منطقهي تاريخي پاسارگاد بهنوعي سوژهي خبرها بوده است؛ البته موضوعهايي مانند سد سيوند، كاوشهاي تنگهي بلاغي و حتا اين اواخر، افزايش رطوبت در پاسارگاد و بخصوص آرامگاه كوروش سبب شدهاند كه اين منطقهي ثبت جهاني در خبرها مطرح شود.
اينبار مطلبي ديگري دربارهي پاسارگاد و محوطههاي اطراف آن شنيده ميشود، اما نه بهدليل سد سيوند و تبعات حاصل از آبگيري آن، بلكه بهدنبال حفاريهاي غيرمجاز در اطراف اين محوطهي تاريخي!
به گزارش خبرنگار بخش ميراث فرهنگي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، گفته ميشود كه در چند سال گذشته، حفاريهاي غيرمجاز در پاسارگاد افزايش يافتهاند. مشكلي كه سالهاي سال است گريبانگير بسياري از محوطههاي شناختهشدهي كشور يا حتا محوطههاي كاملا گمنام بوده است.
در اينباره يك دوستدار ميراث فرهنگي بيان كرد: در دو سال اخير، حفاريهاي غيرمجاز زيادتر شدهاند. در تل نخودي، تل سه آسياب، منطقهي سعادتشهر و حتا تنگهي بلاغي حفاري غيرمجاز انجام ميشود. در مسيري نرسيده به پاسارگاد نيز زير زمين تونلي ايجاد كردهاند.
اسماعيل شهوند به خبرنگار ايسنا گفت: سازمانهاي منابع طبيعي و ميراث فرهنگي زميني را به شخصي واگذار كردهاند و او در آن قطعه زمين، باغي را ايجاد كرده است. درحاليكه عكسهاي هوايي نشان ميدهند، يكي از سازههاي بزرگ ورودي پاسارگاد، جايي است كه اكنون روي آن اين باغ ايجاد شده است.
وي همچنين تأكيد كرد: حفاري غيرمجاز فقط در اطراف پاسارگاد انجام نميشود.
همچنين مدير ادارهي ميراث فرهنگي و گردشگري شهرستان مرودشت دربارهي حفاريهاي غيرمجاز در اين منطقه به خبرنگار ايسنا گفت: با وجود اينكه نيروهاي حفاظتي هرچند محدود در محل مستقرند، ولي در كل، منكر اينكه حفاريهاي غيرمجازي در آنجا انجام ميشوند، نيستيم.
محسن ضيايي بيان كرد: حفاريهاي غيرمجاز زيادي انجام ميشوند، يعني علاوه بر تجاوزها به حريم، تعداد زيادي حفاري غيرمجاز انجام ميشوند كه عاملان آنها به سرعت دستگير و به مقام قضايي تحويل داده ميشوند. در طول يكماه، يكي دو حفاري غيرمجاز داريم كه خوشبختانه به نتيجهاي نميرسند و دستگير ميشوند.
او دربارهي انجام حفاريهاي گستردهتر در مدت اخير، توضيح داد: ما نيز شنيدههايي داشتهايم، ولي چون اطمينان حاصل نكرديم، كارشناسان را براي بررسي موضوع فرستاديم كه هنوز نتيجهي آن مشخص نشده است.
ضيايي ادامه داد: از نظر حفاظتي، مشكل خاصي نداريم؛ ولي با كمبود نيرو مواجه هستيم، بويژه اينكه منطقه بسيار وسيع است و ما فقط چهار نيروي گشتي داريم. اين نيروها چند وظيفه را مانند جلوگيري از تجاوز به حريم و ساختوسازهاي غيرمجاز در حريم برعهده دارند.
مدير ادارهي ميراث فرهنگي و گردشگري مرودشت تأكيد كرد: كار زياد و نيرو كم است و در اين ميان، ممكن است كه يكي دو حفاري غيرمجاز نيز انجام شوند.
