تبليغاتX
امضای درخواستنامه برای ثبت نوروز در تقویم سازمان ملل  پاینده ایران,مرگ بر وطن فروشان تجزیه طلب برای ایران
 
به نام ایران به عشق ایران برای ایران
 

و چرا گاه نوشت0000000000

چند روز پيش اتفاق کوچکي همچون بمبي , چارچوب ذهن مرا درهم ريخت , انبوهي از مطالب و خاطرات به ذهنم هجوم آوردند و پس از آن تصميم گرفتم هر آنچه را که بر ذهنم مي گذرد چه زاينده لبخند بر لبانم باشد و چه نشاننده دردي بر گوشه دلم با دوستان و مخاطبين تارنگار خود بازگوکنم

اين دردها و لبخندها گاه با ديدن صحنه اي , تجربه واقعيتي و خواندن نوشته اي به دل مي آيند و اگر نگاشته نشوند دمي ديگر به فراموشي سپرده خواهند شد به همين دليل مي خواهم گاه نوشت ها را آنگونه که بر دل مي گذرند بنويسم , نه آنگونه که خود دوست دارم و يا آنگونه که ديگران مرا مي پسندند و مي شناسند

مي خواهم فرصتي باشد براي صادقانه گفتن جزئياتي که اغلب ساده از کنارشان مي گذريم  و ناخواسته در قربانگاه ايده ها و کارهاي بزرگ فدا مي شوند

و اميدوارم گاه نوشتها همانطور باشند که بابک هست بي کم و بيش تا شايد حداقل آينه اي باشد براي خودم و حرفهايي آن که گاه مي تواند تلخ باشد دوستي را نيازارد چرا که تا به ياد دارم هيچگاه قلمم را براي آزردن و تسويه حساب با هيچ آشنا و غريبه اي نلرزاندم و در عين حال با پروا از چيزي و به خاطر رعايت مصلحتي از نگارش باز نماندم

نام اين درد دلهاي دوستانه را گاه نوشت گذاشتم چرا که

گاه , دل انسان مي لرزد و قلم را براي تاختن بر سپيدي برگه ها فرمان مي راند

ابتدا مي خواستم شب نوشت نام نهم اما به ياد شب نامه افتادم و ترسيدم حاشيه هايش از متن افزون تر شود , سپس به ياد روزنوشت افتادم که آن هم ياد بسيار کسان را در ذهن زنده مي ساخت که از اين واژه سود برده بودند و خلاصه هر چه نوشت بود  همچون وب نوشت , خود نوشت و .............. را از ذهن گذراندم اما بازهم به همان گاه نوشت رسيدم

و پيشاپيش مي دانم که متن برخي از اين نوشته شايد روزي دست آويزي باشد براي آنهايي که مادر زاد منتقدند و انگار همچون دستگاه فلزياب هيچ رسالتي غير از يافتن و بزرگ نمايي تناقض و تغيير در انديشه هاي افراد حتا با گذر ده ها سال ندارند 

اما هيچ باکي نيست چرا که براي من نوشتن پلي است براي رسيدن به انديشه روشن تر فردا و هيچ املايي بي غلط نيست و خرسند خواهم شد اگر دوستان با نقدهاي سازنده و بدور از سياه نمايي صرف ياريگر پيشرفت انديشه هايم باشند

پس تا گاه نوشت اول که تولدش را مديون آرين  کوچک و شيرين سخن بودم بدرود .............

  نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387ساعت 1:43  توسط بابک مغازه ای  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM  

بدون سانسور| کدهای موزیک