ايسنا
منبع تارنماي کميته نجات پاسارگاد

آيين بزرگداشت انقلاب مشروطيت و يادبود سردار اسعد بختياري ، سرداربزرگ مشروطه ، به فراخوان کانون بارگاه مهر و با حضور پرشور گروهي از جوانان اصفهاني و بختياري ، پنج شنبه 17 امردادماه در آرامگاه وي در تخت فولاد اصفهان برگزار شد. علي قلي خان بختياري نامدار به سردار اسعد ( ۱۲۷۴ ق - ۱۳۳۶ ق ) از سرداران بختياري و از آزادکنندگان تهران در روند انقلاب مشروطه در ايران است. در جريان انقلاب مشروطيت سردار اسعـد با هـمراهي بخـتياري ها و آزادي خواهان ديگر، سپاهـي گردآورد و راهي تهـران شد و سرانجام با ياري گروهي از آزادي خواهان شمال، در ۲۴ جمادي ثاني ۱۳۲۷ ق. وارد تهـران شدند. سردار اسعد و آزادي خواهان در هنگام ورود به تهـران از سوي مردم با آغوش باز مورد استـقبال قرار گرفـتـند و پس از درگـيري هاي پـراکنده، شهـر را آزاد ساختند و در روز جـمعه ۲۷ جمادي ثاني سال ۱۳۲۷ ق. ( ۲۱ تـير ۱۲۸۸ خورشيدي - ۱۶ ژوئيه ۱۹۰۹ ميلادي ) نبرد پايان يافت و در ساعت هشت و نيم بامداد ، مـحـمد علي شاه با 500 تن از سربازان و بستگـان و جنگ سالارانش به سفارت روس در زرگـنده پـناهـند شد.

برگرفته از تارنگار ايران نامه www.drshahinsepanta.blogsky.com
بيانيه احزاب در دفاع از محيط زيست و لزوم پيگيري اصل پنجاهم قانون اساسي
شماري از احزاب، پنجشنبهي گذشته، در حاشيهي نشست فصلي خانهي احزاب ايران، بيانيهاي را در دفاع از محيط زيست صادر كردند. متن كامل اين بيانيه كه شرح دغدغههاي اين گروه از احزاب بهعنوان بخشي از بدنهي فعالان جوامع مدني است، به شرح زير است:
شوربختانه ضعف مسؤولان سازمان حفاظت از محيط زيست از سويي، و نيرومندي پيمانكاراني كه از طريق وزارتخانهها اهداف سودجويانهشان را در قالب طرحهايي به ظاهر عمراني پي ميگيرند، كار را به جايي رسانده كه ايران از نظر شاخصهاي پايداري محيط زيست در ميان 146 كشور جهان رتبهي 132 را بهدست آورد. همچنين براساس شاخصهاي جهاني عملكرد زيستمحيطي سال 2008 كه در مجمع جهاني اقتصاد – داووس منتشر شد و بر دو هدف اصلي حفاظت از محيط زيست و مديريت صحيح منابع طبيعي استوار است، ايران در مقايسه با سال 2006 ميلادي با 14 پله نزول به رتبه 67 رسيده است.
به راستي سازمان حفاظت محيطزيست كه دير زماني است وظايف خود را از حفاظت از حيات وحش به مفهوم كليتر بستر حيات ارتقا داده است در اين چرخهي رو بهزوال چه نقشي را ايفا ميكند؟! گرچه ضرورت وظايف محوله و حجم تشكيلاتي، سازمان حفاظت محيطزيست را ميتواند در قامت يك وزارتخانه قرار دهد اما به لحاظ اينكه در حال حاضر رييس آن از معاونان رييسجمهور است، عملا به جاي پاسخگويي به مجلس، تنها توسط مقام مافوق خود حسابرسي ميشود. اين در حالي است كه در شرايط كنوني، سياستهاي حفاظت از محيط زيست در دولت كاملا ناديده گرفته شده و در اكثر مواقع و با وجودي كه از لحاظ قانوني و به پشتوانهي اصل پنجاهم قانون اساسي، سازمان حفاظت محيطزيست ميتوانسته از اقدامات مخرّب وزارتخانهها و سازمانهاي ديگر جلوگيري كند، اما در نهايت ناباوري تفاهمنامههايي را امضا كرده است كه در آنها حق محيط زيست ناديده گرفته شده است.
جنگلزدايي، تخريب مراتع و توسعهي بيضابطه اراضي كشاورزي، تخليه پسابهاي آلوده صنايع و زهكشهاي كشاورزي به رودخانهها و تالابها، آلودگي سفرههاي آب زيرزميني با انواع آلودگيهاي صنعتي و شهري بهويژه دفع زبالههاي بيمارستاني، سدسازيهاي بيرويه، جادهسازيهاي غيراصولي، انقراض گونههاي جانوري، كمرونق شدن و از بين رفتن مزارع كشاورزي و افزايش بيماريهاي ناشي از آلودگي هوا، آب و خاك و... همه و همه نگرانيهاي جامعهي مدني كشور را افزايش داده است؛ نگرانيهايي كه متأسفانه پاسخِ وزيران و مديران مربوطه را هم در پي نداشته است.
هر جا كه پوشش گياهي در نتيجهي بهرهبرداري بيرويه و يا آلودگيهاي زيستمحيطي و يا جادهسازي و سدسازي و تغيير كاربري اراضي جنگلي و مرتعي از بين رفت، بيابان با سرعتي هر چه تمامتر جايگزين ميشود. وقتي سدهايي ساخته ميشود كه دِبي درياچه اروميه را به صفر ميرساند تا 150 هزار هكتار از درياچه به شورهزار تبديل شود، وقتي بهرهبرداري بيرويه از سفرههاي آب زيرزميني، ۶۰۰ دشت كشور را با بيلان منفي مواجه ميكند، وقتي در شيب ۴۰ درجه و در قلب جنگلهاي زاگرس، زمين را شخم ميزنند و يا مجوز ساخت شهركها و ويلاها صادر ميشود،... در واقع به رشد بيابانهاي كشور كمك كردهايم. روند تخريب جنگلها و از بين بردن منابع آب و خاك (كه با ادامهي آن تا كمتر از 20 سال ديگر خاك مرغوبي براي كشاورزي و نزديك به 60 سال ديگر جنگلي نخواهيم داشت) و روند ويران شدن مناطق حفاظتشده، پاركهاي ملي و تالابها و درياچهها، به اندازهاي سهمگين است كه براي كاستن از شتاب اُفت كارايي سرزمين مادريمان، ايران، تنها عزمي ملي را نيازمنديم.
احداث بزرگراه در ذخيرهگاه زيستكره و پارك ملي گلستان، احداث جاده در تالاب انزلي، احداث جاده در جنگل ابر شاهرود، احداث نيروگاه در پناهگاه حياتوحش كيامكي، واگذاري 7500 هكتار از اراضي تالاب هورالعظيم به وزرات نفت، خشك شدن تالابهاي بينالمللي ايران – نه بهخاطر خشكسالي، بلكه بهخاطر قطع حقآبهي حياتي آنان همچون درياچههاي اروميه، بختگان،... – احداث صنايع آلايندهي نفت و پتروشيمي در جنگلهاي گيلان و تالابهاي گلستان، واگذاري اراضي پاركهاي ملي و مناطق براي عبور خطوط لوله نفت و گاز، و موارد بيشمار ديگر كه شوربختانه در بيشتر مواقع، موافقت و يا سكوت پرسشبرانگيز سازمان محيط زيست را هم بهدنبال دارد ما احزاب سياسي بهعنوان بخشي از بدنهي فعالان جوامع مدني كشور را بر آن داشت تا خواهان تغييرِ رياست سازمان مربوطه، و خواستار پيگيري مجدانهي اصل پنجاهم قانون اساسي باشيم.
احزاب امضاكنندهي اين بيانيه عبارت هستند از:
حزب آزادي، حزب اتحاد ملي ايران، حزب ارادهي ملّت ايران، حزب اسلامي رفاه كارگران، حزب اعتماد ملي، حزب پاك ايران، حزب ترقي ايران، حزب جامعهي مدني استان همدان، حزب فرزندان ايران، حزب مردم، حزب وحدت ملي، كانون مهستان، كانون دانشجويان و دانشآموختگان استان ايلام، كانون فارغالتحصيلان و دانشآموختگان استان آذربايجان غربي، كانون همبستگي دانشجويان و فارغالتحصيلان، مجمع فرهنگيان ايران اسلامي، مجمع دانشجويان و دانشآموختگان استان گلستان، سازمان رهروان فردا، جمعيت اسلامي وكلاي دادگستري،

هشدار گروه کارشناسي کميته بين المللي نجات پاسارگاد
خطر سست شدن بستر و همچنين سنگهاي پي در پاسارگاد کاملا جدي مي باشد
از: مهندس حميد رضا خادم

مدت هاست بخش هايي از نهادهاي قدرت بدون اندکي ملاحظه و دلسوزي کمر به نابودي، ميراث به يادگار مانده از تاريخ و تمدن با شکوه اين مرز پر گوهر، بسته اند و نمادهاي عظمت و بزرگي اين کشور را که براي ايران و ايرانيان مايه افتخار و مباهات است يکي پس از ديگري مي بخشند، مي فروشند و يا به شکلي عمدي به ويراني مي کشانند.
به غير از آثار باستاني که دائما و بدون توقف ، سالهاست به صورت برنامه ريزي شده اي سر از موزه ها و کلکسيون هاي دولتي و خصوصي خارج از کشور در مي آورند ، بناهاي تاريخي نيز يک به يک در حال تخريب و نابودي مي باشند ، سد باستاني جره رامهرمز ، کتيبه هاي مدفون شده در زير سدهاي کارون 3 و 4 ، هرمز اردشير ، کتيبه خليج فارس در جزير خارک ، پاسارگاد در سد سيوند و ... آثار ديگري که يا با عدم توجه مسئولان و يا به بهانه توسعه در حال نابودي مي باشند .
پروژه سد سيوند که از سالها پيش توسط مهندسين مشاور و پيمانکار دولتي وابسته به نهادهاي نظامي آغاز شده تا به امروز و با وجود اعتراضات گسترده مردم و نهادهاي غير دولتي و مدني در داخل و خارج از ايران همچنان ادامه دارد پروژه اي است کاملا زيان بخش. اين سد عواقبي خطرناک و غيرقابل جبران براي پاسارگاد و آثار ديگر تاريخي و حتي طبيعي آن منطقه به همراه داشته است.
متاسفانه نه تنها احداث اين سد عملي کاملا غير فني و غير کارشناسانه بوده بلکه به ساده ترين اصول سد سازي هم در اين مورد توجه نشده است. به طور مثال:
ـ در وقت ساختن يک سد به دلايل فني ضرورت دارد که تمامي خروجي ها و منافذ در اطراف سد و مخزن که مي تواند باعث خروج آب گردد با احداث ديوار و پرده آب بند مسدود شود . با وجود آبهاي زير سطحي و حرکت آن در مسير و جهت رودخانه و شيب زمين ، احداث اين ديوار و پرده آب بند سبب شده که سطح آبهاي زيرزميني بالا آمده و پي آرامگاه کورش بزرگ در پاسارگاد مستقيما در معرض آب قرار گيرد . اين رخداد خطرناک مي تواند فاجعه بسيار بزرگي را براي اين اثر تاريخي و مهم ايجاد نمايد چراکه با توجه به وجود آب در زير سازه اي سنگي با ارتفاع چهارده متر و مساحت بيش از يکصدو شصت متر مربع مي تواند بدليل سست شدن زمين طبيعي در زير مقبره کورش، باعث نشست آن و در نهايت فروريزي پاسارگاد گردد
ـ خطر ديگر، به دليل آهکي بودن سنگ هاي بکار برده شده در بناي پاسارگاد و قرار گرفتن مستقيم آن در برابر آب مي تواند به دليل وجود پديده کارست که سنگ هاي آهکي را سست و اسفنجي مي نمايد ، پي آنرا از بين برده و ساختمان پاسارگاد دچار ريزش و نابودي شود .
ـ اين موضوع جداي از رطوبت حاصل از هواي منطقه و تاثير آن بر سنگهاي بنا مي باشد که آن نيز به تنهايي و به دليل احداث سد و بالا رفتن ميزان رطوبت مي تواند در طول زمان آثار مخرب فراواني را با تشديد هوازدگي بر روي سنگ هاي بنا داشته باشد .
به اين ترتيب و با توجه به گزارش هاي دقيق کارشناسي که تا به حال انجام شده و همچنين عکسهاي موجود در منطقه ، اعلام مي کنيم که تراز آبهاي زير سطحي به يک متري سطح زمين رسيده و خطرات ذکر شده در خصوص سست شدن بستر و همچنين سنگهاي پي در پاسارگاد کاملا جدي مي باشد، لذا ضمن اعلام خطر ، وظيفه حرفه اي و ملي خود مي دانيم که ضمن اطلاع به مردمان ايران صريحا هشدار دهيم که اگر مسئولين مربوطه هرچه سريعتر نسبت به برطرف کردن وضعيت موجود و تعطيلي سد و رفع خطر از آن منطقه اقدام نکنند به زودي شاهد فاجعه اي غير قابل جبران خواهيم بود که شرمساري آن متوجه مردمان با فرهنگ ايران نيز خواهد شد.
حميد خادم، مسئول گروه کارشناسي کميته بين المللي نجات پاسارگاد
http://www.savepasargad.com/ برگرفته از تارنماي کميته نجات پاسارگاد :

تقاضاي ياري از مردمان جهان براي نجات پاسارگاد
رفتارهاي غير مسئولانه، غير منطقي و ناعادلانه جمهوري اسلامي ايران نه تنها بدترين مشکلات و مصيبت ها را براي مردمان ايران بوجود آورده بلکه دولت ها و متاسفانه برخي از مردمان جهان را نيز به اين فکر انداخته که ما مردماني خشن و ماجراجو هستيم. و به نظر مي آيد همين برداشت سبب شده که به طور مستقيم و غير مستقيم منافع حقوقي و فرهنگي ما، به عنوان بخشي از مردمان کره خاک، که بر اساس قوانين بين المللي بايد مورد توجه موسسات بين المللي باشد مورد بي توجهي قرار گرفته است.
يکي از رفتارهاي غيرمسئولانه دولت ايران بي توجهي و يا تخريب هاي عمدي بخشي از محوطه هاي باستاني و يا بناهايي است که متعلق به قبل از اسلام يا متعلق به مذاهب ديگر است.
در چهار سال گذشته ما، بخشي از مردمان فرهنگدوست در سراسر جهان، و بر اساس بيانيه حقوق بشر، و کنوانسيون 1972 حفظ آثار ملي و جهاني، در «کميته ي بين المللي نجات پاسارگاد» گرد آمده ايم و با انجمن ها و گروه هاي همراه يا وابسته به آن در خارج و داخل ايران براي نجات اين ميراث هاي ملي و بشري تلاش کرده ايم. ما بارها و بارها نامه هايي به سازمان هاي حقوق بشر و سازمان يونسکو، نوشته ايم و با عکس ها و مدارکي مستند و کارشناسانه آن ها را در جريان ويراني هاي هر روز فزاينده قرار داده ايم.
مهمترين اين ويراني مربوط است به آرامگاه کورش بزرگ است ـ رهبري سياسي که در راستاي برابري حقوقي مردمان و صلح ميان آن ها تلاش مي کرد. کسي که به تصديق و نظر اکثر باستانشناسان و تاريخ دانان جهان به عنوان اولين گوينده حقوق بشر در 2500 سال پيش شناخته شده است.
آنچه آرامگاه کورش را تهديد مي کند از جانب سدي به نام سيوند است که در نزديکي اين محل ساخته شده و از طريق بالا بردن رطوبت هوا و سطح آب هاي زيرزميني اين اثر را به سوي ويراني مي راند.
اما متاسفانه نه تنها دولت و سازمان ميراث فرهنگي ايران تا اين لحظه هيچ واکنشي جز لجبازي انجام نداده بلکه يونسکو نيز در اين مورد سکوت کرده است. در عين حال و همزمان با بخشي از حکومت ايران که سعي دارد کورش را، به عنوان نشانه اي از فرهنگ قبل از اسلام ايران رد کند، دو نشريه اروپايي نيز دست به انتشار مقالاتي عليه کورش بزرگ زده اند که پاسخ آن ها به طور مستند و تاريخي و بوسيله افرادي متخصص داده شده است.
در واقع آن چه که ما اکنون براي نجات آن تلاش مي کنيم چيزي نيست جز يک فرهنگ خردمدار که از سلطه جويي و جنگ و خشونت و تبعيض به دور است و خواستي انساني است براي زيستني متمدنانه، و توام با آشتي و مهر با مردمان سراسر جهان، و بر کنار از هر نوع تبعيض مذهبي يا عقيدتي.
اما اکنون، آن گونه که کارشناسان و مهندسين خبر مي دهند و آن چنان که از خبرها و عکس هاي موجود برمي آيد آرامگاه يکي از مهم ترين پايه گذاران اين فرهنگ متمدن، يعني کورش بزرگ، در خطري جدي و عمدي ناشي از فرو رفتن در آب است.
خانم ها، آقايان، ما براي نجات اين منطقه که جزو ميراث جهاني، و در واقع جزو ميراث همه ي مردمان جهان است، از شما ياري مي طلبيم و مي خواهيم که از يونسکو و ديگر سازمان هاي مربوط به آثار باستاني در کشور محل اقامت خود بخواهيد که براي حفظ اين اثر مهم بشري همراه ما باشند و نگذارند که به دليل غرض هاي سياسي تبعيض آلود ماجراي تخريب مجسمه بودا به دست طالبان يک بار ديگر و اين بار در کشور ما اتفاق بيفتد.
با مهر و احترام
شکوه ميرزادگي
از سوي کميته بين المللي نجات پاسارگاد
هفتم اگوست 2008
متن انگلسي را مي توانيد در قسمت ادامه مطلب مشاهده فرماييد
گرامي باد سالروز قيام ملي سي تير
همه جا غرق در هيجان و حرکت است تمامي آزادي خواهان و ايران دوستان در خيابان ها به تکاپو ي دفاع از دولت ملي خويش ازجان مايه مي گذارند ناگهان پليس تصميم به شليک مي گيرد , تفنگها به صدا درمي آيند و يکي از همين گلوله ها سينه نوجواني را هدف قرار مي دهد که با قلبي مملو از عشق ميهن به کارزار شتافته است اما غافل از اين که حتي گلوله هم نمي تواند چيزي از عشق او به پيشواي خود مصدق کبير بکاهد ودراين هنگام امير بيجار اين دانش آموز دلاور ايراني به مثابه استاد وطن دوستي دست بر خون خويش مي زند وبا اندک تواني که در تن ناتوانش باقي ست بر ديوار ساختمان آموزش و پرورش وقت به خط خون مي نگارد يا مرگ يا مصدق ناگهان جمعيت يکپارچه به پا مي خيزد و همگان فرياد مي زنند از جان خود گذشتيم با خون خود نوشتيم يا مرگ يا مصدق , تار و پود شور و شعور يک ملت به هم تافته مي شود تا فرش آزادي و حاکميت ملي اين سرزمين به دست مصدق کبير بافته شود و قيام ملي سي ام تير ماه به پيروزي مي رسد تا برگ زرين ديگري از تاريخ افتخارات ملت ايران با خطي سرخ نگاشته گردد و نام و ياد شهيدان آن روز همچون رضا ايوبي ارغند (دوره گر) ـ حسن نيکو سخن (آهنگر) ـ عباس لـًولـًو (زرگر) ـ محمود عموئي (آجيل فروش) ـ نوروز کفائي (يخ فروش) ـ مرتضي دستخوش نيکو (شاگرد دوچرخه ساز) ـ صفر حنيفه رحفاني(ريخته گر) ـ قدرت سليمي ـ اسمعيل عينک چي ـ هوشنگ رضيان(عطار) ـ غلامحسين صادقي(بلورفروش) ـ محرم رستمي(خياط) ـ اسمعيل وزيري(توتون فروش) ـ امير بيجار(محصل کلاس پنجم) ـ جبار رشيدي(کارگر جوراب باف) ـ حبيب شوقي رضواني (راننده) ـ سعدي اسکندري ـ پرويز رجائي(آرايشگر) به ويژه دانش آموز شهيد امير بيجار در قلب يکا يک عاشقان اين سرزمين براي هميشه تاريخ باقي بماند
نامشان جاويدان و راهشان پر رهرو باد
بابک مغازه اي
سي ام تير ماه1387 خورشيدي
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|